آخرین اخبار

27. آبان 1396 - 13:03   |   کد مطلب: 296855
26 آبان ماه 1396 تنها 5 روز پس از زلزله بزرگ «ازگله» در استان کرمانشاه، به قصد تهیه گزارش به سمت مناطق زلزله زده حرکت کردم. اولین گزارشم توضیحی مختصر از آنچه در شهرها و روستاهای آسیب دیده از زلزله گذشته را به تصویر و توصیف می کشاند! آنچه که در روز پنجم حادثه روی داده است و نیازها و کمک هایی که به این هموطنان زلزله زده رسیده و یا باید برسد.

به گزارش هزار ماسوله، زمانی که به جوانرود رسیدم، در یکی از  سوپرمارکت های شهر مقداری خرید کردم.دوست تهرانی‌ام از همان صبح اول حادثه مرتبا با من در تماس بود و اصرار داشت کمکی به حادثه دیدگان کند. با کمک های ماهرخ و همراهی پسرخاله‌ام و همسر گرامی‌اش توانستیم اقلام را خریداری کنیم و در بین راه بسته بندی کنیم. نکته ای که فکر می کنم خیلی اهمیت دارد، بسته بندی کمک های ارسالی است. اگر این هدایا به تعداد افراد و در بسته بندی های منظم توزیع شود، نظم خوبی به شبکه توزیع و پخش مواد خواهد داد.

 

حرکت به سمت ثلاث

 

از همان خروجی شهر جوانرود ترافیک روان ماشین های حمل کمک های مردمی را می دیدیم. کاروان هایی که از روستاها و شهرهای مختلف آمده بودند. کاروان هایی نیز از طرف شرکت ها و کارخانجات مختلف روانه شهرستان ثلاث بودند و بالاخره تعداد بسیار زیاد ماشین های شخصی که جعبه، باربند و ماشینشان را مملو از كمك شده بود. این حجم از همدلی ها و همراهی های مردم در همان ابتدای خروجی شهر جوانرود هر تازه واردی را تحت تاثیر قرار می داد. ترافیک روان و قابل تحملی برای همه مردم بود، در همه نقاط زلزله زده یک بار هم صدای بوق ماشین ها را نشنیدم. انگار آستانه تحمل همه رانندگان به شدت بالا رفته بود. نکته دیگر حضور یگان های ویژه نیروی انتظامی و سپاه بود که در جهت مخالف حرکت کاروان ها و در واقع در خروجی شهرستان های زلزله زده مستقر شده بودند. در جهت حرکت کاروان ها به سمت ثلاث باباجانی اما راهنمایی رانندگی حضور بیشتری داشت...

 

ابتدای خروجی شهر جوانرود، عده ای از جوانان با چایی و بسکویت از مردم استقبال می کردند اما زمانی که به اولین روستاهای شهرستان ثلاث باباجانی رسیدیم، کودکانی را دیدیم که به زبان های مختلف پلاکادرها و کاغذهای  تشکر را در دست داشتند. تقریباّ در همه روستاهای شهرستان ثلاث باباجانی هیاتی از کودکان و نوجوانان بوسیله کاغذ، مقوا و پارچه و ... از اهداکنندگان و امدادگران مردمی تشکر و قدردانی می کردند. بسته به وسع مالی روستا یا شهرشان و بسته به شدت زمین لرزه نوع و جنس تشکر آنها فرق می کرد. بطور مثال در تازه‌آباد ثلاث با بنر از مردم تشکر کرده بودند اما در شهر ازگله بر روی پارچه ای که شاید با ماژیک متنش را نوشته بودند، با مقواها و کاغذهای کوچکتر از سایر نقاط...

 

وضعیت روستاهای ثلاث و شهر تازه‌آباد

 

ویرانی های روستاهای نرسیده به ثلاث خیلی محسوس نبود، بیشتر خانه‌های روستایی که مصالحشان از گل و چوب بود، تخریب شده بودند و ساکنین از ترس پس لرزه ها در چادرها می خوابیدند. زمانی که به ورودی شهر تازه‎آباد رسیدم، کمپ ها و اردوگاه هایی را دیدم که از ورودی شهر شروع می شدند و در طول شهر امتداد می یافتند! تقریبا بیشتر ساکنین شهر از ترس تکرار زلزله و شدت پس لرزه ها در بیرون از ساختمان ها و منازلشان و در چادرها ساکن بودند. زلزله به ساختمان های تازه ساز و نو هم آسیب رسانده بود و آنچیزی که از محوطه و نمای ساختمان ها قابل مشاهده بود، ریزش راهروها، حیاط بیشتر منازل و ساختمان های اداری بود. متاسفانه حتی مساجد تازه ساز هم از این تخریب در امان نمانده بودند.

 

بعد از خروج از شهر تازه‌آباد و صحبت با برخی از مصدومین به طرف ازگله به راه افتادم، هرچه به طرف شهر ازگله بیشتر حرکت می کردیم شدت و وسعت تخریب ها بیشتر می شد. اما روستایی در این میان توجهم را جلب کرد که حتی دیوارهایش یک ترک ساده برنداشته بود. زندگی بر طبق معمول جریان داشت و ساکنینش حتی درخواست چادر هم نمی کردند.

 

تخریب وسیع در شهر ازگله

 

زمانی که وارد شهر ازگله شدیم، شلوغی ها و ازدحام بیش از خرابی ها جلب توجه می کرد. نمای ساختمان ها علی الظاهر تخریب صد در صدی نداشت. اما زمانی که داخل ساختمان ها را می دیدم به عمق فاجعه پی می بردم. بیشتر خانه ها یا سقفشان ریزش کرده بود، یا بخشی از دیوار بطور کامل تخریب شده بود.اگر تازه ساز بودن شهر بعد از زمان جنگ را نیز مدنظر داشته باشیم، باید تصور شدت زمین لرزه در این شهر برایمان ممکن شود. با ساکنین که صحبت می کردم، تنها راه نجاتشان را بعد از لطف خداوند؛ پیش لرزه ای می دانستند که به آنها فرصت فکر کردن در مورد زمین لرزه را داده بود! یکی از منازلی را دیدم که بیش از نود درصد تخریب شده بود، پیرزنی نه چندان مسن می گفت: «خانه ام نوساز است، اما می بینید که تخریب شده، خدا با ما بود که آن شب را در منزل یکی از بستگان بودیم»

 

اگر شدت خرابی های شهر ازگله را مشاهده کنید در آماری که انتشار یافته شک خواهید کرد، اما انگار دستی از غیب حافظ جان ساکنین این شهر بوده است. شهری که مرکز اصلی و کانون این زمین لرزه اعلام شد...

 

مناعت طبع و عزت نفس زلزله زدگان/آنچه که نیاز هست

 

زمانیکه می خواستم هدایای دوستم را میان زلزله زدگان تقسیم کنم، بیشتر زلزله زدگان از پذیرش امتناع می کردند، تا اینکه مجبور می شدم که توضیح بدهم؛ اقلامی مانند کش، شانه، نایلون زباله، کبریت، دستکش و ... در بسته ها موجود است. تلاش کرده بودم در بسته ها به نیازهای ثانوی آنان توجه کنم. چون می دانستم بسته های غذایی، پتو و امکانات اولیه تقریبا در بیشتر روستاها توزیع شده و گاها در برخی از آن روستاها از حد نیاز فراتر این اقلام را دریافت کرده بودند. بنابراین توصیه می کنم اقلام کوچک و البته بسیار ضروری مانند ناخن گیر، نخ و سوزن، قیچی، چسپ،نایلون زباله و  لوازم بهداشتی و ... را در بسته های اهدایی خود بگنجانید. بنابر آنچه که از نیازهای این عزیزان زلزله زده مشاهده کردم؛ فکر می کنم بعد از داشتن چادر، پتو و بسته های غذایی؛ نیاز به چراغ های نفتی و پیک نیک ها در روستاهای دورافتاده تر و دور از جاده اصلی وجود دارد اما برای روستاهایی که درصد تخریب ها خیلی بالا نبوده و در مسیر اصلی مواصلاتی بین شهرستان ها قرار گرفته اند رفع این نیازهای ثانوی کمکی است که می تواند مفید باشد. شاید اقلامی مانند قابلمه، خشکبار و لوازم آشپزخانه هم در روستاهای با درصد تخریب بالا کمک فراوانی باشد. در شهرها و روستاهای کمتر آسیب دیده مردم وسایل و لوازم ضروری را از زیر آوار بیرون آورده و بوسیله آنها رفع مایحتاج می کنند..

 

کمک های مردمی اگر در بسته های حمایتی مشخص با ذکر تعداد افراد یا خانوار و برای رفع نیازهای ثانوی باشد بسیار کمک کننده است. زیرا نهادهای حمایتی مانند هلال احمر و سایر ارگان ها در صدد رفع نیازهای اولیه بوده و هستند و فکر می کنم بعد از گذشت پنج روز از این حادثه تلخ، کمک های امدادی و همراهی مردم و ارگان ها با هم این نیازها را مرتفع کرده است.

 

آلودگی محیطی و عدم رعایت بهداشت

 

متاسفانه آنچه که بسیار آزاردهنده بود؛ حجم زیاد زباله ها و آلودگی هایی بود که در کنار چادرهای زلزله زدگان مشاهده می شد. به هر دلیل نه خود زلزله زدگان و نه امدادگران مردمی و نهادها در حال حاضر اقدام به دفع زباله های ناشی از این حادثه نبوده اند. اگرچه نیروهای هلال احمر، پزشکان و امدادگران این نهاد روزانه به همه روستاهای آسیب دیده سرکشی می کنند و اقلام مورد نیاز دارویی را توزیع می کنند. اما متاسفانه از نظر بهداشتی به هیچ وجه این محیط ها مطلوب نیستند و ممکن است اگر اینگونه پیش برود و از نظر سرویس های بهداشتی و حمام های سیار و البته دفع زباله فکری به حال هموطنان زلزله زده نشود با یک معضل بزرگتری به نام بیماری های واگیردار مواجه شویم.

 

آواربرداری ها و گرد و خاک هم مزید بر علت شده و نفس زلزله زدگان را هر روز تنگ تر می کند...هرچند بارش باران نیز در روزهای آینده سرماخوردگی ها و بیماری های دیگر را نیز افزایش خواهد داد. پیشنهاد می کنم درصورت امکان کمک های نقدی فراوانی که تاکنون به نیت کمک رسانی به هموطنان زلزله زده جمع آوری شده است در بخش نصب دستشویی ها و حمام های سیار و کانکس های موقت هزینه شود. به طور یقین به این زودی ها کار مرمت و بازسازی منازل انجام نخواهد شد زیرا فصل سرما را در پیش داریم.

 

سخن پایانی

 

لازم می دانم از طرف خودم از تمام هموطنان عزیزی که از شهرها و روستاهای دور و نزدیک کشورمان به کمک عزیزان زلزله زده شتافتند، تشکر کنم. حجم بالای کمک های مردمی و نهادهای دولتی و خصوصی در این حادثه مهیب بار دیگر اثبات کرد که ایرانیان همیشه انسانیت را خوب تفسیر کرده و می کنند. این همدلی ها و همراهی ها آنقدر ملموس و زیبا است که در این مقال نگنجد. شاید تنها ایرادی که به این تلاش ها می توان گرفت؛ ایجاد ترافیک و ازدحامی است که فاصله های نیم ساعتی را به سه ساعت افزایش داده است. پلی که حدفاصل بین دو روستا در جاده اصلی بین سرپل ذهاب و ازگله قرار گرفته است، ترک برداشته و ترافیک سنگینی را در این محور پدید آورده است. اگرچه برای دلجویی از عزیزان زلزله زده و آسیب دیده این ازدحام ها و شلوغی ها گاهی کمک کننده است ، اما کار نیروهای امداد را با سختی مواجه کرده است. پیشنهاد می دهم دوستانی که قصد کمک رسانی دارند این کمک ها را مستمرا و در قالب کاروان ها ادامه دهند. زیرا ممکن است تب این همیاری ها در هفته های آینده کمتر شود و آسیب دیدگان را با بحران کمبود غذا و سرما مواجه کند.

 

ان شاءالله همچنان که این مصیبت به لطف خداوند کمترین آمار کشته را به نسبت درجه لرزشش داشته است، تلاش کنیم تا آخرین لحظاتی که هموطنان آسیب دیده به روال عادی زندگیشان برمی گردند یاری رسانشان باشیم و آنها را تنها نگذاریم...

 

گزارش از کوثر فخری

27 آبان 1396

 

گزارش تصويري اين گزارش نيز متعاقبا انتشار داده مي شود

تصاویر تکمیلی: 

دیدگاه شما