پربیننده ها

آخرین اخبار

6. آذر 1395 - 1:42   |   کد مطلب: 295328
نبی الله باقریها سابقه بازی در تیم های عقاب، تراکتور سازی ، مس کرمان ، شهرداری تبریز و پرسپولیس را دارد ، باقریها با حضورش در پرسپولیس، توانست بسیار خوب ظاهر شود و اکنون هم به عنوان بازیکن در تیم بعثت کرمانشاه حضور دارد.

به گزارش هزار ماسوله، نبی الله باقریها سابقه بازی در تیم های عقاب، تراکتور سازی ، مس کرمان ، شهرداری تبریز و پرسپولیس را دارد ، باقریها با حضورش در پرسپولیس، توانست بسیار خوب ظاهر شود و اکنون هم به عنوان بازیکن در تیم بعثت کرمانشاه حضور دارد.

 

وی متولد 1358 اصالتا شمالی و اهل روستای کلیشوم گیلان است.

 

این بازیکن که دیروز به شهرستان پاوه عزیمت نموده بود، طی گفتگویی با خبرنگار ما ضمن ابراز خرسندی از حضورش در این شهرستان از چگونگی وارد شدن به فوتبال و رسیدن به آرزویش که بازی کردن در تیم پرسپولیس است می گوید.

 

در ادامه مصاحبه با ایشان خواهد آمد:

 

فوتبال را چطور آغاز کردی و آیا فکر می کردی که روزی را در پرسپولیس بازی کنی؟

 

زمانی که در همان ابتدا به فوتبال علاقه داشتم خیر؛ نه به این شکل که در تیم پرسپولیس بازی کنم اما زمانی که سنم بالاتر رفت با توجه به آنکه احساس توانایی بازی کردن فوتبال در من به وجود آمد، احساس کردم که یک روزی را در این تیم بازی خواهم کرد، اما از نظر امکاناتی استان گیلان در حد ضعیفی بود، که این امکان را برایم سخت کرده بود، ولی آدم اگر اراده و پشتکار داشته باشه، در نبود امکانات هم می تواند به هدف خود برسد.

 

حالا این پروسه ای را که من طی کردم داستان طولانی دارد ولی من یک خواب واقعی دوستم را در این مورد تعریف می کنم: چندین سال پیش که من در لیگ سه بازی می کردم، دوستم خواب دید که با هم در تیم منجستر بازی می کردیم و پیراهنمون هم قرمز است، وقتی که برای بچه ها تعریف کرد همه خندیدند و گفتند این چه خوابی است که دیدی، ما الان لیگ سه هستیم و پنج رده تا لیگ برتر ایران فاصله داریم و الان خواب منجستر برای ما می بینی؟؟

 

من از بچگی هم پرسپولیسی بودم، خیلی تمرین می کردم و کلا یک بار هم برای یک بازی پرسپولیس به استادیوم آزادی رفته ام ، آن بازی هم بازی خداحافظی فرشاد پیوس بود، وقتی این بازی را دیدم مصمم تر شدم و توان خودم را با بازیکنان مقایسه کردم.

 

بعد از دو سه ماه از خواب دوستم، من خودم نیز یک خواب دیدم و در خواب که در کنار استادیوم آزادی که پرسپولیس بازی داشت، بودم و هواداران هم، پرچم قرمز می فروختند، یک آرزویی کردم که آیا امکانش هست من روزی را در پرسپولیس بازی کنم؟ واقعا این آروزی بزرگ همیشه همراهم بود.

 

از آن موقع پس از 7 سال که در چندین تیم بازی کردم، یادم رفت از خداوند که چه چیزی را از خداوند درخواست کرده بودم.اما ما آدمها خیلی فراموش کاریم، ولی در اولین بازی پرسپولیس با سایپا در استادیوم آزادی با نتیجه یک بر صفر که پیروز شدیم، در وسط زمین که آرزویم را به یاد آوردم، نشستم و گریه کردم برای آن چیزی را که از خدا خواسته بودم و همیشه همراهم بود و خداوند بهم داد.

 

منظور من از تعریف کردن این داستان این بود، که متاسفانه چون ورزش ما زیر ساخت مناسبی ندارد، خیلی از جوانان ورزشکار ما که استعدادهای زیادی را در رشته های مختلف دیگر دارند، ناامید نشوند و هدف خود را تعیین کنند و برای هدف خود بجنگند.

 

من خودم برای رسیدن به هدفم خیلی تلاش کردم، جنگیدم بعضی مواقع کرایه ماشین نداشتم و در میدان آزادی می خوابیدم و یا جورابای مادرمان را برای ورزش به پا می کردیم، واقعا گفتن این موارد برای من آه نیست بلکه جوانانی که اکنون مثل من هستند بدانند و انگیزه بگیرند، و بدانند کسانی همچون من برای رسیدن به هدف خود متحمل سختی های شده اند.

 

به یاد دارم آن روزها که در یک کارگاه نقاشی کار می کردم، پس از پایان کار که بوی تنیر و رنگ به لباسهام جذب می شد، تو اتوبوس امکان تنفس را برای مردم سخت می کردم، با فرغون هم کار کرده ام ، ماسه جابجا کرده ام ولی از هدفم نزدم و هدفم را ادامه دادم و الان رسیدن به این هدفم برایم لذت بخش است.

 

سابقه عضویت در کدام تیم ها را داشته ای؟

 

 پاسارگاد، آپولون، نیروی محرکه، عقاب، تراکتورسازی ، پرسپولیس، مس کرمان، شهرداری تبریز و صنعت نفت آبادان

 

تیم پرسپولیس را نسبت به دیگر تیم ها که حضور داشته ای، چگونه مقایسه می کنی؟

 

اصلا پرسپولیس با هیچ تیمی قابل مقایسه نیست ، شما نمی توانید آن شور و حال و آن تماشاگر و هوادارانی را که شور خاصی به آدمی می دهند و مسئولیت پذیری در این تیم را با دیگر تیم ها مقایسه کنی، "پرسپولیس یعنی هوادارش" هیج تیمی تو ایران به جز تیم پرسپولیس که من بازی کردن در آن را تجربه کرده ام، و تیم استقلال هم که هواداران خاص خودش را دارد، لذت شور و حال هوارداران را ندارد و این شور و حال هواداران با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.

 

افتخارات شما ؟

 

دو بار در تیم پرسپولیس در سال 1386 و سال 1388 قهرمان شدیم و چه افتخاری بالاتر از این که در این تیم دو بار به مقام قهرمانی دست یافتم.

 

چه چیزی باعث شد که راهی شهرستان پاوه شوید و با چه هدفی به این شهرستان آمدید؟

 

من تیم ملی امید ایران بودم ، از تیم خط خوردم و چون مشاور درستی نداشتم ، از لجبازی دفترچه سربازی گرفتم و خدمتم هم پادگان شهید همت روانسر افتادم و امروز با یکی از دوستانم به اسم شجاع عزتی به روانسر آمدیم و پس از آن چون یک فیلم شهید چمران هم به عنوان حماسه 26 مرداد پاوه در پاوه درست شده بود ، دوست داشتم این منطقه را ببینم و دوستای خوبی هم که در این شهرستان دارم، به قصد زیارت به پاوه آمدم.

 

تنها دلیلی که جوانان ما به ورزش روی نمی آورند، کمبود امکانات است، پیام شما برای این جوانان چیست؟

 

متاسفانه در ورزش ما هیچ مسئولی سر جاش نیست، چون مسئولان ما سیاسی هستند و این مسئولان خواه ناخواه در مورد ورزش اطلاعات کمی دارند، ذائقه جوانان را نمی دانند، مشکلات اقتصادی هم وجود دارد، بخصوص شهرستانها بودجه و اعتباراتی ندارند، و یا اصلا در حد صفر است، جوان باید به خودش در این جامعه اعتبار بدهد و به خودش انگیزه بدهد ؛ زندگی کردن یعنی جنگ و برای رسیدن به هدف باید بجنگی، و مطالعه را هم در دست بگیری و بررسی کنی که مثلا علی دایی چطور علی دایی شده است، چون علی دایی کسی بوده هم ادامه تحصیل داده و هم فوتبالشو بازی کرده و تا 24 سالگی در هیچ جایی بازی نکرده و با شمع زیر تخت درس خوانده است اینها، کسانی هستند که از نظر مالی مرفه نبودند و اتفاقا تمام انگیزه و افتخار این است که از پایه خودت شروع کنی و برای رسیدن به هدفت تلاش کنی.

 

امروز حتی در مرکز تهران ،هم به جوانان امکانات خاص ورزشی نمی دهند، در شهرستانهای کوچک که اصلا امکاناتی وجود ندارد، تنها راه آن هم این است که جوان، هدف خود را مشخص کند و برای رسیدن به هدفش بجنگد که در آینده عذاب وجدان را نداشته باشد.

 

سخن پایانی؟

 

خیلی خوشحالم که در شهرستان پاوه هستم و این شهرستان هم مثل ماسوله گیلان می ماند و الان با مردم خونگرم این شهرستان هستم و همیشه هم به این شهرستان خواهم آمد.

 

با تشکر از اسامه حسینی در فراهم نمودن این مصاحبه

 

 

دیدگاه شما