آخرین اخبار

19. بهمن 1396 - 12:25   |   کد مطلب: 297184
يادداشت/هادي محمودي
هُورامی ها و ریشه های مردمانش
هُورامان سرزمینی با گذشته ای روشن و پرافتخار اما آینده در هاله ای از ابهام :

به گزارش هزار ماسوله، 

هُورامی ها و ریشه های مردمانش

 

هُورامان سرزمینی با گذشته ای روشن و پرافتخار اما آینده در هاله ای از ابهام :

 

بسیاری از مردم گُوران که در ایران عمدتا در استان کرمانشاه و نیز در کُردستان عراق و ترکیه زندگی می کنند اعتقاد دارند که گُوران ها مردمی جدا از کُردها هستند که البته این اعتقاد آنها قدمتی بیشتر از یکصدوپنجاه سال ندارد و ریشه در برخی کتابها و پژوهش های محققین عمدتا غربی و اساسا روس و انگلیسی در دو سده اخیر دارد.

در این بین؛ در میان هُورام ها نیز اتفاق غریبی رخ داد و آن این بود که حدود یکصد سال پیش عده ای از فرهیختگان و نویسندگان هُورامی معتقد شدند که هُورامی ها شاخه ای از گُوران ها هستند و آنها نیز جدایِ از کُردها هستند و ربطی به کُردها ندارند !!!

 

متاسفانه اگر در گذر زمان به تفکر ایجاد شده بنگریم؛ خواهیم دید در پنجاه سال اخیر، فعالیت ها و نوشته های این نویسندگان هُورامی موءثر بوده است و با مراجعه به کتب مختلفی که در پنجاه سال اخیر در خصوص زبان هُورامی و تاریخ هُورامان نگاشته شده است به وضوح مشاهده می گردد که این نویسندگان ادعا دارند که هُورامی ها کُرد نیستند و جدایِ از کُردها هستند و روز به روز این طرز تفکر در میان هُورامی ها ملموس تر می گردد و امروزه بسیاری از فرهیختگان و تحصیل کردگان هُورامی که در زمینه هُورامان دست به قلم هستند چنین اعتقادی دارند و امروزه به وفور در مجلات و سایت های خبری محلی خطه هُورامان این پدیده تبلیغ می گردد !!!

البته تمامی این نویسندگان و محققین کوچکترین توجهی به این موضوع نداشتند که هُورام ها صدها سال کُرد شناخته می شدند و در تمامی منابع تاریخی و متون کهن از آنها به عنوان کُرد نام برده می شود و از بزرگان هُورامی در منابع تاریخی با نام کُرد یاد می شود و هیچ منبع متقدمی وجود ندارد که ادعا کرده باشد که هُورام ها کُرد نیستند؛ اما این نویسندگان معاصر چنین ادعایی دارند !!!

با مراجعه به کتابها و مقالات این اشخاص و پی جویی بیشتر در خواهیم یافت سرنخ اکثریت نوشته های یکصد سال اخیر، در خصوص این قضیه که مردمان ساکن در کُردستان و غرب کشور را به دو دسته تقسیم کرده اند و عشایر و کوچ نشینان را کُرد و یکجا نشینان آنها را گُوران نامیده اند! ؛ برمی گردد به کتاب تاریخ کُرد و کُردستان نوشته مردوخ کُردستانی؛ که این شخص پرنفوذ و شناخته شده برای اولین بار در این کتاب معروفش این تقسیم بندی را انجام داد.(تاریخ کُرد و کُردستان مردوخ؛ جلد اول؛ کتابخانه ملی تحت شماره 1593؛ سال 1353؛ صحفه 108)

پس از آیت الله مردوخ؛ اکثریت نویسندگان تاریخ کُرد و کُردستان در کتابهایشان این تقسیم بندی را انجام دادند تا آنجا که افکار متأثر از این نوشته ها سبب گردیده که امروزه خیلی از گُوران ها خود را کُرد ندانند؛ البته قبل از آیت الله مردوخ چند نفر از محققین روس و انگلیسی این تقسیم بندی را انجام داده بودند و ظاهرا آیت الله مردوخ در این کتاب معروفش دنباله رو افکار آنها بوده است(لازم به ذکر است که با مراجعه به بیوگرافی این محققین روس و انگلیسی، متوجه می شویم که این اشخاص در دول متبوعه بیشتر سمت سیاسی داشته اند تا شخصیت و چهره ای علمی! ؛ و اساسا این اشخاص در کشورهای خودشان چهره های علمی مطرحی نبوده اند !!!)

 

اما آیا این اعتقاد اساس علمی دارد یا خیر ؟

ابتدا علمی ترین نظریات که مبتنی بر مدارک و مستندات تاریخی و نیز نظرات مشهورترین چهره های علمی شناخته شده جهان، درباره ریشه ها و خواستگاه های کُردها؛ گُوران ها و هُورامی ها، را ارائه میدهم و در نهایت نظر خود را که نتیجه گیری در این خصوص است را بیان می کنم .

 

  1. کُردها :

 

ریشه لغوی واژه کُرد:

کُرد به چه معناست ؛ " عشایر؛ دامدار و کوچرو" یا "دلیر و شجاع"  ؟

با مراجعه به کتابهای مورد اشاره مشاهده خواهیم کرد که واژه کُرد را بعضا به معنای چادرنشین و کوچرو معنی کرده اند که دقیقا مشخص این معنا از کجا برای واژه کُرد آمده است چون هیچ سندیتی ندارد و ضمنا تا حدود 300 سال پیش اکثریت مردم ایران زندگی عشایری داشته اند(البته غیراز شهرهای بزرگ) که در مقام مقایسه با مردمان کوچرو سایر مناطق ایران؛ عشایر و کوچ نشینان خطه کُردستان خیلی کمتر از کوچ نشینان سایر نواحی ایران بودند .

همانطور که گفته شد این معنا برای واژه کُرد، معنایی است که در کتابهای متاخر و معاصر برای آن آورده شده است در حالی که قاعده صحیح این است که باید ببینیم در کتب متقدم و قدیمی، کُرد به چه معنایی بوده است .

 

معنای واژه کُرد طبق قدیمی ترین اسناد و کتب تاریخی بدین شرح است :

در اوستا سه واژه کورته؛ کرتي و کرتو وجود دارد که مفهوم آن به معناي شمشير و نيزه است و در اصل به معناي سرزمینی است که در دامن خود شمشيرها را پرورده است و در اوستا بارها از آن ياد شده است.

در نتیجه کُرد در اوستا به معنی"شمشيرزن دلاور" است.

 

گزنفون(فیلسوف و مورخ یونانی قرن چهارم قبل از میلاد)؛ حدود 2400 پیش، تمام منطقه غرب رو کُردوک ناميده يعني"مرد جنگي دلير"

 

بدليسي مورخ قرن دهم در شرفنامه(تاريخ مفصل کُردستان) که حدود 500 سال پیش نگاشته شده است در مورد لفظ كُرد مي‌گويد:

"لفظ كُرد تعبير از شجاعت است چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از اين طايفه برخاسته‌اند؛ مانند رستم زال که در ايام حکومت پادشاهي کي‌قباد مي‌زيسته و از طايفه‌ي اکراد بوده و چون تولد او در سيستان بوده‌، به رستم زابلي اشتهار يافته است"

و ادامه می دهد "کساني چون آرش کمان‌گير(در زبان کُردي آرش به معني آتش سياه مي‌باشد؛ آرش مخفف کلمه‌ي "آرِ رش" است؛ آر به معني آتش و رَش نيز به معني سياه)؛ فريدون(فريدون در زبان کُردي به‌ معناي عالم؛ دانشمند و کسي‌ که بيشتر مي‌داند است؛ فري(فرَه) به معني خيلي‌زياد و دون به معني دانستن و فهميدن)؛ بهرام چوبين؛ ميلاد پدر پهلوان گرگین و فرهاد کوه‌کن همگي كُرد بوده‌اند"

و سپس نتیجه گیری میکند : "واژه کُرد به معني مرد جنگي دلير؛ مرد شمشيرزن و مرد دلاوراست"

 

ریشه نژادی کُردها و مختصری از گذشته باستانی کُردها:

تحقیقات نشان داده که قدیمی ترین ساکنین این منطقه، مردمی به نام کورته؛ کردوک و کرتو در حدود 8000 سال قبل از میلاد بودند که ریشه هایشان به دامنه های کوه جودی در آرارت می رسد و بعدها اقوامی از آریاییها که به آنها ماد گفته می شد از جنوب سیبری حدود 3000 سال قبل از میلاد کوچ کرده که عمدتا ساکن غرب ایران شدند و این اقوام با اقوام قبلی که کُرد نام داشتند و در این سرزمین ساکن بوده در هم آمیختند که دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی شدند و همگی کُرد نام گرفتند و به مرور زمان موفق به تاسیس اولین حکومت آریایی در غرب ایران با نام حکومت مادها گردیدند و نخستین شهرهای ایران را که کُردنشین بودند را به وجود آوردند؛ مثلا همدان را "دیاکوی کُرد" نخستین شاه ماد بنیان نهاده‌ و یا شهر باستانی ملایر(ملایر از دو واژه کُردی "مال" و "آگر" تشکیل شده‌ به معنای خانه آتش) .

 

دياكونف که شخصیتی علمی و بین‌المللی و مشهورترین پژوهشگر در زمینه مطالعات شرق باستان؛ عضو آکادمی بریتانیایی، عضو افتخاری انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن شرق‌شناسی آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم آمریکا و عضو کمیته مشورتی دانشنامه ایرانیکا و عضو مجموعه کتیبه‌های ایرانی است، در خصوص کُردها چنین نظری دارد:

"اجداد كُردها و بخصوص مادها توانستند با استفاده از شگرد خود گندم وحشي را كه بسيار ريز و باريك بود به گندم امروزي تغيير دهند و با تغيير ژنتيكي در اين گياه پر مصرف كه امروزه جزء اصلي ترين غذاي مردم جهان است، توانسته اند به انسانهاي روي كره ي زمين خدمت بزرگي انجام دهند."

دياكونف ادامه میدهد که همچنين براي اولين بار كُردها حق همسايگان و استقلال آنان رابه رسميت شناخته اند و همچنين كُردها اولين ملت قانون گذار جهان هستند و اين را در سنگ نوشته هاي دوران باستان به وضوح مي توان ديد.

دياكونوف همچنین دركتاب تاريخ ماد مي گويد:

"وفق دادن و شيوه نوشتن سنگ نوشته هاي فارسي كهن به خصوص تقسيم كردن آنها به چند بخش و هر بخش به چند سطر از بابل و عيلام گرفته نشده است بلكه از اورارتو أخذ شده است و اين خودنشان ميدهد كه پارسها خط ميخي را از مادها ياد گرفته اند و نشان مي دهد كه زبان كُردي تاثير زيادي بر فارسي باستان كرده است و شايد پارسها الفبا را نيز ازمادها يادگرفته باشند."

 

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که اولین ابزار موسیقی توسط کُردها اختراع شد و کُردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می‌آید.

گزنفون در این ‌باره نوشته است:

"در سال ۴۰۱ قبل از میلاد؛ بعد از حمله یونان به ایران و شکست(کورش صغیر) از برادرش اردشیر دوم؛ هنگامی که لشکر یونان قصد بازگشت از کُردستان به یونان را داشت؛ کُردها در حالی که نغمه‌ها و سرودهای دسته ‌جمعی می خواندند یونانی‌ها را مورد حمله قرار دادند"

در ویژه‌نامه موسیقیایی "فاسکه که" که در فرانسه منتشر می‌شود، آمده است که :

"ایران قدیم و سرزمین "میسوپوتامیا" یعنی جایگاهی که کُردها اکنون در آن سکونت دارند؛ قدیمی‌ترین مهد موسیقی جهان بوده است و به نوشته این نشریه؛ تمام ملودیهای ایرانی(در اینجا منظور ایرانی بودن ملودیها و جایی است که فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته است و نه مرزهای جعرافیایی و سیاسی ایران کنونی در جهان) بی‌همتا و بی‌نظیر است."

 

"استرابون" تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان یونانی قبل از میلاد؛ درباره‌ي چگونگي تربيت و پرورش بدني جوانان كُرد مي‌نويسد:

"جوانان پارسي(اينجا منظور ايراني است؛ چون در آن زمان يونانيها ايران را به خاطر مرکزيت شهر پارسه يا تخت‌جمشيد؛ پارس مي‌ناميدند) را چنان تربيت مي‌كنند كه در سرما و گرما و بارندگي؛ تاب و توان داشته و ورزيده باشند و ميوه‌ي جنگلي مثل بلوط و... بخورند؛ اينها را كردك (kardak) گويند"

 

در کتاب "تاريخ ريشه نژادي کُرد" نوشته احسان نوری بر اساس سندی قدیمی از دختر خسرو پرويز نسبت به پاره کردن نامه پيامبر(ص) توسط پدرش اعتراض ميکند که:

بابورويتا ره ش بي ؛ بوچي نامه ي پيغه مبه رت پاره کرد

 که تمامي لغات آن براي کُردها آشنا است و رابطه تنگاتنگ زبان کُردي با پهلوي را نشان ميدهد.

 

کُردها درمنابع اولیه دوره اسلامی:

«قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْمٍ أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ...» الفتح / 16

"به بازپس ماندگان عرب هاي باديه نشين بگو: از شما دعوت خواهد شد که به سوي قومي جنگجو و پرقدرت بيرون برويد؛ با آنان پيکار مي کنيد تا اينکه مسلمان مي شوند."

ابن کثير مورخ و محدث قرن هفتم؛ درباره ي" قَوْمٍ أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ" در تفسير القرآن العظيم مي فرمايد: "عن ابن أبي خالد عن أبيه قال: نزل علينا أبو هريرة ففسر قول رسول الله صلي الله عليه وسلم: "تقاتلون قومًا نعالهم الشَّعْر" قال: هم البارزون؛ يعني الأکراد"

"ابوهريره بر ما وارد شد؛  اين آيه را برايش قرائت نموديم گفت: اين قوم؛ قوم کُرد اند"

 

ابن خلکان قاضی، تاریخ‌نگار، فقیه، ادیب و نویسنده سده هفتم هجری در کتاب "وفيات الاعيان" در قرن دوم هجري در خراسان خبر مي دهد که:

"ابومسلم خراساني" از زمره ي کُردان و از ميان کُردان خراسان قيام کرده است"

 

اسکندر بیگ ترکمان مورخ قرن دهم در کتاب تاريخ عالم آراي عباسي می گوید که :

"ايرانيان قديم لفظ ديلم را بر "کُردان طبرستان" اطلاق مي کُردند(طبرستان مازندران و گیلان کنونی است)، ديلمي ها موئسس دو حکومت مشهور آل زيار و آل بويه هستند(محدوده حکومت آل بویه از بغداد تا خراسان بود)"

 

اما از همه مهمتر اینکه تا قرن ششم هجری واژه ای به نام لُر وجود نداشت و در اسناد تاریخی تا این زمان به مردم ساکن در لُرستان و چهارمحال بختیاری اکراد گفته می شد و تمامی‌ مورخان‌ و جغرافیای دانان‌ عرب‌ و ایرانی تا سده ششم هجری همه‌ی‌ مردم‌ ساکن‌ در غرب ایران و به طور خاص مناطق‌ لُرنشین‌ را نیز در زمره کُردها محسوب‌ کرده‌اند، یعنی همانگونه که امروزه کُردها را مثلا با عنوان کُردهای سورانی و کُردهای بادینانی و کُردهای جاف و ... می شناسند؛ در آن زمان کُردها به نام  کُردهای کرمانج و کُردهای لُر و کُردهای کلهر و ... می شناختند .

اساسا از زمان صفویه و گرایش مردم این مناطق به مذهب تشیع رفته رفته؛ برخی ها برای مردم این مناطق هویتی جداگانه قائل شدند و آنها را لُر نامیدند و از این زمان برای این مردمان؛ واژه لُر به به عنوان مردمی با هویت جداگانه از کُردها به کار گرفته شد .

 

ابن‌خردادبه‌ جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس(خراسانی) قرن سوم، در کتاب المسالک‌ و الممالک‌، حدود 1200 سال قبل از "رسوم‌ كُرد در پارس"‌ سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌ است.

یاقوت‌ حموی‌ جغرافی‌دان و تاریخ ‌نویس مشهور قرن هفتم می‌گوید:

"لورها از اقوام‌ كوردند که‌ در مناطق‌ بین‌ خوزستان‌ و اصفهان‌ ساکنند و سرزمین‌ آنها را به‌ نام‌ لورستان‌ نامیده‌اند"

 

تاریخ نگار مشهور ایرانی"شرف‌ الدین‌ بدلیسی"‌ در کتاب‌"شرفنامه‌ یا تاریخ‌ مفصل‌ کُردستان" لوران‌ را در زمره‌ی‌ كُردان‌ محسوب کرده و نوشته است:

"اکراد چهار قسم‌ است‌ و زبان‌ و آداب‌ ایشان‌ مغایر یکدیگر است‌: اول‌ کرمانج‌؛ دویم‌ لور؛ سیم‌ کلهور؛ چهارم‌ گُوران‌"

 

دكتر فريچ خاورشناس مشهور آلماني اظهار می دارد :

"لُرها از کُردهای ایرانی‌اند و این‌ در حالتی‌ است‌ که‌ از لحاظ‌ لهجه‌ و لفظ‌ و اخلاقیات‌ و خصوصیات‌ قومی‌ روابط‌ بسیار مستحکمی‌ بین‌ آنها وجود دارد تا جایی‌ که‌ مستشرقین‌ مشهور و بزرگی‌ چون‌"سرجان‌ ملکم‌"؛ "لوریه‌" و "هاسل‌" یکی‌ بودن‌ لُر و كُرد را قبول و در كُرد بودن‌ لُرها شکی‌ ندارند."

 

محمد مرتضایی‌ نویسنده‌ی‌ کتاب‌ زبان‌ كوردی‌ و لهجه‌های‌ مختلف‌ آن‌ درباره‌ی‌ كورد بودن‌ لورها می‌نویسد:

"اگر چه اکثر نویسندگان ایرانی‌ لُر را با کرُد جدا و از یک‌ نژاد نمی‌دانند و معتقدند که‌ زبان‌ کرُدی‌ با گویش‌ لُر فرق‌ و ریشه‌ی‌ متفاوتی‌ دارد لیکن‌ این‌ عقیده‌ به‌ سبب نا آشنایی‌ با‌ زبان‌ و لهجه‌های‌ مختلف کرُدی‌ و زبان‌های‌ هند و اروپایی و بالنتیجه‌ زبان‌های‌ ایرانی‌؛ ابداً درست‌ نمی‌باشد. طبق تحقیقات‌ علمی‌ و پرارزش‌ ایران‌شناسان‌ معروفی‌ چون‌ دکتر "فریچ‌"؛ "سرجان‌ ملکم‌"؛ "لوریه‌" و "هاسل‌" و شواهد بسیار زیاد تاریخی‌ و علمی‌ این‌ اندیشه‌ی‌ سست‌ و بی‌ دلیل‌ را مردود اعلام‌ می‌دارد. کرُد و لُر از لحاظ‌ اصول‌ علم‌ قیافه‌شناسی‌؛ حالات‌ روحی‌؛ عادات‌ و رسوم‌؛ آثار و شواهد تاریخی‌ و باستانی‌ و سرزمین‌ و ادبیات‌ توده‌ای‌ و فونتیک‌ خاص‌ لغوی‌ یکی‌ هستند."

 

  1. گُوران ها

واژه گُوران به چه معناست ؟

ریشه واژه گُوران ؛ لغت گَوْر است و من حیث مجموع این واژه به معنای مردمان گَوْر است .

گبر یا گَوْر واژه‌ایست در فارسی جدید(فارسی دری) به معنی زَرتُشتی میباشد که بعدتر معنای توهین‌آمیز گرفت و به تمامی غیرمسلمانان اطلاق می‌شد؛ پیش‌تر این واژه را تغییریافته واژه عربی"کافر"می‌پنداشتند؛ ولی اکنون نظریه غالب این است که از واژه آرامی gbr (خوانش: گَبْرا یا گَوْرا؛ به معنی مرد) است که در فارسی میانه نیز به صورت هزوارش GBRA (خوانش: mard) به کار می‌رفته است.

 

نتایج حاصل از تحقیقات علمی در خصوص ریشه یابی گُوران ها و خواستگاه هایشان بدین شرح است:

گُوران در دانشنامه ایرانیکا(Encyclopædia Iranica) به عنوان یکی از ایلات کُرد معرفی شده‌است که منشأ اولیه آنها از منطقه ای غیر کُرد است .

پروفسور مینورسکی(Vladimir Minorsky) گوران ها را گروهی از مردمان حاشیه دریای خزر می‌داند که مدت‌ها قبل از کرانه‌های دریای خزر به کردستان کوچ کرده و ابتدا در حاشیه مناطق کُردنشین زندگی می‌کردند و سپس به مرور وارد کردستان گردیده اند و می‌گوید که آنان از قرن‌ها قبل ساکن حاشیه دریای خزر بوده‌اند.

 

علاوه بر تحقیقات تاریخی؛ پژوهش های زبان شناسی نیز در خصوص زبان گُوران ها به این نتایج رسیده است :

گویش‌های گُورانی از شاخه زازاگُورانی(زبان‌های ایرانی شمال غربی) هستند و نزدیکی آن‌ها بیشتر با زبان‌های کناره دریای خزر است؛ گُورانی با زبان‌های کُردی مانند سورانی و کلهری که در همسایگی آن قرار دارند متمایز است و کُردی شمرده نمی‌شود؛ البته گُورانی به شدت تحت تأثیر کُردی قرار گرفته است؛ رابطه این زبان با کُردی مسلم است اما تحت تأثیر دیگر زبان‌ها قرار گرفته آنها را از هم جدا کرده‌ است.

که به طور خلاصه نتایج حاصل پژوهش های زبانشانسان بیانگر این نتیجه است که ریشه های زبان گُوران ها با مردمان حاشیه دریای یکی است.

 

در گذشته در منطقه کرمانشاه؛ طایفه‌های سنجابی؛ قلخانی و حتی از شمال تا نزدیکی کنگاور و دینور و از غرب تا نزدیکی خانقین و جنوب تا ایلام و شرق رودخانه سیمره و مناطق وسیعی از کُردستان محل ییلاق و قشلاق مردم گُوران بوده است.

 طایفه ای از گُوران ها اکنون در منطقه سوادکوه مازندران در روستایی به نام اوریم سکونت دارند که با زبان طبری( مازندرانی) صحبت می کنند؛ نیز گروهی از گُوران ها در منطقه طالقان(کرج) سکونت دارند؛ شهر گونه کان یا جونقان در چهارمحال بختیاری گُوران هستند؛ همچنین گوره کان یا جورقان در استان همدان از هم نژادان مردمان گُوران کرمانشاه هستند که در زمان صفویه و قبل از آن به همدان و شهرکُرد تبعید شده اند؛ در ضمن منطقه ای در جزیره قشم به نام گُوران می باشد. طایفه ای از گُوران ها که معروف به کرانی که مخفف بچه های هانی می باشد، دراستان فارس، شهرستان سپیدان، بخش بیضاء، روستای باباکوهک(کرانی) با نام خانوادگی گوران نیک بنیاد زندگی می کنند که در زمانهای قدیم به این منطقه تبعید شده اند.

به طور خلاصه نتایج حاکی از تحقیقات تاریخی و نسب شناسی و ریشه یابی و همچنین آواشناسی زبان گُوران ها حاکی از این است که گُوران ها مردمانی هستند که از حدود هزاره اول قبل از میلاد(تقریبا 3000 سال پیش) از حاشیه های دریای خزر به مناطق مجاور کُردستان آمده اند که ابتدا زندگی کوچ نشینی داشتند و به مرور زمان وارد مناطق کُرد نشین شده و در حومه شهرهای کُردنشین مشغول ییلاق و قشلاق بوده و سپس اکثریت آنها در مناطق خالی از سکنه کردستان ساکن شده و روستاه هایی ایجاد کردند و با مردمان این مناطق در هم آمیختند و سبک لباس پوشیدن آنها به مرور زمان تغییر کرد و با فرهنگ و خصوصیات مردم این مناطق خو کرده و زبانشان نیز رفته رفته با زبانهای کُردی در هم آمیخته شد، به نحوی که امروزه زبان گُورانی بیشتر به زبانهای کُردی شبیه است تا زبانهای حاشیه دریای خزری .

 

  1. هُورامی ها

در خصوص هُورامی ها و ریشه هایشان دقیق ترین تحقیقات ثابت کرده که هُورامی ها یکی از زیر مجموعه های ایل گُوران می باشند که به طور کامل تمامی تحقیقات داخلی و خارجی و مستشرقان بر این امر اتفاق نظر داند و در این موضوع جای هیچگونه شک و شبه ای وجود ندارد .

اما سوال اینجاست چرا به این دسته از گُوران ها ؛ هُورامی گفته میشود ؟

بر اساس عمده تحقیقات علمی در این خصوص؛ واژه هُورام از هُورامان (به معنای سرزمین اهورا ؛ سرزمین مقدس) آمده است .

"آن دسته از مردم گُوران که در زمان ساسانیان به مرور به ادیان الهی یهودیت و مسیحیت گرایش پیدا کردند و از زندگی کوچ نشینی دست کشیده و به زندگی یکجانشینی روی آوردند و برای حفظ جان در قسمت هایی از سرزمین کُردستان که صعب العبورتر بود ساکن شدند که پس از سکونت در آن، به این سرزمین که در آن سکنی گزیدند؛ هُورامان(به معنای سرزمین مردان خداپرست) اطلاق گردید و به مرور زمان به این دسته از مردم گُوران که در آن ساکن شده بودند نام هُورامی(به معنای خداپرست) نهاده شد و دیگر کمتر به آنها گُوران گفته می شد."  

 

لازم به ذکر است که تا این زمان مردمان حاشیه دریای خزر و همچنین مردم کُردستان پیرو آئین هایی چون میترائیسم و مهرپرستی و خورشیدپرستی و ماه پرستی و آتش پرستی و بودند و عده ای نیز پیرو زَرتُشت(البته دین زَرتُشتی نیز انحراف یافته بود و پیرو دو خدایی بودند)و تنها این عده که برای حفظ جان به سرزمین صعب العبور هُورامان پناه برده و در آن اسکان یافتند و پیرو ادیان الهی یهودیت و مسیحیت بودند، یکتا پرست بودند.(لازم به ذکراست که ادیان الهی یهودیت و مسیحیت در این زمان هنوز انحراف نیافته بودند و یکتا پرست بودند.)

امروزه اگر دقت کنیم از حد فاصل ایوانغرب در ایلام تا نزدیکی های دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی بیشتر کوه ها و دشتها نامهایی هُورامی(گُورانی) دارند که علت این قضیه آن است که در آن روزگان طوایف هُورامی ها که کوچ نشین بودند و در این حد فاصل مشغول ییلاق و قشلاق بودند این نامها را برای آن مناطق برگزیده بودند.

 

  1. نتیجه گیری :

مردمانی که کورته؛ کرتي و کرتو نام داشتند و ریشه های آنها به دامنه های کوه جودی در آرارات می رسید در حدود هزاره هشتم پیش از میلاد به کُردستان آمدند و سپس اقوامی از آریاییها که به آنها ماد گفته می شد از جنوب سیبری در حدود هزاره سوم پیش از میلاد کوچ کردند و عمدتا ساکن غرب ایران شدند؛ که این اقوام جدید با کُردها در هم آمیختند و دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی شدند و همگی کُرد نام گرفتند .

گُوران ها شاخه ای از آریایی ها بودند که در هزاره سوم قبل از میلاد با مادها یکی بودند و در سیبری زندگی می کردند و به هردوی آنها آریایی گفته می شد و مقارن با هم از سیبری مهاجرت کردند که شاخه ای که ساکن غرب ایران شد ماد نام گرفت و شاخه ای که در حاشیه دریای خزر ساکن گردید پارت نام گرفت .

در دوره پس از اسکندر مقدونی و شکست شاهنشاهی پارس ها؛ پارت ها قدرت گرفتند و بر سراسر ایران حاکم شدند اما پس از نابودی شاهنشاهی پارت ها توسط ساسانیان ؛ گُوران ها که شاخه ای از پارت ها بودند از حاشیه های دریای خزر روانه غرب ایران شدند و به دامداری و زندگی کوچ نشینی مشغول شده که رفته رفته زبان و آداب و رسوم و طرز لباس پوشیدن و خلقیات و روحیات آنها با مناطقی که به آن آمدند در هم آمیخته گردید و با آنها یکی شدند .

برخی از گُوران ها در دوره های بعد، از آئین زَرتُشتی به ادیان الهی یهودیت و مسیحیت گرایش پیدا کردند و رفته رفته از زندگی کوچ نشینی دست کشیدند و به زندگی یکجا نشینی روی آوردند که پس از مدتی عده کثیری از آنها در هُورامان کنونی سکنی گزیدند و به مرور زمان تا اواخر دوره ساسانی دیگر به آنها گُوران گفته نمی شد و بر آنها نام هُورامی اطلاق گردید.

اما گُوران هایی که هنوز زندگی کوچ نشینی داشتند، پس از ورود اسلام به ایران مدت طولانی تری بر دین زَرتُشتی خود ماندند و کم کم در دوره ها بعد آموزه های زَرتُشتی را با دین اسلام در هم آمیختند و آیین اهل حق  و یارسان و ... را بوجود آوردند که در حال حاضر هم گُورانها اعتقاد دارند که این آئین ها قدمتی سه هزار ساله دارند .

من حیث مجموع از زمان قبل از ساسانیان تا اوایل سده ششم هجری تمامی مردم ساکن در غرب ایران تا لُرستان و قسمت هایی از استان فارس را که شامل لُرها ؛ گُوران ها و هُورامی ها نیز بودند را کُرد می نامیدند .

از قرن ششم تا آخر قرن نهم هجری به مرور زمان با گرایش مردمان ساکن در لرستان و چهار محال بختیاری و... به مذهب تشیع؛ دیگر به مردمان ساکن در این مناطق کُرد گفته نمیشد و لفظ لُر بر انها اطلاق گردید و در دو سده اخیر اقوامی از مردم کُرد که در حد فاصل کرمانشاه و همدان و لرستان و ایلام زندگی می کردند نیز هویتی جداگانه برای خود قائل شدند و خود را نه کُرد و نه لُر دانستند که لَک نام گرفتند و اخیرا نیز برخی از هُورامی ها هویتی جداگانه برای خود قائل هستند و خود را کُرد نمیدانند .

 

در پایان سخنی کوتاه با تمام کسانی که مرتب در حال نوشتن کتاب و مقاله و پراکندن این ایده که هُورامی ها کُرد نیستند :

مسلما این اشخاص دو دسته هستند:

 دسته اول اشخاصی که ندانسته به دنبال ایده افتاده اند .

 دسته دوم اشخاصی که دانسته به مطرح کردن این ایده می پردازند .

البته که بنده هیچی حرفی با دسته دوم ندارم؛ چون خوابیده را میتوان از خواب بیدار کرد؛ ولی کسی که خودش را به خواب زده است خیر !!!

 

پس طرف حرفم با دسته اول است :

همانطور که از شواهد تاریخی بر می آید و در سراسر مقاله به آن اشاره شد؛ این ایده که هُورامی ها کُرد نیستند هیچ مبنای علمی و تاریخی ای ندارد و هُورامی ها از حدود 3000 سال پیش که وارد خطه کُردستان شدند با مردمان ساکن در این خطه در هم آمیختند و علاوه بر زبانشان که دیگر هیچ شباهتی با زبانهای حاشیه خزری ندارد و بیشتر کُردی است بلکه طرز لباس پوشیدن و خصوصیات روحی و تمامی ابعاد فرهنگی اشان نیز کُردی است تا حاشیه دریای مازندران !!!

 

اما علم کردن این ایده که گُوران ها و هُورامی ها هویتی جداگانه از کُردها دارند محصول یکصد وپنجاه تا دویست سال پیش است و توسط مستشاران روسی و مسیونرهای مسیحی انگلیسی جهت مقابله با عثمانی ها ساماندهی شد.

تا جایی که سِر هنری راولینسون(Sir Henry Rawlinson)، دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی که در سال 1214 ه.ش؛ از سرزمین ایل گُوران بازدید کرده، می‌گوید:

"زهاب از طرف حاکم کرمانشاه به رئیس طایفه گُوران داده شده است تا در ازای آن افراد این طایفه که در کوههای مجاور سکونت دارند برای حمله به عثمانی ها از آن استفاده کنند."

در حقیقت بانی تعالی وتوسعه هویتی جداگانه برای گُوران ها و هُورامی ها انگلیسی ها و روسها بوده اند؛ چون اولین بار در کتابهای نویسندگان روس و انگلیسی این قضیه یافت می شود، در حالی که تا این زمان هیچ منبع تاریخی مستندی که اشاره ای به هویت غیر کُردی گُوران ها و هُورامی ها داشته باشد در دسترس نیست.

 

اما به دنبال این ایده افتادن که هُورامی ها کُرد نیستند شاید در ظاهر جذاب باشد؛ اما اگر عمیقا به موضوع بنگریم در خواهیم یافت که این بینش و طرز تفکر در آینده ای نه چندان دور عواقب وخیمی برای هُورامی ها در بردارد و قطع به یقین آیندگان را نیز درگیر خواهد کرد .

به عنوان مثال به قوم لَک بنگریم که البته هم از نظر جمعیت و هم از نظر محدوده سکونت خیلی بیشتر از هُورامی ها هستند(کنگاور و صحنه و هرسین و کوهدشت و بیراوند و الشتر و نورآباد و کوهدشت و سرابله و ...) که در تمامی منابع تاریخی کُرد بوده و کُرد شناخته می شدند و حتی درگذشته های دور حاکم بر کرمانشاه بودند و والیان کرمانشاه از لَکها بودند؛ اما اتفاق غریبی که حدود200 سال پیش رخ داد این بود که عده ای از مردمان لَک دانسته و یا ندانسته؛ این ایده را علم کردند که لَکها کُرد نیستند و قومی جدا از کُردها هستند و غافل بودند که در آینده چه عواقبی برای آنها در بردارد و امروزه به خوبی شاهد هستیم که این مردم مثلا در کرمانشاه به چه جایگاهی تنزل پیدا کرده اند و اکثریت کرمانشاه که کُرد هستند چه دید نامناسبی نسبت به این اقلیت دارند تا جایی که علاقه چندانی به معاشرت با آنها ندارند و در اشعار مختلف شاعران کلهُر و کرمانشاهی به وضوح لَکها را انسانهایی فاقد فرهنگ و ... معرفی می کنند !!!

البته اگر به گذشته های دورتر مراجعه کنیم نیز خواهیم دید که در منابع تاریخی در گذشته های دور نیز اسمی از لُر به عنوانی مردمی با هویت جداگانه وجود نداشت و لُرها هم در نزد ایرانیان و هم در نزد اعراب یکی از چهار دسته بزرگ کُردها شناخته می شدند که تا این زمان بسیار مقتدر بودند و به خوبی میدانیم که اتابکان قدرتمند غرب ایران که از جنوب ایران تا شمال غرب ایران را در دست داشتند همگی از کُردهای لُرستان بودند که پیوندهای عمیقی با کُردهای سایر نواحی ایران داشتند؛ اما از اوایل حکومت صفویه این قوم نیز هویتی جداگانه از کُردها برای خود قائل شدند و خود را لُر نامیدند و امروزه به خوبی جایگاه کنونی لُرها را می بینم هم از نظر موقعیت اقتصادی ضعیف منطقه اشان و هم از نظر فرهنگی از روی جکها و لطیفه هایی که برایشان می سازند !!!

 

پس اگر نیک بنگریم دنباله روی این عقیده که هُورامی ها کُرد نیستند هیچ فایده ای برای هُورامی ها ندارد و عاقبت شومی برای آنها در پی دارد و از تاریخ عبرت بگیریم و دنبال این عقاید پوچ و واهی که دقیقا مشخص نیست سررشته این افکار در دست چه اشخاصی است نرویم تا خدایی نا کرده در آینده ای نه چندان دور؛ آن عاقبتی شومی که برای لُرها و لَکها رخ داد برای هُورامی ها نیز رقم زده نشود.

هادی محمودی

http://wjg.blogfa.com

17/11/1396

 

منابع مورد استفاده :

تاریخ ماد؛ دیاکونوف؛ مترجم: کریم کشاورز؛ انتشارات بنگاه؛ 1345

کوروش نامه؛ گزنفون؛ مترجم: رضا مشایخی (فرهاد)؛ ش‍رک‍ت‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ع‍ل‍می‌ و ف‍ره‍ن‍گی؛ چاپ هشتم 1392

جغرافیای استرابو: سرزمین های زیر فرمان هخامنشیان؛ نویسنده: استرابون؛ مترجم: همایون صنعتی زاده؛ بنیاد موقوفات ایرج افشار؛ 1381

تاریخ‌ ریشة‌ نژادی‌ کُرد؛ احسان‌ نوری؛ تهران‌؛ سپهر؛ 1333

وفیات الاعیان؛ ابن خلکان ؛ موسسه فرهنگی جام طهور؛ 1391

تاریخ عالم آرای عباسی؛ اسکندربیک ترکمان, محمدیوسف مورخ ؛ به تصحیح: سهیلی خوانساری؛ کتابفروشی اسلامیه، چاپ سال 1317

معجم البلدان؛ مؤلف: شهاب الدين أبو عبد الله ياقوت بن عبد الله الرومي الحموي؛ ناشر: دار صادر، بيروت؛1995 م

کُردها نوادگان مادها؛ پروفسور مینورسکی؛ ترجمه؛ دکتر کمال مظهر احمد ،مجلۀ انجمن دانش پژوهی کُرد، جلد یکم، 1973 بغداد

گُورانی یا ترانه‌های کردی؛ محمد مکرِی؛ تهران؛ نشر دانش؛ 1957

گویشهای زبان کُردی و زبان ادبی و نوشتاری؛ دکترکمال فواد؛ مجله‌ی انجمن دانش پژوهی کُرد؛ شماره‌ی ۴ - سال ۱۹۷۱

کُرد؛ مؤلف: ولادیمیر مینورسکی؛ ناشر: گستره؛ مترجم: حبیب‌الله تابانی؛ چاپ: 1379

بابانی؛ عبدالقادر؛ سیر الاکراد؛ به کوشش محمد رئوف توکلی؛ تهران؛ 1377ش

کُرد و کُردستان؛ ترجمة محمد قاضی؛ تهران 1366 ش

شرفنامه:تاریخ مفصّل کُردستان؛ چاپ محمد عباسی؛ چاپ افست تهران؛ 1343 ش

ربیع بدیعی؛ جغرافیای مفصّل ایران؛ تهران 1378 ش

ولید حمدی؛ کُردستان و کُرد در اسناد محرمانة بریتانیا؛ ترجمة بهزاد خوشحالی؛  همدان 1378 ش

محمدعلی سلطانی؛ جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصّل کرمانشاهان؛ ج 2: ایلات و طوایف کرمانشاهان؛ تهران 1372 ش

شکراللّه بن عبداللّه سنندجی؛ تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای کُردستان؛ چاپ حشمت اللّه طبیبی؛ تهران 1366 ش

صدیق صفی زاده؛ تاریخ کُرد و کُردستان؛ تهران 1378 ش

دیدگاه شما