پایگاه خبری تحلیلی هزارماسوله15:05 - 1393/01/13

سیاچمانه ؛ موسیقی اصیل منطقه اورامانات

سیاه چمانه اورامی را باید همانند تاریخی قدیمی ، باستانی و ریشه‌ی فرهنگ و هنر غنی کُرد نگاه کرد. ریشه و تمدنی چهار هزار ساله که می‌تواند هنر باستانی و غنی کُرد را به تمام جهانیان به نمایاند.

به گزارش خبرنگار هزارماسوله و به نقل از اورامانات بدون شک باید قبول کرد که سخن گفتن در مورد پیشینه‌ی فرهنگی هر ملتی بدون در نظر گرفتن اساس ادبیات عامیانه‌ی آن ملت امکان‌پذیر نیست و این فرهنگ فولکولوریک است که راه را برای شناسایی سایر اجزاء فرهنگی هموار می‌کند. ادبیات شفاهی فولکلوریک است که ما را هم‌چون راهنمایی مطمئن به اعماق فرهنگ، تاریخ، ادبیات و تمدن ... هر ملتی سوق می‌دهد.
 
فولکلور عبارت است از مجموعه‌ی عقاید و افسانه‌ها و آداب و رسوم توده‌ی مردم، نمایشنامه‌ها و ترانه‌های مردم چه سنتی و محلی و آثار فولکلوریک هر قومی و ملتی آیینه‌ی روشنی است که چهره‌ی حقیقی و عناصر زندگی مردم را می‌نمایاند. ماکسیم گورکی می‌گوید: «فولکلور پایه و اساس ادبیات و پشتوانه‌ی عظیمی است برای شاعران و نویسندگان. و اضافه می‌کند اگر ما شناخت درستی از گذشته داشته باشیم آینده‌ای درخشان خواهیم داشت.
 
بعضی از عناصر موسیقی ما بخشی از فولکلور را تشکیل می‌دهند. چرا که موسیقی کُردی موسیقی بسیار وسیع و پُرقدرتی است که بر چهار نوع تقسیم می‌شود.
 
نوع اول موسیقی محلی است که هر سال یکی از ترانه‌های آن گل می‌کند و بیشتر خوانندگان آن هم از شهرها سر در می‌آورند. نوع دوم موسیقی فولکلوریک است که با مراسم خاصی اجرا می‌شود و نوع سوم موسیقی «بیت‌خوانی» است و بیت یک قسم از ادبیات گونه‌ی مکری است که همراه با مراسم خاصی اجرا می‌شود و عبارت است از سلسله منظومه‌های حماسی و شورانگیزی میانه کُردی که به صورت نظم و نثر نوشته شده است و بیت خوانی تا حدی شبیه به شاهنامه‌خوانی است و نوع چهارم ترانه‌ی سیاه چمانه و آهنگ عشق و غمناک نوع دیگر این موسیقی است که از صداهای مختلف این خواننده استفاده می‌کند و انواع صداهای گلو و در عین حال هر صدای مختلف را در آن ملودی بکار می‌برند و این باعث شگفت است چون خوانندگان مهم اپرا هم نمی‌توانند از هر سه صدر استفاده کنند.

 

در کُردستان نمونه‌های گونه‌گونی از موسیقی محلی وجود دارد که هر کدام بنا به شرایط جغرافیایی و قومی شکل و مختصات قومی مختلفی دارند. و این گونه موسیقی وابسته به عصر باستان است. زیرا کُردستان به علت داشتن کوه‌های بلند و صعب‌العبور و دره‌های عمیق تا حدی از ثأثیر پذیری عوامل بیگانه محفوظ مانده که هنوز در زبان کُردی و اشعار و ترانه‌هایی وجود دارد که در ستایش آشوزرتشت و آتشکده‌های کُردستان است.

 

هورامان منطقه‌ای کوهستانی است که از شرق به سنندج و از جانب غرب به ناحیه‌ی شهر شارزور در کُردستان عراق و از شمال به شهر مریوان و از جانب جنوب به جوانرود محدود است. هورامان به دو ناحیه‌ی کلی تقسیم می‌شود. هورامان لهون که بر دامنه‌ی غربی کوه شاهو که در رشته کوه‌های زاگرس واقع شده است و اورامان تخت به ناحیه‌ی ژاوه رود که دامنه‌ی شرقی کوه شاهو را در بر می‌گیرد به عبارتی کوه شاهو، هورامان را به دو ناحیه لهون و هورامان تخت تقسیم می‌کند.
 

سیاچمانه؛ موسیقی اصیل منطقه اورامانات به قدمتی بیش از چهار هزار سال


شهرستان پاوه و بخش‌های نوسود و روستای کیمنه در کرمانشاه متعلق به اورامان لهون و روستای اورامان تخت، دزلی، دركي و... در ناحیه اورامان تخت هستند. بخش شرق اورامان تخت که به شهر سنندج منتهی می‌گردد، ژاوه رود نام دارد. هورامان تخت و ژاوه رود در استان کُردستان قرار دارند و بخشی از اورامان لهون در خاک عراق واقع شده است که شامل حلبچه، ته‌ويَلَيَ و بياره که در شاره زور واقع هستند 45 خاک اورامان در ایران قرار دارد. اورامان سرزمین باستانی دارای فرهنگی غنی و بارور می‌باشد. قسمتی از این هنر وتمدن باستانی موسیقی است.
 
مهم‌ترین سند در باره‌ی موسیقی اورامان «کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم »تألیف شمس قیس رازی سدی قرن هفتم هجری است که می‌گوید: خوش‌ترین اوزان فهلویاتیست که ملحونات آن را اورامنان می‌خوانند. اهل دانش ملحونات این وزن را ترانه نام کرده‌اند و شعر مجرد آن را دو بیتی خواندند. طبق گفته‌ی قیس رازی فهلویات یعنی اشعاری که با آواز خوانده می‌شده لحن «اورامن یا اورامنان»  خوانده‌اند.
 
عناوین مختلف آوازها در دو منطقه‌ی کُردستان مفاهیم سیاه چمانه ده‌ره‌یی، گوشی چه‌پله  بزم اختصاص به موسیقی ندارد. موسیقی اورامان مطلقاً آوازی است بر عکس در دیگر مناطق اجرای ساز جنوبی یا ملودیک در همراهی با آواز و یا اجرای سازی به تنهایی و بدون آواز رایج است. ملودی‌های رایج در موسیقی اورامان هر یک به مراسم و شرایط خاص تعلق دارد. مفاهیم متعدد آوازها عبارتند از: سیاه چمانه، «ده‌ره‌یی (ده‌ریانه)  شیخانه، گوشی»
 
آوازهای مراسم عروسی در اورامان عبارتند  از 1- یاران یاران 2- گه‌ریان 3- چه‌پله. اما سیه‌چمانه در موسیقی اورامان است. این آواز نزد مردم اورامان جایگاه والایی دارد. و آن را کهن‌ترین میراث فرهنگی خویش معرفی می‌نمایند که در ریتم به شیوه‌ی «هوره» می‌باشد و خود اورامان نام آهنگی باستانی است ساخته‌ی «باربد آهنگ‌ساز مشهور ایران باستان» سیاه چمانه مثل دیگر فرم‌ها از اشعاری فولکلوریک مایه می‌گیرد ولی بر خلاف حیران و لاوک مفاهیمی کوتاه و مقطع دارند.

 

هر بیت شعر مستقلاً مفهوم واحدی دارد. از ویژگی‌های سیاه چمانه کشش صدا و تراکم امواج صوتی در حنجره و امتداد آن است که می‌توان آن را نشان روح استقامت، پایداری و تداوم در مقابل جلوه‌های سخت زندگی در کوهستان زیبای منطقه دانست. موسیقی اورامان با ملودی‌های افسرده و اشعار حزینش راز هزاران سال اندوه را در خود دار ؛ رازی که از دیاری کهن و سرزمینی باستانی به نام اورامان و از ملتی زحمتکش به نام اورامی سخن می‌گوید.
 
سیاه چمانه اورامی را باید همانند تاریخی قدیمی و باستانی و ریشه‌ی فرهنگ و هنر غنی کرد نگاه کرد. ریشه و تمدنی چهار هزار ساله که می‌تواند هنر باستانی و غنی کرد را به تمام جهانیان بنمایاند. این پیشینه‌ی تاریخی بعد از یوسف یاسکه تنها به دست عثمان هورامی است که زنده شد و همانند باغبانی از این باغ محافظت نموده است.

 

سیاچمانه؛ موسیقی اصیل منطقه اورامانات به قدمتی بیش از چهار هزار سال

 سیاه چمانه ترکیب دو واژه‌ی «سیا و چم»  و پسوند «انه» است. سیا به معنای «سیاه» و چم معناهای گونه‌گونی چون «رود خانه، چشم، بیشه‌ی کنار رودخانه، خم و خمیده» دارد. اگر پاره‌ی دوم سیاه چمانه (چمان +ه) نسبت در نظر بگیریم خم شدن معنا دارد بنا بر این عنوان این آواز می‌تواند سیاه چشم، رود خانه‌ی سیاه، خم ناشی از غم و اندوه معنی کرد . مضمون متن سیاه چمانه را وصف طبیعت و غم هجران و فراق تشکیل می‌دهد . یکی از خوانندگان این نوا وجه تسمیه سیه چمانه را به آواز چنین نقل کرده: سیاه چمانه اولین بار در حضور پیر شالیار اجرا شده است که در هنگام اجرا احتمالاً جامه‌ای سیاه به تن داشته که سیاه جامگان هم گفته و جامه‌ی سیاه استنباط گردیده است.

 

هم‌چنین آن را آوازی در وصف سیاهی چشمان دانسته‌اند زیرا معنی سیاه چشم نیز می‌دهد. با توجه به لحن اندوهگین و ملودی آواز سیاه چمانه و تقدس آن نزد مردم اورامان این آواز را احتمالاً مرتنط با مراسم مذهبی می‌دانند که به تدریج فراموش شده است. در حال حاضر سیاه چمانه عنوان زیادی دارد. و به انواع مختلف هم خوانده می‌شود؛ به عنوان مثال سیاه چمانه عروس آوردن که به عنوان باده‌ی باده‌ی می‌باشد و آوازی مخصوص به خود دارد. سیاه چمانه شادی که به آن «به زمو گیلای» گفته می‌شود برای استقبال از عروس. سیاه چمانه چه‌مه‌ری شیون و آزار که آواز مخصوصی دارد مردم را برای شین و زاری دعوت می‌کند.
 
«قور پیوان » نوع دیگر مردم را برای بیداری وکار خبر دارکردن دعوت کرده که سیاه چمانه‌ی «سمریست» برای روزی تازه و کاری تازه. سیاه چمانه شیخانه و عارفانه نیز نوع دیگر است برای مجالس عارفانه. سیاه چمانه‌ی آن آمدن بهار، سیاه چمانه‌ی مرثیه خوانی، سیاه چمانه‌ی شروع جنگ، سیاه چمانه‌ی خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی و ....
 
از خوانندگان مشهور این نوا عثمان هورامی است که متأسفانه سال‌هاست مردم اورامان در سوگ صدایش رنج می‌برند. می‌توان به محمد حسین کیمنه‌ای، جمیل نوسودی، فتح الله امینی، و.... نیز اشاره کرد.
 

سیاچمانه؛ موسیقی اصیل منطقه اورامانات به قدمتی بیش از چهار هزار سال


آری سیاه چمانه خود از رنج و درد ملتی سخن می‌گوید... از مردمی و سرزمینی که دارای تمدن با ارزش تاریخی، فرهنگی غنی و آداب و رسوم ویژه، زیبا و صف ناشدنی دارد. سیاه چمانه هورامان خود گویای حقیقی است که می‌خواهند آن را نادیده بگیرند اما با وجود هزاران سال  نه سیاه چمانه بل‌که خود هورامان زنده است و با تمدن‌اش پایدار مانده و خواهد ماند و هر چه از وصف هورامان و موسیقی هورامان بگوییم  چون نگرش یک دلداده به دلدار است و چنین گفتاری را پایان نیست.