پایگاه خبری تحلیلی هزارماسوله15:56 - 1393/05/11

پيام انيميشن هاي غربي براي كودكان

صنعت انیمیشن سازی در کشورهای غربی به گونه ای خاص پس از جنگ جهانی دوم به عنوان سلاحی جدید، در عرصه ی معرفي فرهنگ و تمدن غربي مورد استفاده قرار گرفت و هم اکنون به مثابه یک ابزار مهم جنگ نرم به شمار می رود.

به گزارش خبرنگارهزارماسولهکمپانی های غربی و آمریکایی، به سبب آن که مخترعان و صاحبان اولیه ی این صنعت می باشند، توانسته اند بیش ترین استفاده را از آن در راه ترویج و گسترش ﺍﺻﻮﻝ، هنجارها و باورهای ﻣﻨﺤﻂ ﺧﻮﺩ به کار برند.

کمپانی های بزرگ انیمیشن سازی، تحت عنوان شرکت‌های رسانه‌ای و سرگرمی پیوسته در پی تزریق اندیشه های مسموم خود به قلب و ذهن کودکان و نوجوانان امروز در سراسر جهان می باشند و با هدف اصلی کنترل اذهان در صدد ایجاد انواع انحرافات اخلاقی و بالأخص اعتقادی، و نیز اغوای افراد بشر برآمده اند.

 

 

امروزه صنعت انیمیشن‌سازی در دنیا جایگاه ویژه‎ای پیدا کرده است و به موازات صنعت سینما و یا با گامی پیشتازانه‌تر از آن، سعی در القای پیام‎های خود به ذهن و فکر کودکان و نوجوانان و حتی بزرگ‌سالان دارد. در این میان، کمپانی‌های مشهور سازنده‌ی انیمیشن دنیا همچون والت ‌دیزنی، استودیو پیکسار، دریم ورکس و چند کمپانی محدود دیگر هستند که مشخص می‎کنند نسل بعدی راجع به موضوعات گوناگون چطور باید بیندیشند، در برابر مسائل و مشکلات چه راه‌حلی را برگزینند و در نهایت اینکه کدام دسته از اعتقادات باید درون آن‌ها جای گیرد و درونی شود.

با توجه به اینکه کودکان امروز مقدار زیادی از وقت خود را پای دیدن این انیمیشن‎ها می‎گذارند، می‌‎توان گفت این محصولات نقش مهمی در شکل‎گیری شخصیت، افکار و اعتقادات فردی و حتی جامعه‎پذیری این قشر برعهده دارند.

تولیدکنندگان این محصولات رسانه‎ای، با صرف مبالغ قابل توجهی برای ساخت تولیدات خود، از راه‎های گوناگون و از طرق ارتباطی مختلف پیام‎های مدنظر را در محصول خود می‎گنجانند، آن‎ها در مسیر دستیابی به اهداف خود کوچک و بزرگ نمی‎شناسند و تنها به القا و اقناع پیام می‎اندیشند؛ چراکه ماهیت این کمپانی‎ها بدین‎گونه است.

 

 

این آثار رسانه‌ای به عنوان یکی از اثرگذارترین ابزار آلات فرهنگی در گستراندن اهداف ایالت متحده نقش پر رنگی را ایفا می‌کند، انیمیشن به عنوان ابزاری سرگرم‌کننده و پرطرفدار که مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است از بالاترین ظرفیت برای شکل دادن به فرهنگ عمومی یک جامعه برخوردار است.

آن چه از بررسی نمادها روشن مي شود اين است كه دولت مردان آمریکا همچنان می خواهند اسلام را به عنوان دشمن جدید و خطر جدی، به جای کمونیسم از راه های مختلف بالأخص از طریق تبلیغات رسانه ای، به جهانیان معرفی کنند. در حقیقت امریکا برای ادامه حیات و بقای خود نیاز به ساختن یک دشمن فرضی و ایدئولوژیک دیگر داشت، از این رو به واسطه ی رسانه های خود اصطلاحاتی نظیر"اسلام سیاسی"را جایگزین"غول کمونیسم"کرده و مسلمانان را چون چهره ای که سابقاً از کمونیست ها نشان می داد، خشونت طلب، تروریست، جنگجو و ... نشان می دهد و امروزه این اسلام است که در جای یک دشمن فرضی برای استکبار جهانی به ایفای نقش می پردازد و همواره مورد حمله و هجوم آنان قرار می گیرد.

 

 

آنچه مسلم است این که از سالها پیش تاکنون، لابی صهیونیسم در هالیود، سیطره خود را در عرصه تولیدات کودک به شدت گسترش داده است. علاقه کودکان ما به داشتن تصاویر متعدد از شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی تا عروسک‌ها و اسباب بازی‌های شخصیت‌های آنها، آنچنان شدید است که خرید آنها برای خانواده‌ها به یک عرف معمول و اجتماعی تبدیل شده است.
به عبارت دیگر، شرکت‌های انیمیشن سازی، تنها برای همان ساعتی که کودکان ما انیمیشن تولیدی آنها را می بیند، برنامه ریزی نمی کنند، بلکه تلاش می‌کنند تا فکر و ذهن کودک را حتی در رختخواب شبانه و بازی های کودکانه اش متوجه رفتار و موضوع مورد نظر خود نمایند.

بنابراین امروزه نمی‎توان تولیدات کمپانی‎های انیمیشن‎سازی را تنها در حد یک محصول سرگرم‎کننده‌ی کودکانه دانست، بلکه باید به ایدئولوژی پنهان در آن اذعان و اعتقاد داشت، اما باید دانست که ایدئولوژی به شکل ناب خود، در کار هنری بیان نمی‎شود و کار هنری حامل منفعل ایدئولوژی نیست. بلکه خود اثر هنری نیز ایدئولوژی را هماهنگ با قواعد و قراردادهای تولید هنری معاصر، در قالب زیبایی‌شناختی بازسازی می‎کند.