به گزارش خبرنگارهزارماسولهسخن های رایج در پاییز هورامان وذکر چند مورد از سرگرمیها نگارنده این یادداشت، توجه زیادی به نوستالوژیا وذکر خاطرات گذشته این دیار دارد در واقع رویدادها ی هر دیاری را نمی توان در مباحث سیاسی وذکر وقایع گذشته ومباحث پیرامون سلاطین وسردمداران آن خلاصه نمود ،در این یادداشت سعی بر این است محیط پیرامونی وفضای جغرافیایی هورامان را با نیم نگاهی به داشته های فرهنگی وهر آنچه را که کودکان وجوانان با آن زندگی کرده وزیسته اند را مختصرا معرفی ودر کنار بکار گیری زبان فارسی گاها هم از کلمات هورامی هم در این مبحث استفاده شده است، لذا استفاده از هر دو زبان به صورت همزمان ارزش ومحتوای موضوع را شاید بیشتر تداعی نماید . .
در این ایام که وارد شهریور ماه شده ایم اصطلاحی در میان عامه مردم استعمال وبه کار گرفته می شود آنهم کلمه گلاویژ است ، در میان هر نشست وتجمعی مخصوصا میانسالان ، در کوچه وبازار ونشست های غیر رسمی، برای شروع سخن ویا شروع آشنایی دو نفر در یک پارک ویا برروی قطعه سنگهایی که در محلهای سایه یا (سیور) ویا زیر دیوارها ،کلمه گلاویژ زیاد به کار گرفته می شود ومی تواند به عنوان کلمه غالب مصرف شده در این ایام باشد .( گلاویژ به ر ئا مان ، مازی گه رمای میر یان ،گلاویژ به ر ئا مه ن سردا خه ریکه ن بار مه که رو ) به کار گیری این واژه نشان از تجربه واندوخته های پیشینیان این دیار دارد .
این گونه شاخصه ها وعلائم موجود در طبیعت نشان از به کار گیری صور فلکی در تقویمهای محلی وناحیه ای هورامان دارد .وبا شناسایی دقیق گلاویژ در آسمان ،که معمولا بعد از نماز صبح در گوشه شرقی پاوه ودیگر سکونت گاهها خود نمایی می کند دیگران را از وجود آن با خبر می سازند، هر چند که مطرح کردن این گونه حرفها برای بعضیها که دغدغه های دیگری دارند، مثل شمردن گردو برایشان است اصلا اهمیتی به آن نمی دهند و چیزی از گلاویز شاید ندانند .
اشاره به گلاویژ یعنی پیشرویی هوای نسبتا سرد وخدا حافظی با گرمای تابستانی است .به کار گیری این کلمه در هورامان نشان از این ست که باید بار وبنه ها را در باغات پایین دستی ، پیچیده و ییلاق کوهستانهای سرد را رها وبه روستا وشهر خود باز گردند . فصل هم فصل مهیا شده غذاهای محلی به نام ( دوین وشلمین) است هر که را می بینی کندم کوبیده شده به همراه دسته ای گیاه شلغم را روانه خانه میکند ، و بازار دوغ خشک یا بهتر بگوییم( دو وشکه) داغ شده است باور کنید از غذاهای لوکس وگران قیمت به شمار میروند .
نام اصلی گلاویژ( شعرای یمانی )بوده که در صورتفلکی کلب اکبرقرار دارد ،با توجه به حرکت زمین در مسیر بسیار طولانی دایره البروج و رفتن زمین به موقعیت اعتدال پاییزی وهم چنین گذر زمین از میان انبوه ستارگان مختلف در کهکشان راه شیری است ، لذا زمین در اوایل پاییز طوری قرار می گیرد که می توان ستاره پر نور گلاویژ را در ساعت پنج صبح به راحتی مشاهده نمود در واقع کره زمین در این ایام در گذر خود بر روی مدار بیضی شکل دایره البروج موقعیتش در نیمکره شمالی به گونه ای خواهد بود که فاصله آن به خورشید نزدیکتر ولی محور زمین مایل تر شده ونهایتا هوای سرد کم کم خود را آشکار می سازد .به عبارت دیگر ستاره گلاویژهیچ تاثیری در سرما زایی مکانهای مختلف زمین نداشته ، بلکه موقعیت قرار گیری زمین در برابر نورخورشید وزاویه تابش است که موجب عقب نشینی گرما می شود ، .........
همیشه در مطالبی که پیرامون هورامان به رشته تحریر در آورده ام ، گفته ام که هورامانیها جغرافیدانان ماهر و واقعی می باشند ،همین انتخاب موقعیت سکونت گاهها و دیگرفاکتورهای موجود در مناطق ،گویای این واقعیت می باشد ،شاخصه دیگری هم از بعد جغرافیای زیستی وگیاهی در این مناطق بیشتر مورد توجه قرار می گیرد ، خود نمایی و رویت آلاله های سفید رنگ در درون باغات باخه میوان پاوه می باشد، خوب یادم هست در دوران کودکی با در آمدن (گوراله چرمی ) به یاد درس و مدرسه و پاییز می افتادیم و خانواده را ملزم به خرید وسایل مورد نیاز می کردیم . در آمدن این گلهای سفید خود بخود نشان از رسیدن فصل دیگری را می دهد وکم کم نشان از زرد شدن برگ درختان است .فصل به فصل و ایام به ایام همه اش خاطرات است علائمی که به انسان هشدار گذر عمر را می دهند و نمی شود به راحتی آنها فراموش کرد .در واقع وجود چنین فاکتورهایی است که تمایز نقاط مختلف کره زمین را می رسانند ،همه سرزمینها هر کدام دارای ویزگیهای خاص خود بوده ونمی توان به راحتی از سرزمین مادری خود دل کند و آنرا فراموش نمود، ذکر ناگفته هایی از هورامان وبه تبع آن از شهر پاوه را به این خاطر در یادداشتهای خود گنجانده ام که حداقل آشنایی مختصری باشد با گذشته های نه چندان دور .مثلا وقتی که از شهریور بیست صحبت می شود یعنی حداکثر مطلق مشکلات ومقاومت ها واستفاده از محصول استراتژیک توت در مقابل بحران اقتصادی پیش آمده در آن دهه ها باز هم اگر این مسائل را برای معدود فرزندان امروزی این دیار که تا ساعت دو بعداظهر می خوابند و نهار و صبحانه را با هم صرف می کنند و تا چهار صبح هم بیدار می مانند بازهم مثل اینست که برایشان گردو بشماری ، مطالب زیادی را در ذهن خود از گذشته خود دارم به عنوان نمونه ویاد آوری چند مورد از آنها را خاطر نشان می سازم .
در دوران کودکی یعنی اوراخر دهه چهل، تمامی باغات پاوه پر از پرندگان مختلف ومتنوع بود ، صبح گاهان مکانی را برای شکار پرندگان، مخصوصا ، گنجشکهای پاساری و گنجشکهای رنگی(چیر لم زرد ) مهیا می کردیم که به اصطلاح محلی به آن (ته پله که ) نشاندن می گفتیم . قطعه سنگ نازکی به اندازه یک کلانه محلی را بر روی چاله ای کوچک قرار می دادیم وتکیه گاه آنرا از نیمه ای از یک گردوی تازه را با یک چوبی بر روی چاله قرار می دادیم اگر قطعه سنگ بر روی چاله می افتاد نشان از گرفتن یک گنجشک داشت ،(معمولا در محیط زیست ویا در پارک های وحش وحفاظت شده برای تعادل بین محیط وپرنده ، ایامی را به عنوان شکار منطقی معرفی می کنند ،در جهت تعادل وبر قراری نظم محیط ) ویا رسم بچه های محل که در باغ هایمان، مشغول مواظبت از باغ و مراقبت از چند بزغاله بودیم همگی با هم چندین سنجاقک را می گرفتیم وبا وصل کردن شاخه های بسیار نازک به عقب شان آنها را به پرواز در می آوردیم هر چند که امروزه به دلیل دستکاریهای زیاد در محیط ونماند پرچین دور باغات نسل سنجاقک رو به انقراض گذاشته است ودهها مورد دیگر از سرگرمیهای متنوع همانند بیرون آوردن گردوههایی که سمورها پنهان کرده بودند(یا وزه سموری )وبازیهای محلی وغیره به نحوی موجبات سرگرمی های سالم فراهم بود .متاسفانه روزگاران وگذر ایام ما انسانها امروزه همانند تخته روی آب خود را تسلیم تکنو لوژی های جدید نموده ایم . بیشتر بچه ها تا میانسالان خود را مشغول بی چون وچرای تبلت وموبایلهای جور واجور نموده و گذشته واصالت خود را مسلما فراموش وباغات موجود را رها نموده اند.
