مطالعه برای شماری تجربه یی شیرینی است. تجربه یی که پیش از خواب، اندکی پس از بیداری در بستر، در خلوت اتاقمان، در حیاط دانشگاه، در کافه یی دنج یا حتی اتوبوس و مترو و ... قابل تکرار است و گستره ی نامحدود پراندن ذهن در سپهر جمله های نقش بسته بر صفحه ی کتاب و شیرینیِ کنده شدن از روزمرگی را به ما یادآور می شود. لازم نیست کتابخوان قهاری باشید تا عطر خوش کاغذ را با همه ی وجود بشناسید؛ عطری که پایمان را حتی در شرایط نابسامان مالی به کتابفروشی ها می کشاند تا دنیای کاغذی دیگری را بگشاییم و تلخی و شیرینی، ناکامی و شکست و حتی تنهاییِ زندگی را با شخصیت های آن سهیم شویم.
شاید این تجربه ی شیرین و اشتیاق کتابخوانان ایرانی برای تکرار آن را بتوان دلیل اصلی زنده ماندن اقتصاد نشر در ایران باوجود همه ی نابسامانی ها سال های گذشته دانست. نابسامانی هایی که طی دهه های گذشته زیر تاثیر عامل های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... افزایش یافته و حتی در دوره هایی حوزه ی نشر کشور را متحمل خسارت های فراوانی کرده است. در این ارتباط بیان چند مساله ضروری است:
1- حوزه ی نشر و تغییر دولت ها: تغییر دولت در ایران گاه سنگینی و گاه بازشدن نفس های نشر را به دنبال داشته است. تثبیت بهای کاغذ، کاهش ممیزی، استقبال و حمایت از چاپ کتاب هایی که مدت ها است در صف مجوز انتشار قرار دارد و ... جزو شعارهای ثابت پویش (کمپین) های انتخاباتی در کشور بوده است. البته بسیاری از ناشران و خوانندگان به این نتیجه رسیده اند که قدرت دولت در بهبود شرایط این حوزه محدود به عامل های بی شماری است که حتی در بسیاری از موردها ارتباطی به این حوزه ی فرهنگی پیدا نمی کند.
بسیاری از موسسه های انتشاراتی در ایران، خصوصی و در نتیجه از حمایت های دولتی بی بهره اند. این ناشران خود به تنهایی مسوولیت انتخاب، چاپ و دیگر هماهنگی های انتشار کتاب را بر عهده دارند ولی در مرحله ی پایانی و بعد از صرف هزینه یی که گاه به لطف بازار بی ثبات کاغذ بارها بیش از برآورد آن ها است، با سدهایی که دولت یا نهادهایی که دولت توان یا تمایل ایستادگی در برابر آن ها را ندارد روبرو می شوند.
در دولت های نهم و دهم ، شاهد بی مهری های فراوانی به حوزه ی نشر بودیم که با ممیزی های بی پایه و اساس، گرانی کاغذ و ... در هم آمیخت و ناشران را در وضعیتی دشوار قرار داد. در این دوره ناشران افزون بر مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باید پاسخگوی نظرهای غیرکارشناسی یی می شدند که از بدنه یا خارج از دولت به حوزه ی نشر تحمیل می شد و طی یک ده ی گذشته دلسردی جویندگان و خوانندگان کتاب را نیز به دنبال داشت. البته در این دوره، ناشرانِ نزدیک به دولت که افزون بر بهره مندی از برخی حمایت ها، بخش قابل توجهی از تولید آن ها را نهادهای دولتی خریداری می کردند، فعالیت بی دردسری داشتند.
2-دولت کنونی و تداوم مشکلات: برون رفت از وضعیت بحرانی نشر و افزایش امید به آینده در این حوزه از اهداف دولت تدبیر به شمار می رود. در ماه های گذشته وعده های دولت با خبرهای خوشی نظیر اعلان حمایت از فعالان این حوزه و کاهش ممیزی همراه بود اما شرایط کنونی حاکی از تکرار برخی رویه های نادرست گذشته است.
با وجود ادعای همیشگی دولت ها در زمینه ی تلاش برای حمایت از فعالیت های فرهنگی، به نظر می رسد مشکلات کشور در عرصه های گوناگون ظرفیت چندانی برای حمایت از ناشران کتاب باقی نگذاشته است. با این حال طی یک سال و نیم گذشته در تحولی مثبت برخی آثار با خروج از حصار بی مجوزی به مرحله ی انتشار رسید.
به طور کلی باید گفت در دولت کنونی، حوزه ی نشر نظیر دیگر بخش های فرهنگی، گرفتار و متاثر از پیچیدگی هایی است که در بسیاری موارد خارج از دایره ی اختیار مسوولان دولتی شکل می گیرد. از جمله ی این گرفتاری ها باید به مشکلات اقتصادی فراوان از جمله گرانی کاغذ و قاعده گذاری های فرادولتی اشاره کرد.
«سید عباس صالحی» معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری خود با رسانه ها در آخرین روزهای بهمن ماه 1393، وضعیت اقتصادی حوزه ی نشر را بحرانی توصیف کرد. صالحی همچنین با درخواست از رسانه ها برای پرهیز از حاشیه سازی در مورد برخی کتاب ها، مسایلی نظیر ممیزی را جزو اولویت های نه چندان مطرح حوزه ی نشر عنوان کرد.
به گفته ی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با گذشت بیش از یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم، هنوز هم دست نامحرمان از حوزه ی کتاب کوتاه نشده است. با این حال نادیده گرفتن بایسته هایی مربوط به نظارت و ممیزی که رفع آن بی شک در افزایش استقبال مخاطبان از کتاب ها نیز نقش دارد، به صلاح نخواهد بود.
3-فعالان بی ادعای حوزه ی فرهنگ: «یوسف علیخانی» طی سال های کوتاهی که از تاسیس موسسه ی انتشاراتش به نام «آموت» می گذرد، به نامی آشنا میان کتابخوانان ایرانی تبدیل شده است. افرادی که او را می شناسند می دانند که علاقه ی چندانی به گفتگو با رسانه ها ندارد ولی با وجود مشغله ی زیاد و بعد از حدود 2 سال سکوت رسانه یی، پذیرفت تا در گفت و گویی تلفنی با ما در خصوص مشکل های حوزه ی نشر سخن بگوید.
علیخانی، نویسنده ی سه کتاب پرفروش «قدم بخیر مادربزرگ من بود»، «اژدها کشان» و «عروس بید» با یادآوری این نکته که همه ی این اثرها هنگام چاپ، مشمول اصلاحات شده اند گفت: ما باید در حوزه ی ممیزی انتظارهایی منطقی از دولت فعلی داشته باشیم. در دولت گذشته ممیزی به حدی بود که کتاب های ما مرتب پس فرستاده می شدند. ولی برخی از آن ها در دولت فعلی منتشر شد و به چاپ چندم رسید.
او همچنین با تاکید بر این که به هیچ وجه فردی سیاسی نیست گفت: برای یک ناشر که با صرف هزینه و زمان زیاد کتابی را به چاپ می رساند، تثبیت قیمت کاغذ عامل بسیار مهمی است. من به عنوان یک ناشر نمی توانم قیمت روی جلد کتاب را طی 2 سال ابتدای چاپ آن تغییر دهم بنابراین افزایش قیمت کاغذ، خسارت بسیار زیادی را به ناشران تحمیل می کند.
علیخانی ادامه داد: یکی از مهم ترین اقدامات دولت کنونی، ثابت نگاه داشتن قیمت کاغذ طی یک سال گذشته بوده است. البته در این میان، مراقبت خود ناشران نیز در تثبیت این قیمت نقش داشته است.
او در بخشی از گفت وگوی خود با اشاره به اینکه بخوبی سخنان معاون ارشاد مبنی بر لزوم پرهیز از حاشیه سازی و پرداختن به معضل های اصلی این حوزه را درک می کند گفت: در دولت پیشین شماری از ناشران به واسطه ی خرید تولید آن ها از سوی سازمان ها و نهادهای دولتی به سود کلانی دست پیدا کردند. این در حالی است که در دولت کنونی و زیر تاثیر مشکل های اقتصادی کشور این روند متوقف شده و بنابراین همین افراد می خواهند ضرر خود را با سنگ اندازی در مسیر دولت جبران کنند.
علیخانی که طی سال های گذشته با سفر به شهرهای مختلف کشور و برپایی نمایشگاه های کوچک، نقش بسزایی در معرفی اثرهای انتشارات خود داشته تصریح کرد: برخلاف بسیاری از ادعاها، مردم ایران بسیار به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند. مردم بزرگ ترین تکیه گاه یک ناشر هستند. اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد از ما حمایت کافی نمی کند یا اثرهای ما را نمی خرد چندان مهم نیست زیرا ناشران باید از زیر چتر وابستگی به ارشاد خارج شوند.
علیخانی در پایان این گفت و گو گفت: حمایت ِدولت باید ادامه یابد ولی زمانی که این اتفاق نمی افتد، اصرار بر آن مساوی با گدایی خواهد بود. شاید درک این جمله ی وی پس از دریافت تنها سه سکه ی بهار آزادی در پی کسب مقام ناشر برگزیده ی سال، تلخ اما منطقی است.
بسیاری از ناشران کشور با وجود همه ی معضل های حوزه ی نشر و تنها با هدف رضایت خوانندگان و ارتقای فرهنگ جامعه، به فعالیت خستگی ناپذیر خود در این حوزه ادامه می دهند. در این وضعیت کمترین کاری که دولت می تواند برای جبران انجام دهد تلاش برای تسهیل زمینه های فعالیت ناشران و تقدیری است که درخور این فعالان حوزه ی فعالیت های فرهنگ کشور باشد.
شاید این تجربه ی شیرین و اشتیاق کتابخوانان ایرانی برای تکرار آن را بتوان دلیل اصلی زنده ماندن اقتصاد نشر در ایران باوجود همه ی نابسامانی ها سال های گذشته دانست. نابسامانی هایی که طی دهه های گذشته زیر تاثیر عامل های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... افزایش یافته و حتی در دوره هایی حوزه ی نشر کشور را متحمل خسارت های فراوانی کرده است. در این ارتباط بیان چند مساله ضروری است:
1- حوزه ی نشر و تغییر دولت ها: تغییر دولت در ایران گاه سنگینی و گاه بازشدن نفس های نشر را به دنبال داشته است. تثبیت بهای کاغذ، کاهش ممیزی، استقبال و حمایت از چاپ کتاب هایی که مدت ها است در صف مجوز انتشار قرار دارد و ... جزو شعارهای ثابت پویش (کمپین) های انتخاباتی در کشور بوده است. البته بسیاری از ناشران و خوانندگان به این نتیجه رسیده اند که قدرت دولت در بهبود شرایط این حوزه محدود به عامل های بی شماری است که حتی در بسیاری از موردها ارتباطی به این حوزه ی فرهنگی پیدا نمی کند.
بسیاری از موسسه های انتشاراتی در ایران، خصوصی و در نتیجه از حمایت های دولتی بی بهره اند. این ناشران خود به تنهایی مسوولیت انتخاب، چاپ و دیگر هماهنگی های انتشار کتاب را بر عهده دارند ولی در مرحله ی پایانی و بعد از صرف هزینه یی که گاه به لطف بازار بی ثبات کاغذ بارها بیش از برآورد آن ها است، با سدهایی که دولت یا نهادهایی که دولت توان یا تمایل ایستادگی در برابر آن ها را ندارد روبرو می شوند.
در دولت های نهم و دهم ، شاهد بی مهری های فراوانی به حوزه ی نشر بودیم که با ممیزی های بی پایه و اساس، گرانی کاغذ و ... در هم آمیخت و ناشران را در وضعیتی دشوار قرار داد. در این دوره ناشران افزون بر مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باید پاسخگوی نظرهای غیرکارشناسی یی می شدند که از بدنه یا خارج از دولت به حوزه ی نشر تحمیل می شد و طی یک ده ی گذشته دلسردی جویندگان و خوانندگان کتاب را نیز به دنبال داشت. البته در این دوره، ناشرانِ نزدیک به دولت که افزون بر بهره مندی از برخی حمایت ها، بخش قابل توجهی از تولید آن ها را نهادهای دولتی خریداری می کردند، فعالیت بی دردسری داشتند.
2-دولت کنونی و تداوم مشکلات: برون رفت از وضعیت بحرانی نشر و افزایش امید به آینده در این حوزه از اهداف دولت تدبیر به شمار می رود. در ماه های گذشته وعده های دولت با خبرهای خوشی نظیر اعلان حمایت از فعالان این حوزه و کاهش ممیزی همراه بود اما شرایط کنونی حاکی از تکرار برخی رویه های نادرست گذشته است.
با وجود ادعای همیشگی دولت ها در زمینه ی تلاش برای حمایت از فعالیت های فرهنگی، به نظر می رسد مشکلات کشور در عرصه های گوناگون ظرفیت چندانی برای حمایت از ناشران کتاب باقی نگذاشته است. با این حال طی یک سال و نیم گذشته در تحولی مثبت برخی آثار با خروج از حصار بی مجوزی به مرحله ی انتشار رسید.
به طور کلی باید گفت در دولت کنونی، حوزه ی نشر نظیر دیگر بخش های فرهنگی، گرفتار و متاثر از پیچیدگی هایی است که در بسیاری موارد خارج از دایره ی اختیار مسوولان دولتی شکل می گیرد. از جمله ی این گرفتاری ها باید به مشکلات اقتصادی فراوان از جمله گرانی کاغذ و قاعده گذاری های فرادولتی اشاره کرد.
«سید عباس صالحی» معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری خود با رسانه ها در آخرین روزهای بهمن ماه 1393، وضعیت اقتصادی حوزه ی نشر را بحرانی توصیف کرد. صالحی همچنین با درخواست از رسانه ها برای پرهیز از حاشیه سازی در مورد برخی کتاب ها، مسایلی نظیر ممیزی را جزو اولویت های نه چندان مطرح حوزه ی نشر عنوان کرد.
به گفته ی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با گذشت بیش از یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم، هنوز هم دست نامحرمان از حوزه ی کتاب کوتاه نشده است. با این حال نادیده گرفتن بایسته هایی مربوط به نظارت و ممیزی که رفع آن بی شک در افزایش استقبال مخاطبان از کتاب ها نیز نقش دارد، به صلاح نخواهد بود.
3-فعالان بی ادعای حوزه ی فرهنگ: «یوسف علیخانی» طی سال های کوتاهی که از تاسیس موسسه ی انتشاراتش به نام «آموت» می گذرد، به نامی آشنا میان کتابخوانان ایرانی تبدیل شده است. افرادی که او را می شناسند می دانند که علاقه ی چندانی به گفتگو با رسانه ها ندارد ولی با وجود مشغله ی زیاد و بعد از حدود 2 سال سکوت رسانه یی، پذیرفت تا در گفت و گویی تلفنی با ما در خصوص مشکل های حوزه ی نشر سخن بگوید.
علیخانی، نویسنده ی سه کتاب پرفروش «قدم بخیر مادربزرگ من بود»، «اژدها کشان» و «عروس بید» با یادآوری این نکته که همه ی این اثرها هنگام چاپ، مشمول اصلاحات شده اند گفت: ما باید در حوزه ی ممیزی انتظارهایی منطقی از دولت فعلی داشته باشیم. در دولت گذشته ممیزی به حدی بود که کتاب های ما مرتب پس فرستاده می شدند. ولی برخی از آن ها در دولت فعلی منتشر شد و به چاپ چندم رسید.
او همچنین با تاکید بر این که به هیچ وجه فردی سیاسی نیست گفت: برای یک ناشر که با صرف هزینه و زمان زیاد کتابی را به چاپ می رساند، تثبیت قیمت کاغذ عامل بسیار مهمی است. من به عنوان یک ناشر نمی توانم قیمت روی جلد کتاب را طی 2 سال ابتدای چاپ آن تغییر دهم بنابراین افزایش قیمت کاغذ، خسارت بسیار زیادی را به ناشران تحمیل می کند.
علیخانی ادامه داد: یکی از مهم ترین اقدامات دولت کنونی، ثابت نگاه داشتن قیمت کاغذ طی یک سال گذشته بوده است. البته در این میان، مراقبت خود ناشران نیز در تثبیت این قیمت نقش داشته است.
او در بخشی از گفت وگوی خود با اشاره به اینکه بخوبی سخنان معاون ارشاد مبنی بر لزوم پرهیز از حاشیه سازی و پرداختن به معضل های اصلی این حوزه را درک می کند گفت: در دولت پیشین شماری از ناشران به واسطه ی خرید تولید آن ها از سوی سازمان ها و نهادهای دولتی به سود کلانی دست پیدا کردند. این در حالی است که در دولت کنونی و زیر تاثیر مشکل های اقتصادی کشور این روند متوقف شده و بنابراین همین افراد می خواهند ضرر خود را با سنگ اندازی در مسیر دولت جبران کنند.
علیخانی که طی سال های گذشته با سفر به شهرهای مختلف کشور و برپایی نمایشگاه های کوچک، نقش بسزایی در معرفی اثرهای انتشارات خود داشته تصریح کرد: برخلاف بسیاری از ادعاها، مردم ایران بسیار به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند. مردم بزرگ ترین تکیه گاه یک ناشر هستند. اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد از ما حمایت کافی نمی کند یا اثرهای ما را نمی خرد چندان مهم نیست زیرا ناشران باید از زیر چتر وابستگی به ارشاد خارج شوند.
علیخانی در پایان این گفت و گو گفت: حمایت ِدولت باید ادامه یابد ولی زمانی که این اتفاق نمی افتد، اصرار بر آن مساوی با گدایی خواهد بود. شاید درک این جمله ی وی پس از دریافت تنها سه سکه ی بهار آزادی در پی کسب مقام ناشر برگزیده ی سال، تلخ اما منطقی است.
بسیاری از ناشران کشور با وجود همه ی معضل های حوزه ی نشر و تنها با هدف رضایت خوانندگان و ارتقای فرهنگ جامعه، به فعالیت خستگی ناپذیر خود در این حوزه ادامه می دهند. در این وضعیت کمترین کاری که دولت می تواند برای جبران انجام دهد تلاش برای تسهیل زمینه های فعالیت ناشران و تقدیری است که درخور این فعالان حوزه ی فعالیت های فرهنگ کشور باشد.