به گزارشهزار ماسوله، دکتر برهان ولدبیگی در مطلبی در دو بخش تحت عنوان ((نگاهی به محتوا و مضمون برخی برگه ها و بروشورهای «تبلیغاتی و اطلاع رسانی» در ایام نوروز سال ۹۴ شهرستان پاوه)) به تحلیل و بررسی و نقد از چاپ و استفاده از این نوع تبلیغات در معرفی شهرستان پاوه پرداخته است که بسیار جالب توجه است .
بخش اول :
نگاهی به محتوا و مضمون برخی برگه ها و بروشورهای «تبلیغاتی و اطلاع رسانی» در ایام نوروز سال 94 شهرستان پاوه به منظور پیشگیری از دوباره و چند باره تکرار کردن یک اقدام نامناسب که چند سالی است مثلا برای «جلب» و «جذب» گردشگر در سطح شهرستان پاوه توسط متولیان امر انجام می شود، اینجانب در اولین روز اسفند 93 در نوشته ای تحت عنوان« برای شناساندن جاذبه های گردشگری اورامان چه باید کرد؟» (که در برخی سایت های اینترنتی محلی هم منعکس گردید) خاطر نشان نمودم که« هرساله در ایام تعطیلات نوروزی به منظور «اطلاع رسانی» به مسافران و گردشگران ناحیه اورامان و بویژه شهرستان پاوه ، برخی ادارات دولتی و نهادهای عمومی مانند شهرداری ها اقدام به تهیه بروشورهای می نمایند و معمولا در مبادی ورودی شهرها اقدام به توزیع این بروشورها می نمایند. صرف نظر از مضمون و محتوای این بروشورها ( که در واقع غالبا حاوی اطلاعات ناصحیحی نیز می باشند ) چند سوال پیرامون این اقدام قابل طرح می باشند . آیا این روش اطلاع رسانی یا در واقع شناساندن منطقه مخصوصا از منظر توریسم چقدر موثر واقع می شود ؟ آیا تا کنون تحقیقی به عمل آمده است که نشان دهد چنین اقدامی به چه میزان در جلب و جذب گردشگران و در حقیقت شناساندن منطقه موثر واقع شده است؟ آیا این اقدام رویه ای تکراری و تقلیدی نیست که هرساله به اصطلاح جهت خالی نبودن عریضه و« باری به هر جهت » انجام می شود؟ آیا امکان شناساندن جاذبه های گردشگری به روش یا روش های دیگری وجود ندارد ؟ آیا شناساندن این جاذبه های فقط و فقط باید محدود به همان ایام تعطیلات نوروزی باشد و در طی مابقی ایام سال ناممکن است ؟ متاسفانه مشاهدات عینی نشان می دهند که این بروشورها نه فقط تاثیری در اطلاع رسانی ندارند ، بلکه اغلب در چند ساعت یا حداکثر در انتهای همان روز بعد از توزیع نیز مچاله شده و بصورت زباله در سطح معابر و خیابان ها پرت می شوند ». در آن نوشته هم چنین آمده بود که « کسی که به عنوان مسافر یا گردشگر تا آستانه ورود به شهرهای اورامان آمده است ( اگر فرض را بر غیر بومی بودن او بگذاریم ) بدان معنی است که از قبل اطلاعاتی از سایر کانال ها بدست آورده و در اغلب موارد نیاز چندانی به این نوع اطلاع رسانی یا تبلیغات نداشته و طبعا می داند که چرا به این منطقه آمده و هدف اش از آمدن چه بوده است . اگر این فرد هم اصالتا بومی منطقه بوده و برای دید و بازدید عید به اینجا برگشته است نیز نیازی به چنین بروشوری ندارد . اگر کسانی هم در قالب تورهای مسافرتی آمده باشند ، معمولا تورلیدرها آنقدر اطلاعات دارند که به او بدهند تا بی نیاز از اینگونه اطلاعات باشد . بنابراین در هرحالت ، تهیه و توزیع این بروشورها نوعی هزینه از بیت المال است که راه به جایی نبرده و ما را به هیچ هدفی نزدیک نخواهد کرد و به عبارت دیگر نوعی اسراف و تبذیر و عملا کار بدون فایده است . پس اگر چنین اقدامی هم تاثیر گذار باشد باید آنرا در نقاط مبدا توریست ها و نه در نقطه مقصد آنها انجام داد».
علاوه بر این به طراحی و دیزاین امروزی این بروشورها هم اشاره شده بود :« حقیقت آن است که طراحی این بروشورها اغلب بدون نظر افراد کارشناس و دیزاینر های حرفه ای این حوزه انجام گرفته و چنگی به دل هیچ کس نمی زند.مطالب و محتوای آنها نیز تکراری و حاوی اطلاعات کهنه و بعضا ناصحیح بوده و ممکن است افراد ناآشنا به منطقه را نیز سردرگم بنماید ( برای اثبات این ادعا می توان محتوای بروشورهای موجود در بایگانی مربوط به سنوات گذشته را مرور کرد تا موارد متعددی از این اطلاعات ناصحیح را پیدا نمود) . در اینجا نیز گویی می خواهند از قافله جا نمانند و در هر حال خود را ملزم می دانند تا چیزی برای عرضه ( حالا با هر کیفیتی ) داشته باشند . پیشینیان گفته اند که معرفی بد به مراتب از عدم معرفی، بدتر بوده و بعضا نتایج معکوس ببار می آورد» . در انتهای این نوشته هم ضمن اشاره به دامنه تاثیرگذاری حوزه تبلیغات در توسعه گردشگری به عنوان یک فاکتور ، راهکارهایی برای سروسامان دادن به این حوزه بیان شده اند که اهم آنها به قرار زیر بودند :«
1- شناسایی و شناسنامه دار کردن همه حوزه ها و سایت های گردشگری منطقه به شیوه ای مدرن و امروزی توسط نهاد یا ستادی قانون مسئول و ممانعت از پراکنده کاری ،
2- دایر نمودن وب سایت اینترنتی و استفاده بهینه از امکانات گوناگون شبکه اینترنت در راستای شناساندن عرصه ها و سایت های گردشگری اورامان
3- شناساندن عرصه ها ، سایت ها و امکانات گردشگری موجود در منطقه به شیوه های امروزی ( از جمله تالیف کتاب و تهیه فیلم ) به گروههای هدف در داخل و خارج ایران
4- برگزاری همایش ها و سمینارهای ادواری و تخصصی در حوزه گردشگری ، میراث فرهنگی و صنایع دستی
5- دعوت از مدیران آژانس های تور گردانی داخلی و خارجی و معرفی سایت های گردشگری به آنها از نزدیک
6-برقراری نمایشگاههای دایمی( از جمله نمایشگاه تابلوهای عکس مناظر) در سطح منطقه و خارج از منطقه
7-نمایش فیلم ، پاورپوینت و بنرهای تبلیغاتی در امکان اقامتی و سطح میادین و معابر عمومی
8-آموزش عده ای از جوانان تحصیل کرده به عنوان راهنمایان«اورامان گردی »
9-آموزش اقشار مختلف ( از جمله رانندگان وسایل نقلیه عمومی ، مغازه داران ، هتلداران ، صاحبان رستوران ها ، متولیان اماکن گردشگری و زیارتی ) در مورد اهمیت توریسم و نحوه تعامل با گردشگران
10شرکت در نمایشگاههای بین المللی مختص به گردشگری و میراث فرهنگی از جملهWTMلندن ،BITمیلان وITBبرلین به منظور شناساندن جاذبه های گردشگری و جذب گردشگر خارجی .
اما متاسفانه هیچ کس و هیچ نهادی به این موضوع توجهی نکرد و انگار که چنین رویه ای به عادت مالوف بدل شده باشد ، کماکان و به رسم معمول به حیات خود ادامه می دهد . در اینجا می خواهم نگاهی هرچند گذرا به محتوای چند عدد از این بروشورهای به اصطلاح تبلیغی و اطلاع رسانی سال 94 بنمایم تا ثابت شود که این رویه به مفهوم واقعی کلمه چقدر در جلب و جذب گردشگر و ارتقای سطح آگاهی او موثر واقع شده و چقدر اتلاف وقت ، انرژی و هدردادن اموال عمومی می باشد ؟
پایان بخش اول : این مطلب ادادمه دارد….
