به گزارشهزار ماسوله، از زمانی که انسان در طبیعت پیرامون خود شروع به حرکت نمود ، «راه » یکی از همراهان و شاید بتوان گفت همزادان همیشگی او بوده و خواهد بود. به احتمال زیاد «اولین راهها» توسط خود انسان ساخته نشده اند ، بلکه او «راههای مالرو ساخت حیوانات » را از روی کنجکاوی یا نیاز مورد استفاده قرار داده است . «راه» را ممکن است بتوان اینگونه تعریف کرد : « مناسب ترین و ایمن ترین فاصله بین دو نقطه جغرافیایی». بدون شک در فاصله بین هر دو نقطه جغرافیایی راههای متعددی وجود دارند ، اما بسیاری از این راهها مناسب و در همان حال ایمن نیستند . علاوه براین ، «کوتاه ترین راه» نیز الزاما مناسب ترین و ایمن ترین راه نیست . بعدها با گسترش مراودات بین انسان ها ، راهها نیز بیشتر و در همان حال متنوع تر شدند . بشر امروزی برای رفع نیازهای خود ، از مجموعه متنوعی از «راههای زمینی و زیر زمینی »، « راههای دریایی» ، « راههای هوایی » و اخیرا «راههای فضایی» استفاده می کند .
بدون شک احداث یا ساخت هر راهی موجب نوعی تغییر در طبیعت شده و ممکن است به برخی از اکوسیستم های درون آن آسیب وارد نماید . طبیعت توان ترمیم آسیب ها وارده به خود را تا حد معینی دارد ، اما اگر از این حد گذر نماید این توان پاسخگو نخواهد بود و این آسیب به «زخمی ماندگار» تبدیل می شود . در این رابطه میتوان به انقراض برخی گونه های گیاهی و جانوری به علت اقدامات نامسئولانه انسان اشاره کرد. هرچقدر دامنه این آسیب ها بیشتر شود ، تعداد این «زخم های ماندگار» یا « فجایع زیست محیطی » نیز بیشتر شده و امکان زندگی سایر زیستمندان و نهایتا خود انسان از بین می رود. گرچه «انسان های قبل از انقلاب صنعتی» نیز به اکوسیستم های درون طبیعت آسیب می رساندند، اما بدلیل وسعت کم این آسیب ها ( شاید به علت نداشتن ابزارهای تخریبی و جمعیت محدود و …) ، طبیعت قادر به ترمیم بود، اما برعکس،«انسان بعد از انقلاب صنعتی» بدلایل گوناگون از جمله در اختیار داشتن ابزارهای بسیار متنوع و در همان حال مخرب به حال طبیعت ( مثلا تفنگ ، ماشین های راهسازی و تولید انبوه و متنوع کالاها و به تبع زباله های خطرناک و دیرتجزیه شونده ) دامنه این آسیب را گسترش داده و زمینه را برای «زخم های ماندگار» یا « فجایع زیست محیطی » بیشتر فراهم آورد. اکنون وضع انسان شبیه به همان فردی است که «بر سر شاخ بن می برید» و اگر به خود نیاید عنقریب نسل انسان نیز بر کره خاکی منقرض خواهد شد . اما انسان از قدرت تعقل و تفکر برخوردار بوده و بتدریج پی برده است که ادامه این روند سرانجامی شوم خواهد داشت .
فرایند آگاه شدن انسان به تبعات منفی فعالیت های خود از چند دهه قبل شروع گشته و اکنون سرعت بیشتری به خود گرفته است . فعالیت های آگاهانه معطوف به حفظ محیط زیست ، در آغاز از کشورهای صنعتی شروع شد و اکنون در مقیاس جهانی مطرح است .اکنون چند دهه است که ایده «توسعه پایدار» جای «توسعه به هرقیمتی» را گرفته و بظاهر اغلب یا شاید تمام کشورهای جهان این ایده را پذیرفته اند. اما در عمل و کردار اغلب کشورها و متاسفانه شهروندان این کشورها نیز ، «الزامات و اصول توسعه پایدار» رعایت نشده و فرایندهای تخریب و آسیب بر پیکر طبیعت کمابیش همچنان ادامه دارند .
در ایران ، علیرغم پذیرش همگانی ایده « احترام و پاسداشت طبیعت و توسعه پایدار» ( چه از طرف نهادهای حاکمیتی و چه از طرف شهروندان) ، اما در عمل و بعینه مشاهده می شود که بسیاری از پروژه های دولتی فاقد «پیوست زیست محیطی» بوده و تعداد قابل توجهی از شهروندان نیز (حتی در حوزه وظایف و مسئولیت های فردی ) کماکان به طبیعت و اجزای تشکیل دهنده آن آسیب می رسانند.
در «منطقه اورامان» نیز هرچند بارقه های امیدی وجود دارند و هرچند اکنون «حفظ محیط زیست » در ذهن اغلب شهروندان جای خود را باز کرده است ، اما در عمل هنوز وزنه این افراد در کفه ترازو ناچیز است . اطلاعات و دانش یا به اصطلاح امروزی « سواد و فرهنگ زیست محیطی» هم در میان بسیاری از مسئولین و مدیران ما و هم در میان اغلب شهروندان در بهترین حالت در حد ابتدایی است . هنوز بسیاری از متولیان امور شهری و دهیاری های منطقه ما آشنایی چندانی با مفاهیم توسعه پایدار ندارند . هنوز عده زیادی حفظ محیط زیست را فقط محدود به توقف فعالیت شکارچیان یا نصب سطل زباله در معابر عمومی و جاده ها می دانند ، هنوز مدیریت اصولی مصرف آب در حوزه های مختلف پدیده غریبی است و بخش فراوانی از منابع محدود آبی ما به هدر می رود ، هنوز حفظ و حراست از جنگل ها و مراتع منطقه چندان مورد توجه نیست ، هنوز زباله های تولیدی ( عموما خانگی ) بجای آنکه درآمد آفرین باشند ؛ هزینه های فروانی بر بودجه ناچیز شهرداری ها و دهیاری ها تحمیل کرده و بصورت نامناسبی جمع آوری ، حمل و دفن می شوند و هنوز ………
چنین وضعی نه فقط محیط زیست منطقه را در معرض انواع تخریب ها و آلودگی ها قرار می دهد ، بلکه نمی تواند به نفع به فعل درآمدن پتانسیل های فراوان گردشگری( مخصوصا اکوتوریسم ) در سطح منطقه بوده و حتی می تواند این روند را به تاخیر انداخته یا مانع بزرگی بر سر راه آن باشد .
باید یاد آور شوم که ورود تنفگ یا اسلحه گرم به منطقه اورامان از حدود یک قرن بیش تا کنون آسیب فروانی به «تنوع جانوری» آن وارد آورده است . این ابزار به وسیله ای برای شکار بی رویه حیوانات و پرندگان( اعم از حلال گوشت و حرام گوشت) و حتی کشتار بی رحمانه و بدون دلیل یا با دلایل خرافی خزندگان نیز تبدیل شد و نسل بسیاری از این زیستمندان را در این منطقه با انقراض روبرو کرد و نسل برخی دیگر را در آستانه انقراض قرار داده است .
متاسفانه اکنون نیز نقش «خودرو» ( مخصوصا خودروهای شخصی) در آسیب زدن به« تنوع گیاهی» کمتر از اسلحه گرم نبوده و می رود تا مراتع ، جنگل ها و حتی برخی کوههای ما به «پارکینک دایمی» خودروهای شخصی کسانی تبدیل شوند که مثلا برای «طبیعت گردی» ( یا به عبارت بهتر تخریب و آلوده نمودن طبیعت ) به دامن آن می روند . اکنون کمتر تپه یا دامنه کوهی را می توان یافت که بدلیل «احداث جاده یا راههای ماشین رو بدون متولی» زخمی نشده باشند . در بسیاری از موارد این جاده ها و راههای ماشین رو، تا قله کوه و بعضا تا ارتفاع سه هزار متری کشیده شده اند و محیط شکننده کوهستان را به مراتب آسیب پذیر تر نموده اند . کوهستان ها اورامان که قاعدتا منبع آب شرب شهروندان به حساب می آیند ، اکنون به راحتی در دسترس همگان بوده و هرکس بنا به سلیقه و نیاز آنی خود آنها را تخریب و آلوده می کند . اکنون مراتع ما بتدریج سرسبزی خود را از دست داده و پدیده« سبززدایی »را می توان در آنها مشاهده کرد . اکنون جنگل ها ما در معرض خطرات گوناگون( از جمله آتش سوزی تعمدی) قرار دارند . اکنون طبیعت اورامان بتدریج به زباله دانی زباله های شهروندانی تبدیل می شود که حوصله برگرداندن آنها را با خود نداشته و بعضا اقدام به سوزاندن یا دفن آنها در طبیعت می نمایند . و نهایتا و متاسفانه اکنون بندرت می توان نقطه ای را در منطقه یافت که بکر و دست نخورده باقی مانده باشد .
یکی از دلایل اصلی چنین وضعی گسترش استفاده نامناسب از خودروهای شخصی ( مخصوصا در ایام تعطیل ) می باشد . شاید بشر امروزی نتواند بدون استفاده از خودرو چرخ زندگی شخصی و اجتماعی خود را بچرخاند ، اما عقل سلیم و تجربه سایر ممالک به ما می گوید که می شود هم «خودرو» داشت و هم «محیط زیست سالم» و این دو الزاما باهمدیگر مباینتی ندارند ، بلکه آنچه مشکل آفرین بوده و محیط زیست ما را در معرض خطر جدی قرار داده است ، « نحوه و زمان و مکان استفاده از خودرو » می باشد . استفاده از خودروهای شخصی در شهرها و روستاها و در گردش های طبیعی باید مشمول مقررات و قواعدی باشد تا هم «محیط زیست انسان ساخت» ( شهرها و روستاها ) و هم «محیط زیست طبیعی » را از پیآمدهای منفی این نوع استفاده مصون و ایمن بدارد . این کار شندنی است مشروط به آنکه هم شهروندان فرهنگ استفاده از خودروهای شخصی را «یاد بگیرند» و هم مسئولان با جدیدت با موارد تخلف برخورد نمایند .
وجود «جاده ها و راههای ماشین رو بدون متولی مشخص » و نیز «جاده های دارای متولی مشخص اما کم کار» در سطح منطقه ، زمینه مناسبی برای تخریب طبیعت ، آلودگی آن و بعضا مشکلات اجتماعی خاصی را فراهم آورده است . بنظر می رسد اگر اقدامات پیشنهادی زیر توسط شهروندان و توسط دستگاههای حاکمیتی( مخصوصا قوه قضایی و مجریه ) جنبه عملیاتی پیدا کنند ، می توان امید وار بود که در آینده نه چندان دور ، طبیعت با مکانیسم های دفاعی ذاتی خود این «زخم های کاری» را ترمیم نموده و از تبدیل آن به «زخم های ماندگار» یا « فجایع زیست محیطی» جلوگیری بعمل آورد . این پیشنهادات شامل موارد زیر است :
• توقف یا پارک خودروهای شخصی در محدوده جاده های قانونی و دارای متولی مشخص و نراندن خودرو تا هر جایی که امکان پذیر است ( به هنگام سفرهای مبتنی بر طبیعت گردی ). شهروندان عزیز باید توجه داشته باشند که از منظر علم پزشکی و برای حفظ و ارتقای سلامتی همواره توصیه به پیاده روی با یا بدون کوله پشتی می شود .
• استفاده از دوچرخه ( مخصوصا جوانان و نوجوانان ) در سفرهای طبیعت گردی
• شناسنامه دار کردن تفرجگاههای عمومی و برقراری امکانات ضروری در آنها برای رفاه حال گردشگران و طبیعت گردان . تعیین متولی مشخص برای این تفرجگاهها ( اعم از بخش خصوصی یا عمومی )
• جاده ها و راههای ماشین رو باید متولی مشخص دولتی ، شخصی یا عمومی داشته و مسئولیت حفظ و نگهداری آنها را رسما بر عهده بگیرند.
• انسداد «جاده ها و راههای ماشین رو فاقد متولی مشخص »به دستور مقامات قضایی با توجه به نقش مخرب و آلوده کننده این جاده ها و راهها در طبیعت منطقه
• حفظ و بهسازی جاده های دارای متولی مشخص و تخصیص اعتبار خاص برای هر کدام از این جاده ها با توجه به میزان استفاده
• احداث پارکینگ های مناسب در جوار یا در فاصله ای خاص از تفرجگاههای عمومی
• ممانعت از «احداث جاده ها یا راههای ماشین رو جدید» در ارتفاعات بیش از دوهزار متر از سطح دریا توسط هر کس و هر نهادی و با هر دلیل یا بهانه ای
دکتر برهان ولدبیگی
۱/۲/۱۳۹۴
