به گزارش خبرنگارهزارماسولهمهرماه در كشور ما طليعه آغاز بازگشايي مدارس و دانشگاههاست. زنگ مدرسه در روزهاي نخستين ماه مهر, زنگ شور و شادي و بازگشت نشاط و قيل و قال و هياهوي هزاران هزار دانش آموز به مدارس سراسر ايران زمين است.
در آغاز مهرماه صدها نفر از فرزندان شهرستان پاوه نيز همزمان با ساير دانش پژوهان, روانه مدرسه و مراكز آموزشي و دانشگاهها مي شوند. در اين ميان ورود اولي ها به دبستان براي پدر و مادرها و نيز خود آنها همراه با شور و شوق فراوان و البته دلهره ايست كه خاطره آن, سالها و شايد تا پايان زندگي در ذهن باقي مي ماند.
در آغاز مهرماه صدها نفر از فرزندان شهرستان پاوه نيز همزمان با ساير دانش پژوهان, روانه مدرسه و مراكز آموزشي و دانشگاهها مي شوند. در اين ميان ورود اولي ها به دبستان براي پدر و مادرها و نيز خود آنها همراه با شور و شوق فراوان و البته دلهره ايست كه خاطره آن, سالها و شايد تا پايان زندگي در ذهن باقي مي ماند.
دانش آموزان چگونه به درس و مدرسه علاقه مند می شوند؟
تا زمانی که به چیزی احساس نیاز نشود فرد برای رسیدن به آن تلاش نمی کند. اگر فردی نتواند در زندگی چیزهای مهم را تشخیص دهد و آنها را نشناسد، نباید امید زیادی به بهبود زندگی و رفاه او داشته باشیم. اگر فرد نداند چه چیزی برایش اهمیت دارد و چه باید انجام دهد، به هدف های خود نخواهد رسید.

باید کوشید تا چیزهایی را که دانش آموز در زندگی به آنها علاقه دارد شناسایی کرد.
عده ای از روانشناسان رفتار انسان را متأثر از احساسات او می انگارند. یعنی احساسات انسان ایجاد کننده رفتار او است. به عبارت دیگر احساسات، طرز فکرها، اعتقادات و ادراکات انسان به وجود آورنده رفتارند. از نظر تربیتی نیز این عقیده بسیار اهمیت دارد. اگر دانش آموزی احساس کند که معلمش او را دوست دارد، رفتارش نسبت به آن معلم دوستانه خواهد بود و به درس آن معلم نیز علاقه مند خواهد شد. در مقابل اگر احساس کند که معلم او را دوست ندارد، احتمالاً نسبت به درس آن معلم نیز علاقه ای نخواهد داشت. بنابراین باید کوشید تا چیزهایی را که دانش آموز در زندگی به آنها علاقه دارد شناسایی نمود و کار کردن با دانش آموز را از چیزهای دوست داشتنی آغاز کرد.
چگونه دانش آموز خلاق مي شود
اميد به آينده و ايمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش مستمر نصيب فراگير خواهد شد بايد در دورههاي آموزش خلاقيت مورد تاكيد قرار گيرد تا انگيزه بيشتري براي فراگيرنده بوجود آيد.
ـ تجسم وضع آينده و مقايسه آن با وضعيت فعلي كمك در يافتن راه حلهاي بديع خواهد كرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقيت بسيار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدايت استعدادها و باور كردن خلاقيتها و نوآوريها بسيار تعيين كننده است، مربيان تا حدي ميتوانند مهارتهاي خلاقيت، مانند روشهاي تفكر درباره مسائل و قوانين علمي براي تدبير راههاي جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنين مهارتهايي را ميتوان مستقيماً آموزش داد. اما بهترين روش انتقال از طريق نمونه بودن خود مربي است.
ـ بايد از روشهاي تدريس گوناگون استفاده كرد. دانشآموزان داراي تفاوتهاي فردي بيشماري هستند و هر يك مساله را به شيوههاي خاص خود تجزيه و تحليل ميكنند پس يك روش يادگيري نميتواند موفقيت همه بچهها را تضمين كند.
ـ تجسم وضع آينده و مقايسه آن با وضعيت فعلي كمك در يافتن راه حلهاي بديع خواهد كرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقيت بسيار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدايت استعدادها و باور كردن خلاقيتها و نوآوريها بسيار تعيين كننده است، مربيان تا حدي ميتوانند مهارتهاي خلاقيت، مانند روشهاي تفكر درباره مسائل و قوانين علمي براي تدبير راههاي جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنين مهارتهايي را ميتوان مستقيماً آموزش داد. اما بهترين روش انتقال از طريق نمونه بودن خود مربي است.
ـ بايد از روشهاي تدريس گوناگون استفاده كرد. دانشآموزان داراي تفاوتهاي فردي بيشماري هستند و هر يك مساله را به شيوههاي خاص خود تجزيه و تحليل ميكنند پس يك روش يادگيري نميتواند موفقيت همه بچهها را تضمين كند.
ويژگيهاي دانش آموز خلاق

خلاقيت، عبارت از قدرت استدلال، درك سريع مفاهيم و حافظهقوي در دانشآموز خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمونهاي هوشي نمره چندان فوقالعادهاي كسب نميكنند. اما در آزمونهاي مربوط به سنجش مهارتهاي تفكر واگرا نمره بالايي به دست ميآورند. بنابراين فقط اشخاص تيزهوش نيستند كه ميتوانند خلاق باشند، بلكه با هوش متوسط هم ميتوان خلاق بود و كمبود خلاقيت را فقط به افرادي كه عقب ماندگي ذهني دارند ميتوان نسبت داد. نتايج تحقيقات تورنس راجع به رابطه هوش و خلاقيت نشان دهنده اين است كه معدل بهره هوشي دانشآموز خلاق بين 97 تا 126 است و در نتيجه بين شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معني داري در پيشرفت تحصيلي وجود ندارد.
دانش آموزاني كه خلاقند راه حلهاي هوشمندانه براي مسائل ارائه ميدهند. آنها در باز خورد و نگرشهاي خود مستقل و بيتعصباند و ترجيح ميدهند كه در شرايطي باز و نامحدود (از نظر يادگيري) فعاليت كنند تا ديدگاههاي خود را مطرح كنند. اين كودكان به فعاليتهاي اجتماعي علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند كه بيشتر با پدر خود همساني داشته باشند. دانشآموزان خلاق از خوانندگان كتاب و مجله به شمار ميآيند و از مهمترين قصايص آنها احساس بيشباهت بودن به ديگران است. آنها در فعاليتهاي گروهي غالباً نقش رهبر را به عهده ميگيرند و براي مشورت، بيشتر به دوستان مراجعه ميكنند تا والدين. آنها داراي تخيلي قوياند حتي در كودكي دوست خيالي داشتهاند. از جمله خصوصيات ديگر آنها روياهاي با شكوه و وحشت انگيز است كه نشان از ناايمني عميقي است كه در زير ظاهر مطمئنشان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوبگر و بيانضباط لقب گرفتهاند. سوالات آنها عجيب و نامعقول جلوه ميكند و باعث تهديد معلم ميشود. از نظر اجتماعي كتزل و جكسون معتقدند كه يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي بهرهي هوشي سطح بالا متمايز ميكند توانايي يا گرايش فرد خلاق به خطر كردن است.
نيكسون، تورنس و وليكاك تحقيقاتي انجام دادهاند و ويژگيهاي دانشآموزان خلاق را اين چنين عنوان كردهاند:
1ـ اين دانشآموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
2ـ از نظر هوش كلامي و فضايي بسيار برجستهاند.
3ـ داراي ظرفيتهاي حافظه فوقالعاده در سطح و نگهداري وقايع مختلف هستند.
4ـ آمادهاند امور و فعاليتهاي مختلف را تجربه كنند.
5ـ از نظر فكري مستقلاند.
6ـ از نظر اجتماعي، رفتاري مطلوب دارند.
7ـ از نظر بيان، صريح و راحتاند.
8ـ افرادي فعال و كنجكاوند.
9ـ در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفكر واگرا برخوردارند. تفكر واگرا تفكري است كه به گونهاي متفاوت از جريان عالم فكري جامعه به حل مسائل ميپردازد.
10ـ به مسائل مذهبي و فلسفي علاقه نشان ميدهند.
11ـ عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذير و خستگي ناپذيرند.
12ـ خود جوش، صادق و سادهاند.
اگر ويژگيهاي مزبور در يك فرد خلاق به طور كامل ديده نشود مطمئناً در گروه افراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.
دانش آموزاني كه خلاقند راه حلهاي هوشمندانه براي مسائل ارائه ميدهند. آنها در باز خورد و نگرشهاي خود مستقل و بيتعصباند و ترجيح ميدهند كه در شرايطي باز و نامحدود (از نظر يادگيري) فعاليت كنند تا ديدگاههاي خود را مطرح كنند. اين كودكان به فعاليتهاي اجتماعي علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند كه بيشتر با پدر خود همساني داشته باشند. دانشآموزان خلاق از خوانندگان كتاب و مجله به شمار ميآيند و از مهمترين قصايص آنها احساس بيشباهت بودن به ديگران است. آنها در فعاليتهاي گروهي غالباً نقش رهبر را به عهده ميگيرند و براي مشورت، بيشتر به دوستان مراجعه ميكنند تا والدين. آنها داراي تخيلي قوياند حتي در كودكي دوست خيالي داشتهاند. از جمله خصوصيات ديگر آنها روياهاي با شكوه و وحشت انگيز است كه نشان از ناايمني عميقي است كه در زير ظاهر مطمئنشان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوبگر و بيانضباط لقب گرفتهاند. سوالات آنها عجيب و نامعقول جلوه ميكند و باعث تهديد معلم ميشود. از نظر اجتماعي كتزل و جكسون معتقدند كه يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي بهرهي هوشي سطح بالا متمايز ميكند توانايي يا گرايش فرد خلاق به خطر كردن است.
نيكسون، تورنس و وليكاك تحقيقاتي انجام دادهاند و ويژگيهاي دانشآموزان خلاق را اين چنين عنوان كردهاند:
1ـ اين دانشآموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
2ـ از نظر هوش كلامي و فضايي بسيار برجستهاند.
3ـ داراي ظرفيتهاي حافظه فوقالعاده در سطح و نگهداري وقايع مختلف هستند.
4ـ آمادهاند امور و فعاليتهاي مختلف را تجربه كنند.
5ـ از نظر فكري مستقلاند.
6ـ از نظر اجتماعي، رفتاري مطلوب دارند.
7ـ از نظر بيان، صريح و راحتاند.
8ـ افرادي فعال و كنجكاوند.
9ـ در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفكر واگرا برخوردارند. تفكر واگرا تفكري است كه به گونهاي متفاوت از جريان عالم فكري جامعه به حل مسائل ميپردازد.
10ـ به مسائل مذهبي و فلسفي علاقه نشان ميدهند.
11ـ عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذير و خستگي ناپذيرند.
12ـ خود جوش، صادق و سادهاند.
اگر ويژگيهاي مزبور در يك فرد خلاق به طور كامل ديده نشود مطمئناً در گروه افراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.
مدرسه رفتن، آمادگي رواني ميخواهد

توصیه های خانم دکتر پروين ناظمي به والدين کلاس اولي
همه ما خاطرات روزهاي اول مدرسهمان، به ويژه اولين سال مدرسهاي شدنمان را به ياد داريم؛ اينکه چگونه صبح اول مهر از خواب بيدار شديم، صبحانه خورديم، لباسهاي نو پوشيديم و دست در دست بزرگترهايمان به مدرسه رفتيم.
بعضيهامان عاشق مدرسه بوديم و بعضيهامان با اشک به مدرسه پا گذاشتيم چون طاقت جدايي از پدر و مادرمان را نداشتيم. هنوز هم تعداد زيادي از دانشآموزان، روز اول مدرسه را با گريه و ترس از تنهايي آغاز ميکنند اما واقعا چطور ميتوانيم کودکمان را براي ورود به مدرسه آماده کنيم؟ خانم دکترپروين ناظمي، روانشناس، به اين سوال پاسخ ميدهد.
خانم دکتر! چرا بعضي از کلاس اوليها به محض ورود به مدرسه گريه ميکنند؟
اکثر کودکان هنگام جدايي از والدين، درجههايي از اضطراب و ناراحتي را نشان ميدهند که اين موضوع هم براي کودک و هم براي والدين او دردناک است. البته در مرحلهاي از سن کودک، اين ترس و اضطراب يک پديده رشدي طبيعي است. مثلا اولين روز مدرسه براي بسياري از بچهها با ترس جدايي از والدين و ورود به محيطي جديد همراه است و همين ترسها است که باعث اشک ريختن کودک در اولين روزهاي ورود به مدرسه ميشود. البته جاي هيچ نگراني نيست چرا که پس از گذشت چند روز اين مشکل برطرف خواهد شد.
والدين چگونه ميتوانند کودکشان را براي ورود به مدرسه آماده کنند؟
خانواده اولين بستر و عامل رشد و پرورش قواي مختلف کودک به حساب ميآيد. پدر و مادر با روشهاي تربيتي و ارتباطي خود شرايط و مقدمات پرورش استعدادهاي دروني کودک را فراهم ميکنند و هرچه خود را بيشتر به تواناييها و مهارتهاي لازم براي فرزندپروري تجهيز کرده باشند بهتر و موثرتر از عهده اين امر برخواهند آمد. ورود به مدرسه نيز نه تنها آمادگي کودک، بلکه آمادگي پدر و مادر را نيز طلب ميکند؛ يعني والدين آماده قادر به ايجاد آمادگي در کودک هستند.
اين آمادگيها چگونه بايد ايجاد شود؟
آمادگي جدا شدن، چه قبل از مدرسه و چه بعد از مدرسه، بايد بين پدر و مادر و کودک ايجاد شود. يعني پدر و مادر با آموختن مهارتهايي به فرزندشان اين اعتماد به نفس را در او ايجاد ميکنند که کودک بتواند ساعاتي دور از والدين باشد و اين تجربه را کسب کند که عدم حضور يا خروج آنها از خانه براي ساعاتي، نه تنها اتفاقي ايجاد نميکند که شايد بعد از آن به بهتر شدن روابط ميان آنها نيز منجر بشود. به همين دليل روانشناسان توصيه ميکنند که بايد کودک را قبل از سنين ورود به مدرسه در زمانهايي کوتاه به مراقب جديد يا مهدکودک بسپاريد يا به بهانه خريد براي مدت کوتاهي بيرون برويد تا کودک تنهايي و جدايي از مادر را تجربه کند. در عين حال، ميتوانيد از تجربيات خوب زمان تحصيلتان براي کودک بگوييد تا از مدرسه تصوير مثبتي در ذهنش بسازد. از طرفي، اجازه دهيد تا کودک شما بداند که ميفهميد چقدر سخت است که انسان از کسي که تا اين حد دوستش دارد جدا شود اما زياد با او همدردي و دلسوزي نکنيد.
هنگام ترک کودک، چه؟ رفتارمان در اين شرايط چگونه بايد باشد؟
هنگام ترک کودک بايد او را ببوسيد و نوازش کوتاهي کنيد و با خوشرويي از او خداحافظي کنيد. البته مراسم خداحافظي و ترک کودک را خيلي طولاني نکنيد. بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنيد و چند بار نرويد و برگرديد اما پس از بردن کودک به مهد يا مدرسه مدتي آنجا بمانيد، سپس کودک را با معلم يا دانشآموزان تنها بگذاريد و به خانه برگرديد. در عين حال، فراموش نکنيد که دزدکي و يواشکي ترک کردن کودک بزرگترين اشتباه است. اگر هم کودک تحت هيچ شرايطي حاضر نشد روز دوم مدرسه برود، براي او فعاليتهاي تفريحي و سرگرمي فراهم نکنيد.
چه توصيهاي به والدين بچههاي کلاساولي داريد تا کودکشان را از لحاظ رواني براي ورود به مدرسه آماده کنند؟
کودک را از شرايطي که ايجاد نگراني ميکند، دور کنيد و بدانيد که با برخورد آرام، منطقي و خالي از ترس شما با مدرسه، کودک شما نيز با آرامش بيشتري موقعيت جديد را ميپذيرد. در عين حال، يادگيري را امري شيرين و لذتبخش نشان دهيد. پدر و مادري که با فراگرفتن چيزي جديد شاد و خوشحال ميشوند و اين شادي را در محيط خانه نشان ميدهند در واقع به کودک ميآموزند که يادگيري و کشف همه را خوشحال ميکند و اصولا امري جذاب و خوشايند است. کارهاي ساده خانه را انتخاب کرده و انجام آن را به عهده کودک بگذاريد و موقعيتي فراهم کنيد تا کودک بتواند با موفقيت آن کار را به سرانجام برساند. اين کار علاوه بر ايجاد حس مسووليت، اعتماد به نفس و انگيزه کودک را براي پيگيري و انجام کارهايي که به عهده او گذاشته ميشود بالا ميبرد. توجه داشته باشيد که براي ايجاد عادت مطالعه در کودک هيچ چيزي موثرتر از وجود پدر و مادري نيست که در حضور و همراه با کودک مطالعه ميکنند و مطالعه را امري لذتبخش نشان ميدهند. با کودکانتان صحبت کنيد و به صحبتهاي آنها گوش دهيد. براي کودک قصه بخوانيد و در مورد آن به گفتوگوي دوطرفه بنشينيد. با اين کار مهارت کودکتان را در نشستن، گوش دادن، صحبت کردن و دقت و تمرکز افزايش ميدهيد.
همه ما خاطرات روزهاي اول مدرسهمان، به ويژه اولين سال مدرسهاي شدنمان را به ياد داريم؛ اينکه چگونه صبح اول مهر از خواب بيدار شديم، صبحانه خورديم، لباسهاي نو پوشيديم و دست در دست بزرگترهايمان به مدرسه رفتيم.
بعضيهامان عاشق مدرسه بوديم و بعضيهامان با اشک به مدرسه پا گذاشتيم چون طاقت جدايي از پدر و مادرمان را نداشتيم. هنوز هم تعداد زيادي از دانشآموزان، روز اول مدرسه را با گريه و ترس از تنهايي آغاز ميکنند اما واقعا چطور ميتوانيم کودکمان را براي ورود به مدرسه آماده کنيم؟ خانم دکترپروين ناظمي، روانشناس، به اين سوال پاسخ ميدهد.
خانم دکتر! چرا بعضي از کلاس اوليها به محض ورود به مدرسه گريه ميکنند؟
اکثر کودکان هنگام جدايي از والدين، درجههايي از اضطراب و ناراحتي را نشان ميدهند که اين موضوع هم براي کودک و هم براي والدين او دردناک است. البته در مرحلهاي از سن کودک، اين ترس و اضطراب يک پديده رشدي طبيعي است. مثلا اولين روز مدرسه براي بسياري از بچهها با ترس جدايي از والدين و ورود به محيطي جديد همراه است و همين ترسها است که باعث اشک ريختن کودک در اولين روزهاي ورود به مدرسه ميشود. البته جاي هيچ نگراني نيست چرا که پس از گذشت چند روز اين مشکل برطرف خواهد شد.
والدين چگونه ميتوانند کودکشان را براي ورود به مدرسه آماده کنند؟
خانواده اولين بستر و عامل رشد و پرورش قواي مختلف کودک به حساب ميآيد. پدر و مادر با روشهاي تربيتي و ارتباطي خود شرايط و مقدمات پرورش استعدادهاي دروني کودک را فراهم ميکنند و هرچه خود را بيشتر به تواناييها و مهارتهاي لازم براي فرزندپروري تجهيز کرده باشند بهتر و موثرتر از عهده اين امر برخواهند آمد. ورود به مدرسه نيز نه تنها آمادگي کودک، بلکه آمادگي پدر و مادر را نيز طلب ميکند؛ يعني والدين آماده قادر به ايجاد آمادگي در کودک هستند.
اين آمادگيها چگونه بايد ايجاد شود؟
آمادگي جدا شدن، چه قبل از مدرسه و چه بعد از مدرسه، بايد بين پدر و مادر و کودک ايجاد شود. يعني پدر و مادر با آموختن مهارتهايي به فرزندشان اين اعتماد به نفس را در او ايجاد ميکنند که کودک بتواند ساعاتي دور از والدين باشد و اين تجربه را کسب کند که عدم حضور يا خروج آنها از خانه براي ساعاتي، نه تنها اتفاقي ايجاد نميکند که شايد بعد از آن به بهتر شدن روابط ميان آنها نيز منجر بشود. به همين دليل روانشناسان توصيه ميکنند که بايد کودک را قبل از سنين ورود به مدرسه در زمانهايي کوتاه به مراقب جديد يا مهدکودک بسپاريد يا به بهانه خريد براي مدت کوتاهي بيرون برويد تا کودک تنهايي و جدايي از مادر را تجربه کند. در عين حال، ميتوانيد از تجربيات خوب زمان تحصيلتان براي کودک بگوييد تا از مدرسه تصوير مثبتي در ذهنش بسازد. از طرفي، اجازه دهيد تا کودک شما بداند که ميفهميد چقدر سخت است که انسان از کسي که تا اين حد دوستش دارد جدا شود اما زياد با او همدردي و دلسوزي نکنيد.
هنگام ترک کودک، چه؟ رفتارمان در اين شرايط چگونه بايد باشد؟
هنگام ترک کودک بايد او را ببوسيد و نوازش کوتاهي کنيد و با خوشرويي از او خداحافظي کنيد. البته مراسم خداحافظي و ترک کودک را خيلي طولاني نکنيد. بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنيد و چند بار نرويد و برگرديد اما پس از بردن کودک به مهد يا مدرسه مدتي آنجا بمانيد، سپس کودک را با معلم يا دانشآموزان تنها بگذاريد و به خانه برگرديد. در عين حال، فراموش نکنيد که دزدکي و يواشکي ترک کردن کودک بزرگترين اشتباه است. اگر هم کودک تحت هيچ شرايطي حاضر نشد روز دوم مدرسه برود، براي او فعاليتهاي تفريحي و سرگرمي فراهم نکنيد.
چه توصيهاي به والدين بچههاي کلاساولي داريد تا کودکشان را از لحاظ رواني براي ورود به مدرسه آماده کنند؟
کودک را از شرايطي که ايجاد نگراني ميکند، دور کنيد و بدانيد که با برخورد آرام، منطقي و خالي از ترس شما با مدرسه، کودک شما نيز با آرامش بيشتري موقعيت جديد را ميپذيرد. در عين حال، يادگيري را امري شيرين و لذتبخش نشان دهيد. پدر و مادري که با فراگرفتن چيزي جديد شاد و خوشحال ميشوند و اين شادي را در محيط خانه نشان ميدهند در واقع به کودک ميآموزند که يادگيري و کشف همه را خوشحال ميکند و اصولا امري جذاب و خوشايند است. کارهاي ساده خانه را انتخاب کرده و انجام آن را به عهده کودک بگذاريد و موقعيتي فراهم کنيد تا کودک بتواند با موفقيت آن کار را به سرانجام برساند. اين کار علاوه بر ايجاد حس مسووليت، اعتماد به نفس و انگيزه کودک را براي پيگيري و انجام کارهايي که به عهده او گذاشته ميشود بالا ميبرد. توجه داشته باشيد که براي ايجاد عادت مطالعه در کودک هيچ چيزي موثرتر از وجود پدر و مادري نيست که در حضور و همراه با کودک مطالعه ميکنند و مطالعه را امري لذتبخش نشان ميدهند. با کودکانتان صحبت کنيد و به صحبتهاي آنها گوش دهيد. براي کودک قصه بخوانيد و در مورد آن به گفتوگوي دوطرفه بنشينيد. با اين کار مهارت کودکتان را در نشستن، گوش دادن، صحبت کردن و دقت و تمرکز افزايش ميدهيد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد