در مناظره ترکمن و مهدوی مطرح شد:

ترکمن: داس دولت روحانی هر دوساعت یک مدیر را درو کرده است/ مهدوی: یک جریان اختاپوسی بر انتصابات کرمانشاه سیطره دارد

کد خبر: 160105|09:33 - 1392/12/22
نسخه چاپی
ترکمن: داس دولت روحانی هر دوساعت یک مدیر را درو کرده است/ مهدوی: یک جریان اختاپوسی بر انتصابات کرمانشاه سیطره دارد
مناظره سیاسی حسن علی مهدوی چشمه گچی مدیرمسئول روزنامه اصلاح طلب غرب و نایب رئیس جبهه اصلاح طلبان کشور با محمد حسین ترکمن، مدیر مسئول روزنامه اصولگرای ابوذر در دفتر پایگاه خبری مرصاد برگزار شد.
به گزارش هزار ماسوله و به نقل از مرصاد سرویس سیاسی پایگاه خبریمرصاد/ نخستین مناظره سیاسی استان کرمانشاه با موضوع بررسی عزل و نصب ها در کشور و استان کرمانشاه به دعوت پایگاه خبری مرصاد و در محل دفتر این رسانه میان حسن علی مهدوی چشمه گچی مدیرمسئول روزنامه اصلاح طلب غرب و نایب رئیس جبهه اصلاح طلبان کشور با محمد حسین ترکمن، مدیر مسئول روزنامه اصولگرای ابوذر برگزار شد.

در این مناظره سعید قاسمیف مدیر مسئول وب سایت فرنیوز و از اهالی معتدل رسانه ای استان کرمانشاه به پیشنهاد پایگاه خبری مرصاد و پذیرش طریفین گفتگو به عنوان ناظر این مناظره حضور داشت.

محمد حسین ترکمن:ابتدا تشکر می کنم از پایگاه اطلاع رسانی مرصاد و همچنین برادر عزیزم آقای چشمه گچی و حضرتعالی (سعید قاسمی) که از اهالی خوب رسانه هستید و زبان رسانه رو به خوبی درک می کنید آنچه که امروز ما برای آن در خدمت عزیزان هستیم و توفیقی شده که با هم تعامل، گفتگو و دیالوگی منطبق با مسائل اجتماعی و سیاسی و آرمانی مان داشته باشیم، گفت و شنود در عرصه ای است که این عرصه امروز برخی چالشهای کشور را دربر گرفته است.

دولت اعتدال و تدبیر و امید حضرت حجت السلام و المسلمین حاج آقای روحانی و پیروزی او در انتخابات با فاصله ای بسیار کم از مجموعه بر آیند رقبا و مواضع ایشان در طول انتخابات یکی از بحث های ماست و یکی هم آیا این بحث ها و این گفتگو ها و این شعار ها در حوزه عملیاتی و در حوزه برون رفت از بحرانها سیاسی و اجتماعی چقدر عملاً مورد قبول دولتی است که این شعار ها را داده است، یکی از این شعارها اعتدال، میانه روی و تدبیر و امید است.

اعتدال در تعریف سیاسی، اجتماعی در تعریف عمومی یک وجه دارد که آقای روحانی به درستی این وجه را در شعار های انتخاباتی اعلام کردند که من کلید دارم داس ندارم که کسی را درو کنم، آن روزی آقای روحانی این رو گفت روزهای دوری نیست و زمان زیادی از آن نگذشته و لذا می شود برای یکی از اون شعارهایی که در این حوزه و در حوزه های نرم افزاری مطرح شد اقدامات جدی را انجام داد.

نیروی انسانی نیروی نرم افزاری یک جامعه است این نیروی نرم افزاری متعلق به دولت خاصی نیست.متعلق به نظام و حاکمیت است من در گفتگویی با جناب آقای همتی عرض کردم اونجا به صراحت هم به خدمت آقای چشمه کشی عرض کرده بودم که مطالبی که شما می فرمایید در حوزه نیروی انسانی دقیقا ماههم به آن معتقدیم که نیروی انسانی به کار گرفته نباید دارای مفاسد باشد، حال این نیروی انسانی از هر جریانی که می خواهد باشد.

خط قرمز ما استفاده از نیروهای دارای مفاسد اند، نیرو های که پایگاه عقیدتی مشخص ندارند یعنی در حوزه سیاسی در هیچ جریانی و در هیچ گروهی غلبه و قابلیت دسته بندی ندارند. اما در تمام گروه ها این افراد هستند، این افراد را اگر ما بخواهیم تقسیم بندی کنیم می گوییم عناصر فرصت طلب سیاسی.

خوب این عناصر فرصت طلب سیاسی وقتی وجود دارند بطور قطع و طبیعی باید مراقبت کرد از عدم ورود اینها به سیستم چون نه پایگاه اعتقادی محکمی دارند و نه فراتر از آن اعتقاد محکمی به اصول و اگر خدایی نکرده مفاسدی باشد که دیگر مزید بر علت میش.د. در همین گیر و دار بنده اعتقاد دارم وقتی دولت می گوید در واقع آقای روحانی در یکی از مصاحبه هایش در جواب خبرنگار پرس تی وی می گوید آیا در کابینه خود دولت وحدت ملی تشکیل خواهید داد و از اصولگرایان استفاده می کنید؟ آقای روحانی می فرماید دولت آینده دولت فراجناحی خواهد بود و همه نیرو های شایسته معتدل اصلاح طلب و اصولگرا حضور خواهد داشت این یک تئوری است و یک شعار انتخاباتی برای آقای روحانی محسوب می شود و دولت ایشان.

DSC_0479 [640x480]

حالا ما در خدمت دوستانیم که ببینیم این شعار عملی شده یا نشده. من معتقدم که باید این را باید واکاوی کرد. واکاوی کنیم ببینیم آیا واقعا این دولت این شعارش را عملیاتی کرده یا خیر. و مطلب بعدی اینکه واقعا دولت آینده دولت کار آمد است یا خیر. این فرمایش خود آقای روحانی است در جواب خبرنگار روزنامه ایران سفید می گوید. خبرنگار می گوید ۱۰ سال است سوال می کنند که معلولین و نابینایان به صورت سمبلیک مورد عنایت قرار می گیرند راه حل شما برای رفع مشکل مضاعف این عزیزان چیست، من یک احمدی نزاد هستم و به خاطر حفظ و سربلندی ایران و با توجه به فرمایشات رهبر و رئیس جمهور پای دولت شما تلاش خواهم کرد. آیا شما مدیران را درو می کنید یا از آنها استفاده خواهید کرد.

آقای روحانی میگه تشکر میکنم و از آخر به اول شروع میکنم، من گفتم کلید دارم داس ندارم دولت آینده دولت کار آمد و دولت شایسته سالار خواهد بود.

مهدوی چشمه گچی:

ما هم تشکر میکنیم از دوستان خوب پایگاه اطلاع رسانی مرصاد که فرصت رو فراهم کردند که در یک دیالوگ دونفری در خدمت برادر عزیز و دوست قدیمی حاج آقا ترکمن باشیم و مبحثی رو با این عنوانی که دوستان بیان کردند مطرح و ادامه بدهیم. یکی مشکلاتی که ما در رابطه با اما و اگر ها داریم به دلیل فقدان وجود احزاب و گروه های سیاسی نهادینه شده در کشور ماست خوب مستحضرید در تمام کشور های دنیا مثل آمریکا، انگلستان یا فرانسه احزاب -حالا نمیخواهیم وارد نفی یا اثباتش شویم- به هر حال احزابی وجود دارند مثل جمهوری خواهان و دموکراتها در آمریکا یا کارگر یا محافظه کار در انگلیس اینها قبل از اینکه انتخابات برگزار شود برنامه های خودشان را اعلام میکنند حتی معاونین رئیس جمهور و وزرای کشور را معرفی میکننو بعد مردم کشور براساس برنامه اعلام شده جناح یا حزب دست به انتخاب میزنند این روشن است.

اما در کشور ما متاسفانه به دلیل اینکه احزاب نهادینه نشده اند طبیعی که اصلا قابل پیشبینی نیست که کی انتخاب می شود، همانطوری که نه آقای خاتمی می دانست رای می آورد و بارها این را اعلام کرد و نه آقای احمدی نژاد اصلا کسی پیشبینی می کرد که رای بیاورد و نه همچنین آقای روحانی، لذا یک ضعف عدم وجود احزاب نهادینه را در کشور ما  میرساند که یک شخصی مثل آقای روحانی می آید و شعاری می دهد که این شعار مبانیش خیلی مشخص نیست، به اسم اعتدال اعتدال یک روش است؟ یک ارزش است؟ یک جریان سیاسی یا تفکرسیاسی در کنار اصلاح طلبی و اصولگرایی است؟ و همین باعث میشود که این شعا ر را که نه خودش جا انداخته و نه یارانش تعبیر روشنی از آن ارائه دادند هرکسی از ظن خودش یار این موضوع شده و این بحث باعث می شود که اصولگراها نگران باشند که چرا داس به به دست گرفتی، اصلاح طلب ها بگویند چرا زیاد داس به دست نمیگی زیاد تند نمیری زیاد تغییری نمیدی، به خصوص من دوست دارم این مباحث را بیشتر روی استان خودمان داشته باشیم.

هرچند این دولت هفت هشت ماه است روی کار آمده و یک مقدار به نظرم زود است که ما قضاوت کامل و جامعی داشته بشیم در رابطه با عملکرد این دولت و این که در آینده چه پیش می آید. فعلا نمیشود خیلی بررسی کرد به خاطر اینکه عمر زیادی از این دولت نگذشته. ما باید بریم ببینیم در آینده چه پیش میاد.

اما اینکه دولت فراجناحی بوده حداقل ما در چینش کابیه این موضوع فراجناحی تا اندازه زیادی رعایت شده بعضی از وزرا که اصلا مستقلند که مربوط به هیچ جریانی نیستند بعضی از وزرا مثل وزیر محترم دادگستری یک فرد اصولگراست بعضی وزرا هم مثل وزیر کار مثل برخی دیگر از وزرا یا معاون اول رئیس جمهور سبقه اصلاح طلبی دارند. در چینش کابینه شما الان این را می بینید. من غیر از کابینه مثال بزنم رئیس مرکز فرهنگی ریاست جمهوری آقای حجت السلام سید رضا اکرمی یه شخصیت اصولگراست یا آقای علوی رو شما نمی توانید بگویید اصولگرا نیست وزیر محترم اطلاعات.

DSC_0475 [640x480]

من فکر میکنم در چینش کابینه آقای روحانی بحث فراجناحی را رعایت کردند یعنی نمره قابل قبولی را میگیرد. در چینش استانداران هم باز این موضوع را رعایت کردند. نمی گویم خیلی زیاد مثل کابینه اما ما در خراسان جنوبی یک استاندار اصولگرا را داریم در چهارمحال بختیاری آقای رضایی،  یا در خراسان رضوی آخرین استانداری که منصوب شد یک شخصیت اصولگراست اما خوب خیلی ها هم مستقلند خیلی هاهم مثل همین کرمانشاه خودمان یک مقداری سبقه اصلاحطلبی دارند یا در کردستان باز همینجور، ولی مثلا می بینید در بعضی دیگر از استانهای کشور یک افرادی تقریبا مستقلند مثل تهران آقای سید حسین هاشمی که قبلا نماینده میانه بود در مجلس یک شخصی که در جریان اصلاحات یا اصولگرا و یا تندرو نمی گنجد.

معین: خب آقای ترکمن صحبت های آقای مهدوی رو شنیدیم، تعبیر ایشان از واژه اعتدال و ابهام در شعار آقای روحانی،  بعد هم اعتقاد به اینکه بحث فراجناحی در کابینه و تا حدودی در استانداران رعایت شده، نظر شما چیست؟

ترکمن:

گاهی شعار رو یک انسان ساده می دهد و گاه کسی می دهد که سوابق طولانی در اجرا و سیاست دارد لذا این توهین است که بگوییم آقای روحانی ندانسته اعتدال یعنی چه و اعلام کرده. پس به این نتیجه می رسیم که آقای روحانی سبقه فکری ، سیاسی و جناحیش طوری نیست و اطلاعات سیاسیش طوری نیست که معنی اعتدال را نفهمد و عنوان بکند این مقداری در مقبولیت بحث اشکال ایجاد می کند شاید افراد دیگر معنی دیگری استنتاج کنند از جمله ریاست جمهوری ولی وقتی آقای رئیس جمهور می فرماید به صراحت هم می گوید محدودیتی برای وجود افکار اصلاحطلب و اصولگرا وجود ندارد، و می گوید که  البته من لفظ دولت ائتلافی را نمی پسندم، یعنی آقای رئیس جمهور تمام دکوراتیو سیاسی را به طور صحیح منطقی و به اصطلاح با جایگزینی مطالب در جای خودش آگاهانه عمل می کند.

حالا اگربفرمایید این معنای مطلب اعتدال خیلی معنی روشنی ندارد بازهم یک مقداری به دلیل فهم سیاسی و فهم دینی ما که می گوییم خیر الامور اوسطها بازم نمی شود بگوییم که خیلی ها نمی فهمند اعتدال یعنی چه، اعتدال یک جمله شناخته شده است، معتدل یه کلمه کاملا شناخته شده است و همه کس می فهمد که اعتدال و معتدل یعنی چه، حتی یک کسی که در کوچه و خیابان ممکن است سطح عمومی او از سطح عمومی کل جامعه پایین تر باشد این را متوجه می شود.

بنده علی رغیم احترام زیادی که برای دوستان در حوزه اصلاحات قائل هستم و معتقدم که دولت این حق را دارد که نیروهای را که می خواهند با او کار کنند برگزیند و به اصطلاح گزینش کند به همین دلیل میگویم دست دولت باز است که شعاری ندهد که بعدا عمل نکند چون ضرورتی ندارد دولتی که پیروز می شود کابینه مال اوست افراد مال او هستند بحث ما خارج از این مقوله آن است که آیا آقای روحانی و رئیس جمهور محترم صرف نظر از مباحث کابینه که اگه ضرورت داشت بنده وارد می شوم و عرض می کنم موارد  رو این روش را در پیکره انتصابات کشور ما رعایت کرده است یا خیرمن دارم سوال می کنم. فعلا نمی گویم هست یا نیست. می گویم این شعاری که با مفهوم درایت با تدبیر سیاسی با شناخت زیر ساختهای این کشور با شناخت از ناهنجاری های این کشور با شناخت از مسائل انتصابات در این کشور آقای روحانی به عنوان مدیر تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص و آگاه بر چالشهای سیاسی و اجتماعی کشور مطرح کردند آیا آگاهانه مطرح کردند یا فقط یک لفظ بوده است. از صحبت آقای چشمه گچی این برداشت می شود که این مطلب یک مطلب لفظی بوده است یک مطلب دارای افاده معنی نبوده بلکه یک شعار انتخاباتی بوده حالا که بعد از انتخابات همه پیروز شدند هر کس برای خودش از اعتدال یک تعریفی دارد. من به این حرف معتقد نیستم و موافق نیستم. مطلب دیگری که فرمودند و آقایانی که اسم آوردند. من خودم خواستم اصلا مصداقی وارد موضوع نشوم من می گویم در پیکره ۳۰ استان کشور اولا یک نقد اصولی داریم برای انتصابات نه به انتصاب کرمانشاه به انتصاب کلی کابینه. هم به جریان و هم به سن اونها که بالاتر از رنج ۵۵ ۶۰ است آمده و وارد کابینه شده است.

من می خوام بگویم که نیروی جوان و توانای ما ونیروی توانای بومی ما که در کشور استعداد بیشتری دارد آیا نمی توانستند در مدیران جا بگیرند و فقط باید نیروهایی با یک شاخصه خاص از یک جریان خاص بیایند در کابینه و در پست های حساس؟  و یا اینکه اصلا این چیدمان یک چیدمان از قبل تعریف شده است و همه مکلفند به اجرایش این سوال من است.

چشمه گچی:

عرض کردم خدمت شما من نگفتم که شخص آقای روحانی نمی داند چه گفته ولی تعبیری که ایشان به کار برده به اسم اعتدال چون واقعا ایشان نمی دانست پیروز که می شود مثله خیلی از رئیس جمهورهای قبلی مثل احمدی نژاد مثل قبلش که آقای خاتمی بود که ایشان هم مثلا آمد تعبیر جامعه مدنی را بکار برد این جامعه مدنی هرکس یک تعبیر از آن داشت. آقای روحانی هم آمده این کلمه ای رو به اسم اعتدال مطرح کرده. الان شما در مجلات کشوری بخوانید هم از این طرف هم از آن طرف هم از اصولگرا و هم از اصلاح طلب روی این موضوع اعتدال بحث دارند که بالاخره این یک مکتب فکری است در کنار اصلاح طلبی یا اصولگرایی است یا یک روش است. به دلیل این که مبانی این بحث خیلی مشخص نشده این ابهام به وجود آمده در داخل کشور در رابطه با این کلمه اعتدال. عرض هم کردم دلیلش این بود که بالاخره مثل کشورهای خارجی ما حذب شناخته شده نداریم. یک آقایی آمده کاندیدا شده گفته اعتدال و ممکن است در نظر خودش اعتدال به معنی یک روش باشد یعنی همان خیر الامور اوسطها یعنی انتخاب افرادی که اون افراد  به تند روی و افراط مشهور نیستند من فکر کنم شاید منظور ایشان این باشه و عرضم این بود تبیین نشده این موضوع و هنوز معلوم نیست که اعتدال یعنی چی ولی من برداشت شخصی خودم این است که اعتدال یک روش است یک مکتب فکری در کنار اصلاح طلبی واصولگرایی نیست.

یعنی اصولگراها و اصلاح طلبها آقای روحانی آمده با عنایت به اینکه هشت سال حکومت دست اصولگراها بوده در دوران دولت نهم و دهم و هشت سال هم در دوران اصلاحات دست اصلاح طلبها بوده واین ۱۶ سال را ایشان تجربه کرده برآیند این است که ایشان آمده یک روشی رو ارائه داده که ما باید از همه نیروی های معتدل، دلسوز استفاده بکنیم از هر دو جریان.

بحث دیگه ای که شما فرمودید که خوب چرا نیامدند از نیروهای جوان استفاده بکنند خوب منهم قبول دارم که کابینه آقای روحانی این کار را کرده است. اسمش را هم گذاشته بودند کابینه ای که میانگین سنیش کمتر از پنجاه سال نیست. ولی آقای روحانی هشت سال نیروهای جوانی را که آقای احمدی نژاد منصوب کرد به عنوان وزیر آن تجربه جلوی چشمش است. رئیس شورای شهر کرمان را آورد کرد وزیر آموزش عالی آقای زاهدی. خیلی نیروهای جوان را آورد وارد کار کرد و نتیجه حکومت یا دولت جوانها این بود که دیدیم دیگه بالاخره بعد از ۸ سال چی شد در این کشور. آقای روحانی آمده از نیروهای با تجربه ای که تجربه وزارت دارند مثله آقای نعمت زاده مثل برادرمان آقای زنگنه مثل خیلی از آقایانی که بالاخره بوده اند مثل آقای ربیعی گرچه آقای ربیعی وزیر نبوده ولی سالها در خانه کارگر بوده تجربه دارد و به مسائل کارگری آشناست یا مثلا قبلا سرپرست وزارت آموزش و پرورش بوده، افراد با تجربه ای رو آورده که کار بکنند دیگر نیازی نیست جوانی رو بگذارند در راس وزارتی مثل وزارت نفت با اون همه پیچیدگی و با اون همه حساسیتی که داره یا همچنین وزارت خارجه ای که ما در بحث بحران هسته ای بیایم یک فرد جوانی رو صرف جوان بودنش بگذاریم خوب معلومه یک کسی رو باید بگذاریم مثل آقای ظریف که او قبلا در سازمان ملل سابقه داشته نماینده دائم ایران بوده سفیر بوده این دوران را طی کرد و رسیده به وزارت.

DSC_0473 [640x480]

اما در مورد اینکه جریان خاصی که شما فرمودید وارد کابینه کرده نمی دانم من اینجور برداشت کردم و نوشتم. عرض کردم مثال زدم حتی اصلا اسم بردم مصداق ها مربوط به یک جریان خاص نیستند آقای شریعتمداری که معاون اجرایی رئیس جمهور است ایشان اصلا طیف آقای ری شهری است. ایشان جمعیت دفاع از ارزشها بود در اون سالهایی که آقای خاتمی کاندیدا بود با آقای ری شهری بود. خوب اصلا ایشان منصوب به اصلاحات نیست آقای علوی را من مثال زدم آقای پور محمدی را مثال زدم خود آقای رحمانی فضلی که وزیر محترم کشور هستند ایشان اصلاً مربوط به جریان اصولگرا نیست وزارتشم خیلی وزارت حساسیه مجری انتخابات و اینها… من فکر کنم آقای روحانی در بحث استفاده از نیروهای معتدل هر دوجناح خوب عمل کرده به نسبت ایشان به شعارش عمل کرده  من در کلام عرض می کنم حالا اگر در کلام بعدا آمدیم روبه این سمت رو به سمت مدیران رده های پایین تر هم باز من نظرم را خواهم گفت.

معین: آقای مهدوی معتقدند که دولت جوان ها را دیدیم و جوانگرایی جواب نداد. بعدا از ایشان در این مورد سوال خواهیم کرد. بعد هم معتقدند که آقای روحانی می داند که اعتدال یعنی چه اما تعریف مشخصی ارائه ندادند. دیدم که شما هم یادداشت کردید مسائلی رو آقای ترکمن، در خدمت شما هستیم.

ترکمن:

آقای روحانی در جواب روزنامه ایران سفید جمله ای فرمودند، ایشان نوشتند: همه آن عزیزانی که در این ۸ سال کارو تلاش کردند و شایسته هستند در برابر آنها توازع می کنم و از آنها استفاده خواهد شد.

آقای چشمه گچی فرمودند که اولا آقای روحانی نمی دانسته که پیروز میشود پس شعاری که داده بر مبنای پیروز شدنش نداده همینطور گفته حالا بعدا پیروز شده. خدا خواسته پیروز شده و رفته،  لذا تعهدی عملیاتی در حوزه شعارش ندارد همینطور که خاتمی نمی دانست و گفت جامعه مدنی، بعد که آقای احمدی نژاد آمد و اصلا هیچی نگفت.

البته من به شخصه از آقا احمدی نژاد دفاع نمی کنم اصلا بحث ما اینجا دفاع از دولت گذشته  یا نقد آن نیست اون یک بحث جدی است اگه یک زمانی ضرورت داشت اون دولت بحث شود باید جدا بحث کرد. حاصل کار آقای احمدی نژاد و مشکلاتی که در کشور وجود داشت یا دارد اصلا به تیم جوان مربوط نمی شود.

ببینید آقای احمدی نژاد مسن ترین وزیرش آقای متکی بود… که در آفریقا برکنار شد.

مبنای بعدی که مطالب آقای چشمه گچی ناظر بر آن بود این است که آقای روحانی یک روش را آورده و گفته. یک روش به معنی اعتدال. این روش یعنی چه؟  یعنی نه اصولگرا نه اصلاح طلب… گفتند هشت سال دست اینها بوده هشت سال دست آنها حالا من  یه روش جدید می گویم… نه اصولگرا نه اصلاح طلب، اعتدال!  یعنی بینهما… این روش روش سیاسی نیست یا اگر هم هست یه جریان جدید سیاسی می خواهد ایجاد بکند که بگوید هم اصولگرا ها و هم اصلاح طلبها در مملکت به شکلی عمل کردند که مقبول نبوده. الان من می خواهم یک روشی بیاورم که مقبولیت اعتدال و میانه روی داشته باشد.

من همین سوال را مطرح می کنم. مقام معظم رهبری در آخرین صحبت خودشان با مجلس خبرگان جمله ای فرمودند که آقای مسئول فرهنگی کشور با جوانها خوب برخورد کنید اینها سرمایه های آتی ما هستند و اگر دشمنی بیاید اینها سینه سپر خواهند کرد.

پس نفی جوانی در دولت یک نفی است که مقبول نیست. بنده عرضم این هست که نیروی جوان کار آزموده توانا تر از اینها بیاید. جوان منظور جوان بیست ساله نیست. جوان در دولت یک تعریفی دارد همچنان که نیروی آزموده تر یک تعریف دارد خوب آقای روحانی می توانست مسن تر ها را ببرد در حلقه مشاورین خودش جای بدهد. در حلقه های مشاور از آقایانی که مسن ترند و دارای تجربه هستند هیچ کس هم مخالف این نیست.

در سیاست های غرب هم می بینید آقای کیسینجر بعد از سالهای سال هنوز هم در حوزه مشاوره امور خارجه آمریکا نظر می دهد. برجینسکی جای دیر نظر می دهند. لذا استفاده از نیروی کار آمد مسن هیچ منعی ندارد اما تا وقتی که نیروی جوان، توانا، قوی، متعهد، کار آزموده و ۸ سال کار کرده در مملکت هستند استفاده از مسن ها جایز نیست. اینها به فرمایش خود آقای دکتر روحانی که گفت در مقابل مقام آنها تواضع می کنم و از آنها استفاده خواهد شد باید توضیح داده شود کخ کجا استفاده شد؟

مهدوی چشمه گچی:

جناب آقای ترکمن عزیز من عرض نکردم که منظور آقای روحانی  از شعار اعتدال این است که نه از اصولگرا یا نه از اصلاح طلب استفاده نشود اصلاً اینجور امکانی نداریم در این کشور که مثلاٌ یک جریانی رو بیاییم به طور کامل  حذف کنیم. این اشتباه است همانطوری که دوران ۸ سال آقای خاتمی این اشتباه بود. دوران ۸ سال آقای احمدی نژاد هم همین اشتباه بود.

در دوران ۸ سال احمدی نژاد فکر می کردند حذف همه جریانها امکان پذیر هست. قوه مجریه قضاییه و مقننه هر سه یک جریان بودند ولی در زمان آقای خاتمی حداقل هر سه تا یکی نبودند. ولی اینجا دیگر هر سه یک جریان بودند.

عرضم این بود که منظور آقای روحانی از اعتدال این بود که از نیروهای معتدل هر دوجریان استفاده شود نه هر دو جریان حذف شده و  یک نیروی سومی سر کار بیاید. کما اینکه در جریان اصلاحطلب میرود و آقای نوبخت را می آورد. خوب آقای نوبخت به نسبت بعضی نیروهای اصلاحطلب یک نیروی معتدلی است. اصلا اسم حذبش هم اعتدال و توسعه است. یا آقای علوی رو از جریان اصولگرا یا برادرمان آقای پور محمدی یا آقای شریعتمداری خوب اینها باز از نیروهای معتدل جریان اصولگرا هستند. اینها حمید رسایی و کوچک زاده که نیست. همانطوریکه این طرف نوبخت مثل محمدرضا خاتمی و عباس عبدی نیست.

ایشان منظورش از اعتدال حذف نبود بلکه استفاده از نیروهای معتدل هر دوجریان در کابینه اش و حکومتش بود مقام معظم رهبری هم که فرمودند به جوانها تاکید داشتند. ما حرفمان این نیست و قبول هم نمی کنیم. مگر می شود به جوانها بی توجه بود. اما بحثی که می گوییم آقای روحانی از جوانها استفاده نکرد بیشتر در کابینه مطرح است. بحث این است که در کابینه اش خیلی جوانگرایی نکرده. به دلیل اینکه وضعیت کشور یک وضعیت بحرانی بود بعد از اینکه آقای احمدی نژاد دولت را تحویل داد کشور در لبه پرتگاه بود. هم از نظر بحث هسته ای هم از نظر تحریم ها. خوب نمی شود وقتی کشور در یک مرحله ای بسیار حساسی قرار بگیرد ما بیاییم دوباره آزمون و خطا بکنیم و یک عده ای جوان را در راس وزارتخانه ها قرار بدهیم چون میخواهیم به شعار جوانگرایی عمل بکنیم. مصلحت کشور اولی است مصلحت نظام و انقلاب اولی است. مثل زمان جنگ این یک واقعیت است که اقتصاد باز و آزاد جواب نمی دهد باید یک سیستم توزیع متمرکز یک سیستم اقتصاد کوپنی حاکم شود.  در زمان جنگ احزاب نمیتوانند خیلی فعالیت کنند. مطبوعات، احزاب… خیلی از کشورها اصلا احزاب را می بندند. انتخابات ها را برگزار نمی کنند. در زمان جنگ اما با درایت امام با نظر مبارک آن پیر عزیز و سفر کرده یک انتخابات نبود که برگزار نشود. درحالی که اگر در کشورهای دیگر بودیم در اینجور مواقع حساس اصلا انتخاباتی برگزار نمی شد.

لذا چون کشور در وضعیت بحرانی بود آقای روحانی گفتند از افراد با تجربه و تجربه دیده استفاده کنند. ضمن اینکه هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب واقعا کادر سازی نکردند. یعنی شما فکر نکنید اصولگرا کادر سازی کردند. شما ببینید برای جانشینی مرحوم عسگراولادی در مؤتلفه چند نفر دارن اوصولگرا ها؟  یا این طرف مثلا در جریان اصلاح طلب اگر آقای خاتمی را بگیرید یا یکی دوتا مثل ایشان دیگر واقعا کادر پروری نشده. این مربوط به هردو جناح است. الان هم فرصت کادر پروری و اینکه جوانان بیایند در این مقطع حساس در راس وزارت خانه ها قرار بگیرند وقت آن به دلیل شرایط حساس کشور نبود.

معین: آیا در دوران جنگ جوانگرایی نبود؟

قاسمی: آقای معین اجازه بدهید این سوال را آقای ترکمن بپرسند به نظر من باید یک مقداری جدی تر دوستان وارد بحث شوند تا الاک آنچه که گفتیم و شنیدیم کلی گویی از شرایط کشور بود. من دوست دارم دوستان بیایند و در مورد استان حرفهایی بزنند که بعد هم پای آن بایستند تا بتوانیم از آن نتیجه گیری کنیم. آیا واقعا در عزل و نصب ها آنچه که می گوییم محقق شده یا نه.

DSC_0465 [640x480]

معین: در بحث عزل و نصب ها خیلی ها معتقدند دولت یاز دهم یک مقداری در انتخاب افراد آن صلاحیت های گذشته را رعایت نمی کند. خیلی ها نیز معتقدند که نه اینطور نیست و این افرادی که به آن ها برخی برچسپ ها داده می شود صرفا یک برچسپ است. شما معتقد به این هستید که در انتخاب وزرا و استانداران و افرادی انتخاب شدند آن چهار چوب ها رعایت شده است یا خیر؟ خیلی ها معتقدند که افرادی که انتخاب شدند با پیشینه ای که دارند با این شعار اعتدال آقای روحانی خیلی جور در نمی آیند.

قاسمی: در واقع انتخاب ها احساسی بودند است یا عقلانی؟

ترکمن:

من در ابتدا وارد این قضیه بشوم که در طول ۱۸۱ روز تا ۱۹ بهمن ۹۲ ، ۳۰۴۴ نفر مدیر در کشور عوض شده است. یعنی به طور منظم در هر دوساعت اداری یک نفر در کشور عوض شده است در دولت یازدهم بالاترین درصد را وزارت کشور دارد و کمترین درصد را وزارت دادگستری. این نشان می دهد که دامنه تغییرات با توجه به فرمایشات خود آقای رئیس جمهور در عمل تقریبا در تضاد است.

معین: این آمار ها را از کجا می گویید؟

ترکمن:آمار یک آمار رسمی است. این اعداد از ۵۳۶ نفر در وزارت کشور شروع می شود و جالب است که خیلی جاها آین آمار بسیار بیشتر است. این آمار نهاد ریاست جمهوری است. در وزارت ارشاد تا به امروز چیزی در حدود ۱۲۰مدیر جابه جا شده است.

معین: شما مقایسه ای هم با گذشته دارید؟

ترکمن: ببینید گذشته که همچنین ادعای نداشته که از همه استفاده می کند. این دولت مدعی است که من داس دستم نیست و کلید دارم. این آمار نشان می دهد در هر روز  چیزی حدود بیش از ۱۶ مدیر عوض شده است. این دامنه وسیعی است. این حجم مدیر عوض کردن به قول آقای چشمه گچی برای کشوری که دچار بحران است (که البته ما بحرانی نمی بینیم تا زمانی که مقام معظم رهبری در کشور است تا زمانی که نیرو های ارزشی در کشور است ما بحرانی نداریم) بله تقابل وسیع با دنیای استکباری داریم ولی اینکه ما بحران داشته باشیم نه ما بحرانی نداریم. ما روز های جنگ یادمان است که همه دنیا علیه ما بود. بله بحران نمایی می کنند. هنوز آمریکا می گویید همه گزینه ها روی میز است. لذا نه مملکت در پرتگاه بوده نه دنیا زیر و رو شده است. نه چنین چیزی نیست که یک نفر ۶۵ یا ۷۰ ساله را بیاورند در کابینه. از این جوانتر هم در وزارت خانه هست و نمی شود بگوییم که حتما باید این بیایید. اگر چهار نفر در این دولت اسم میاورید با زهم قابل استناد نیست. مثلا آقای شریعتمداری وزیر بازرگانی آقای خاتمی بوده است. بعد آقای روحانی شعارش که اصلاحات نبوده است. وزیر دادگستری هم که رفیق و همکار آقای روحانی در جامعه روحانیت مبارز بوده است.  البته دامنه تغییر آقای پورمحمدی در یک وزارت خانه چهار نفر است.

بنده عرضم این است که امروز کلید تحقق پیدا نکرده بلکه داس تحقق پیدا کرده است و از اوتوبوس هم بیشتر بوده است.

بنده عرضم این است که یک جریانی در کشور پیش آمد که از رهبری نظام تا مردم کوچه و خیابان به آن فتنه گفتند. کسی نمی تواند این را انکار کند در این استان هم به سهو یا به عمد افرادی در کنار این جریان قرار گرفتند. تابه  امروز هم نیامدند بگویند که ما نظر رهبری انقلاب را قبول کردیم. نظر بزرگان را قبول کردیم. اشتباه کردیم و توبه می کنیم. اگر آمدند و توبه کردند و مدخلیت پیدا کردند برای امور نظام آنگاه دیگار ما نمی گوییم اصحاب فتنه. اسم دیگری خواهند داشت. آنگاه آنها توابین هستند. اما حد اینها چقدر است؟ اینها امتحان دادند و از دانش آموز مردودی که دوبار امتحان نمی گیرند. او را در یک کلاس پایین تر می گذارند تا صلاحیت ورود به مقطع بالاتر را پیدا کند. خیلی از بزرگان کشور به استناد آنچه وجود دارد می گویند افرادی از این دست و از این جریان دارند در دولت جدید دارند پست می گیرند و در جاهایی منصوب می شوند.

نظر خود شما چیست؟

نظر من هم همین است و آن را به صراحت نوشته ام. گفتم افرادی از فتنه که بوی فتنه را دارند وارد شدند یا دارند وارد می شوند و یا تئوریسین دولت هستند. افرادی آمده اند با اینکه ممکن است خود دولت هم مایل نباشد اما دارند نظر می دهند و خودشان را به بدنه دولت چسبانده اند و موضع می گیرند. اینها را ما جزو افرادی می دانیم که بزرگان کشور نسبت به ورود آنها هشدار داده اند. همین دیروز آقای مقتدایی گفتند که ظاهرا برخی اعتدال را برابر با اباهی گری می دانند.

DSC_0492 [640x480]

معین: آقای ترکمن آماری از انتصاب ها و عزل و نصب ها ارائه کردند مبنی بر اینکه در هر دو ساعت یک جابه جایی در دولت یازدهم داشته ایم و هم عنوان کردند که افرادی از اهالی فتنه در بدنه اجرایی کشور نفوذ کرده و بزرگان نسبت به آن هشدار داده اند. شما چطور فکر می کنید؟

چشمه گچی:

آقای روحانی فرمود که من از معتدلین هر دو جناح استفاده می کنم هیچ کجا عنوان نکرد که من تغییر نمی دهم. اصلا رای مردم برای تغییر بود. من تا آنجا که یادم هست ۵ نفر کاندیدا بودند . این ۵ نفر در قالب سخنرانی هایی که داشتند و مناظره هایی که صدا و سیما پخش کرد و یا در قالب بروشورها و تبلیغات ستادهای خود دیدگاه ها و برنامه های خود را ارائه دادند. مردم آمدند در روز ۲۴ خرداد یک تفکر و یک برنامه را که آقای روحانی ارائه کرده بود پسندیدند که طرحی نو در اندازند.

طبیعی است که تفکر جدید آدم های جدید می خواهد. نمی شود افرادی که معتقد به این برنامه ها نیستند آقای روحانی جابه جا نکند. طبیعی است که ایشان باید افرادی را بیاورند که به این برنامه ها معتقد باشند و لذا تغییر در هر دولتی بوده و رسم است. اصلا اگر تغییر نباشد مردم می گویند پس ما به چه رای دادیم؟ در شرایطی که احزاب در ایران نیستند نمی توان کاری کرد، اما اگر رئیس جمهور انتخاب شده از حزب خاصی بود مردم می رفتند و در آن حزب را گل می گرفتند که چرا کاندیدای شما به برنامه های خود عمل نکرد.

لذا آقای رئیس جمهور اعلام نکرد که جابه جا نمی کند بلکه اعلام کرد کسانی را که خواهد آورد یکی از شاخصه های مهمشان اعتدال خواهد بود. اعتدال در رفتار،کردار و در عمل که از آقای پورمحمدی، علوی، شریعت مداری و نوبخت مثال زدم. آقای پورمحمدی درست است که از دوستان آقای روحانی است و در جامعه روحانیت هستند. خیلی از افراد باهم فامیلند، دختر آقای زیباکلام عروس آقای توکلی است اما هردو در جریان های مختلف هستند آقای پورمحمدی منتسب به اصولگرایان هستند. چه بخواهیم و چه نخواهیم آقای روحانی تقریبا روشی شبیه آقای هاشمی داشته و در این وسط ایستاده با تمایل به اصلاح طلبانٰ و اگر حمایت اصلاح طلبان نبود و من صراحتا عرض می کنم اگر پیام آقای هاشمی نبود و پیام آقای خاتمی نبود و آقای عارف هم کناره گیری نمی کرد،  آقای روحانی بین سه الی ۴ میلیون بیش تر رای نمی آورد.  ایشان مدیون جریان اصلاح طلب است و شما جریان اصلاح طلبی را مساوی با فتنه ندانید.

بحث دیگری فرمودید که ما بحران نداریم . چطور آیا واقعا این اعتقاد قلبی شماست که ما در پایان دوره آقای احمدی نِزاد ما بحران نداشتیم؟ رفتن پرونده ایران به شورای امنیت و اینکه ده ها قطع نامه علیه کشور ما صادر شد. آقای احمدی نزاد در زنجان فرمود این ها کاغذ پاره هستند و بعد که آخر آمد که بگوید چرا گرانی هست همه را انداخت عهده همان کاغذ پاره های که در زنجان می گفت اینقدر قطع نامه صادر کنند که قطع نامه دانتان پاره شود.

ما بحران نداشتیم؟ ایران حتی پول نفتش را که می خواست بفروشد مجبور می شد برود کشور ثالثی  پولش را تبدیل به پول آن کشور بکند تا بتواند پول نفتش را بگیرد حتی ما داشتیم به تحریم پرواز ها هم می رسیدیم. آیا بحران اقتصادی نداشتیم؟ آیا مردم ما هر روز شاهد بحران ها نبودند آیا در داخل کشور روسای دو قوه مقننه و مجریه در صحن علنی مجلس به هم فحاشی نکردند؟ آیا رئیس جمهور محبوب دولت اصولگرایان که شما هم حمایت کردید کسی نبود که در برابر فرمان مقام معظم رهبری یازده روز در بحث وزیر اطلاعات در خانه نشست؟ کجا دیدیم چنین برخورد های را طی بعد از انقلاب که یک رئیس قوه این جور رفتار بکند؟ برود کشوری مثل برزیل و نتواند خانم ریس جمهور را ببیند و با چند تا از اون مامورهای فرودگاه عکس بگیرد و برگردد به داخل کشور. من می دانم وقبول هم دارم تا وقتی که رهبر معظم و نعمت ولایت فقیه هست معلوم است که به کشور آسیب نمی رسد این را امام فرموده است ولی اینکه بحران هم نبود این را ما قبول نداریم. بحران بود اما ما امید وار بودیم به فضل الهی که همیشه حافظ این مملکت بوده است همانطور که در زمان دفاع مقدس که با درایت ملت و با رهبری امام (ره) هیچ اتفاقی نیافتاد.  یقیقن هم داشتیم با رهبری مقام معظم رهبری و داریت ایشان کشور به آن حالتی که نابود شود نمی رسد ولی بحران یک واقعیت بود که در کشور وجود داشت.

بله آقای روحانی شما فرمودید که شعارش اصلاحات نبوده است ولی چه کسی از ایشان حمایت کرد در ستاد های ایشان غیر از اصلاح طلبان کی ها بودند؟ مگر خود همین اصولگرایان خود همین روزنامه تحت مدیریت حضرت عالی که ابوذز باشد در آرشیو شما حتما موجود است در یک مقاله ای ایشان را یا نقد کردید و یا بردید زیر سوال. در آن زمان شما اصلا تینر زدید (که البته آزاد هم هستید نظرتان بوده است) که "همه کرمانشاه جلیلی را فریاد میزند" و دیدیم که اینگونه نیز نبوده است. همین دوستان مرصاد که مربوط به جریان اصولگراهاست درآن زمان و درایام تبلیغات یک سخنرانی و یا یک مراسمی برای آقای روحانی برگزار می شد می آمدند و بچه های را که در گوشه ای با کفش رو فرش بودند را نشان می داند و می گفتند یاران آقای روحانی این ها هستند و… روحانی جاسوس بیگانه است… روحانی جاسوس سیا است… اما بعد از اینکه آقای روحانی رای آورد گفتند نه ایشان مال جامعه روحانیت مبارز است خوب اگر در جامعه روحانیت مبارز و اصولگرا بود چرا از او حمایت نکردید؟ بعد صحبت من این است که در ستاد های آقای روحانی کدام اصول گرا حضور داشت؟ غیر از اصلاح طلبان، اصلاح طلبان این ستاد ها را چرخاندند آیا بعد از پیام آقای هاشمی و صدور پیام آقای خاتمی و بعد از اینکه آقای عارف کناره گیری کرد آن دو روز آن موج را می افتاد؟ شما از آقای شعبانی بپرسید که ستادش کی شلوغ بود من می خواهم بگویم آقای روحانی مدیون اصلاح طلبان است و اگر اصلاح طلبان نبودند آقای روحانی رای نمی آورد.

ترکمن:

آقای چشمه گچی از بحث خارج شدند موضوع بحث ما اصلا این موارد نبود که اصلاح طلبان آمدند و پیروز شدند من اولا عرض کنم حذف فیزیکی نیروها  در هر حاکمیتی مذموم است. حذف فیزیکی مسئولین از مسئولیتشان. مسئولینی که به امهات نظام، رهبری و کلیت موضوع اعتقاد دارند.

حالا دولتی مقداری سلیقه اش این طرف تر یا آن طرف تر است هر بار بیاید و نیرو ها را تلف کند که نمی شود.

هر کس که در دفاع مقدس باشد در مکتب آرمان ها جان داده باشد، اصلا عذر اینها بخوشدنی نیست. چه آقای احمدی نژاد و چه آقای روحانی و چه هر کس دیگری که باشد حذف نیرو های معتقد به نظام در پست های کلیدی که مجرب متعهد و با تقوای سیاسی و پاک دست هستند در همه جا ممنوع است.

لذا به بهانه اینکه برنامه جدید داریم باید آدم ها را حذف کنیم که نمی شود مردم و آقای روحانی تغییر در مبانی که نمی توانستند بدهند. تغییر در سیاست های  اجرایی را در دستور کار قرار دادند. بله سیاست های اجرایی مربوط به دولت است و حق دارد نیرو بیاورد. اما  اگر دولتی برای خودش این حق را قائل است که بدون قید وشرط برای خودش نیرو بیاورد دیگر نمی گوید من دولت اعتدالم و از همه استفاده می کنم. به لفظ هم از اصول گرا استفاده می کنم هم از اصلاح طلب.

وقتی می گوید تغییر "چینج" آمریکایی که نیست. تازه آنجا هم این کار را نمی کنند تغییر در اجراییات است در مبانی. کسی نمی تواند نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهد آنکه دیگر می شود براندازی خدای نکرده. هیچ کس هم در مملکت نمی آید این را بگویید من می آیم نظام را تغییر دهم. اجراییات را تغییر دهیم و آدم های را بگذاریم که طبیعی باشد.  طبیعی است که رئیس جمهور باید دارای برنامه های جدیدی باشد در غیر این صورت مردم رای نمی دهند.

بعد هم رای آقای روحانی رای بسیار شکننده ای است. ۵ نفر این طرف بودند. پنج نفر هم آنطرف همه اصول گرا بودند. اصولگراها کنار نرفتند و این طرف همه اصلاح طلب ها کنار رفتند. این شد که با هفت دهم درصد ایشان پیروز شد. تغییر بر این اساس که نمی تواند اینگونه باشد.

ما اصلا مبانی مان این نیست که بگوییم اصلاح طلبی مساوی است با فتنه اصلا اینطور چیزی نیست یا برادران اصلاح طلب ما مساوی هستند با فتنه میگوییم از دل اصلاحات فتنه بیرون آمده است مردان فتنه هیچ کدام اصول گرا نبوده اند. چه آنهای که زندانی اند چه آنهایی که خارج از کشور هستند و چه آن های که بوق های بیگانه را دارند تغذیه می کنند. هیچ کدام از این ها سابقه اصول گرایی نداشتند.

همه یا در دولت اصلاحات بودند و یا در مجلس ششم بودند. مجلسی که اصلاح طلبان بر آن حاکم بودند یک الف بچه ۲۹ ساله آمد آنجا از ریس مجلسش را فریب داد تا بقیه نیرو های آن را و بعد هم الا آخر… که شماهم شاهدید.  لذا نقد بر این است که اصلاح طلبی به معنی که آقایان داشتند  و امروز هیچ کدام از این ها در داخل ایران نیستند و وزیر ارشادش الان در بی بی سی صحبت می کند. نایب رئیس مجلسش در آنور مرزها دارد علیه جمهوری اسلامی صحبت می کند از دل اصلاح طلبان بیرون آمده است. حالا نقص کجا بوده اصلاح طلبان بروند بررسی کنند ببینند دلیلش چیست؟

در مورد کارهای دولت قبل هم آقای احمدی نژاد اصلا بحث موضوعی ما نیست اگر زمانی بحث بود باید کسی بیاید از طرف دولت آقای احمدی نژاد و ایشان را تقویت کند و کسی هم بیاید علیه دولت آقای احمدی نژاد حرف بزند. آقای احمدی نژاد بحث جدایی ست از مباحث ما.

آقای چشمه گچی فرمودند اگر آقای عارف کنار نمی رفت آگر آقای خاتمی پیام نمی داد اگر آقای هاشمی پیام نمی داد این سبد آرای آقای روحانی نبود ما هم می گوییم این حرف را قبول داریم ولی این به معنی این نیست که بعد از انتخابات هرکدام سهم بخواهند. هرکسی آمده و کمک کرده است دستش درد نکند و آقای احمدی نژاد هم خیلی ها کمکش کردند اگر قرار است آقایان اصلاح طلب آمدند و کمک کردند بگویند چون ما کمک کردیم سبد آرا مال ما بوده است و شما دیگر دولت نیستید پس یک دولت در سایه پشت قضیه است و آقای روحانی فقط رئیس جمهور است.

قاسمی: شما اینطور اعتقاد دارید؟

ترکمن: نه من می گویم اینطوری که آقای چشمه گچی می فرمایند نتیجه اش این است. اگر آقایان هاشمی و خاتمی نبودند آقای عارف کنار نمی رفت آقای روحانی رای نمی آورد. این حرف کاملا درست است اما این به این معنی نیست که اصلاح طلبان بعدا بیاییند و سهم خواهی بکنند مگر اینکه از قبل با هم توافق کرده باشند که شما بیاید این کار را انجام دهید و من هم این کار را انجام می دهم.  که عملا این طور است یعنی از قبل توافق شده است و هر کس دارد سهمش را می گیرد. من برای افرادی که اصلاح طلب هستند و روی اصلاحات با اعتقاد به نظام و ولایت مانده اند احترام قائل هستم ولی برای آنانی که دنبال منافع و مصالحشان بودند هیچ شانی در این موضوع نمی بینم.

چشمه گچی:

ببینید آقای ترکمن قبل از این که من و شما اصلاح طلب و اصول گرا باشیم مسلمانیم و به یک مبانی دینی اعتقاد داریم پیغمبر فرمود اگر چیزی را برای خودتان نمی پسندید برای دیگران هم نپسندید و بالعکس. شما فرمودید که حذف نیرو های انقلابی، ایثار گر حذفشان نابخشودنی است حرف درستی است و ما این حرف را قبول داریم اما سوال من این است که وقتی دولت آقای احمدی نزاد سرکار آمد ببینید شما نمی توانید خوتان را از این دولت بری بکنید بله در اواخر بری کردید ولی در روی کار آمدن این دولت همه شما دوستان عزیز اصولگرا نقش داشتید. حداقل شما نمی توانید نشریاتتان را آرشیو آن را حذف کنید خانم فاطمه رجبی نمی تواند کتاب معجزه هزاره سوم را حذف کند وقتی آقای احمدی نژاد آمد ۳۰ یا ۴۰ نفر فرماندار کرمانشاهی  که اصلاح طلب بودند رزمنده بودند خانواده شهید بودند جانباز بودند ایثارگر بودند، اینها حذف شدند حتی برخی از اینها را به طرز بدی هم حذف کردند.

DSC_0477 [640x480]

من یکی مثل آقای جمشید نژاد را برای شما مثال بزنم آقای علی اصغر جمشید نژاد از نیروهای قرارگاه رمضان بوده است سال ها در دفاع مقدس نقش داشته ایشان معاون سیاسی استانداری کرمانشاه وایلام هم  بود. بعد از اینکه دولت آقای احمدی نژاد آمد ایشان را کارمند عادی دورترین نقطه ایلام یعنی در بخشداری هلیلان مشغول کردند. در گواور آقای پراکوهی که بخشدار آنجا بود آقای دمیاد معاون سیاسی ایشان را خواست و گفته بود که شما چرا در منطقه ات آقای موسوی رای بیشتری آورده است گفته بود باید بروی. حذف کردند حتی حقوق خیلی از این ها را ندادند. کرم محمدی، فرامرز اکبری صادق خدادادی، پرا کوهی جوهری، حشمت چغازردی، مراد محمدی همه این ها کسانی هستند که سابقه ایثار گری جانبازی و خانواده شهید دارند که در آن زمان حذف شدند.

چشمه گچی:

برادر عزیز آقای ترکمن چرا آن زمان شما که رسانه در اختیار داشتی یک اعتراضی به این موضوع نکردی اما الان در روزنامه ابوذر داری به این موضوع اعتراض می کینی در آن زمان چرا اعتراض نکردی بعد هم می فرمایید که از دل اصلاحات فتنه بیرون آمده است.  ما در کشور جمهوری اسلامی هستیم کشور جمهوری اسلامی قانون دارد من به آسانی نمی توانم به کسی تهمت فتنه بزنم فتنه گر آن کسی است که آدم کشته است ماشین نیرو انتظامی آتش زده، به مردم آسیب زده، به اینها می گویند فتنه گر.

دادگاه های نظام جمهوری اسلامی اگر کسی را متهم کردند و اگر برای کسی حکم دادند می شود… به تعبیر شما میشود گفت فتنه گر اما همه اصلاحاتی ها را نمیشه گفت فتنه گر، آقای مطهری پریروز در کرمانشاه می فرمود کسانی که در زندان هستند دو روز قبل از انتخابات بازداشت شدند در هیچ تظاهراتی شرکت نکردند، همان روزهای اول تا قبل از خطبه ای که مقام معظم رهبری بخوانند، سه میلیون نفر در خیابان های تهران آمدند با سکوت اعتراض کردند، و هیچ کسی هم آسیبی ندید و هیچ کس هم متعرض آنها نشد.

ولی طبیعی بود در این بلبشو عده ای از منافقین و معاندین آمدند وسط میدان، اعتقادم این است و به همین خبرگزاری مرصاد هم گفتم که باید بعد از آن سخنان مقام معظم رهبری باید اعتراضات متوقف می شد چون مقام معظم رهبری برای همه ما فصل الخطاب است اما متوقف نشد و ما این را تایید نمی کنیم.

فرمودید که یک بچه آمد در مجلس ششم و رئیس مجلس را گول زد، شهرام جزایری… ما هم سوال داریم بابک زنجانی مولود کدام دولت است؟ همین آقای رحیمی دوست شخصی خودتان است. کرد ما هست. همین معاون اول رئیس جمهور که شما حمایت کردید و ایشان را در روزنامه ابوذر به عنوان یک آدم نخبه در سطح کشور می شناسید.

ترکمن:

من نگفتم که همه اصلاح طلبان فتنه گرند من گفتم از دل اصلاحات فتنه بیرون آمده است، مصداق فتنه را نیز نه من مشخص می کنم و نه آقای چشمه گچی، بلکه قانون مشخص می کند، هر چه کرده آن را باید قانون مشخص کند، من یک سوال از آقای چشمه گچی دارم در دوره کدام استاندار اصلاح طلب حریم خانواده شهدا شکست؟ آقای رستمی و آقای معین و آقای مجد که اصولگرا بودند در دوره اصولگراها عزل شدند اینها با کدام مصداق حذف شدند؟

من یک روز به آقای چشمه گچی گفتم ما طبق اصول می گوییم آدم پاکدامن باشد پاکدست باشد حزب باد نباشد بیاید بگوید من اصلاح طلبم یا اصول گرا و تا آخر بر روی موضع خود باقی بماند.

اولین کسی که با ورود استاندار قبلی آقای هاشمی علیه ایشان مقاله نوشت بنده بودم با عنوان "فراز یک فرود"

فقط یک ماه بود که آمده بود اعتراض بنده به این بود که اولا شما شان استادار بودن در استان ما را ندارید، دولت، دولت آقای احمدی نژاد بود به قول ایشان آقای رحیمی هم رفیق بنده بود، از روزی که من این مقاله را زدم آقای استاندار دولت اصولگرا به سردبیر من که خانم الوندی بود گفت زو رو… از همان روز تا رفتن آقای استاندار روزنامه ابوذر تحریم کلی بود برای دادن آگهی و اطلاعیه و …

  آیا ما با دولت اصولگرا تعارف کردیم؟ بفرمایند آقای معین، بفرمایند آقای مجد اینها رو کی برکنار کرد؟ همه رزمنده همه جانباز… بنده به آقای دکتر رحیمی در کنفرانسی در همدان یادداشت نوشتم و اعتزاض کتبی کردم و به او دادم، گفت چکارش کنم، گفتم بگذار درر جیبت در منزل بخوان…

بیشترین صدمه ای که نیروهای اصولگرا، بچه های حزب اللهی ها خوردند از مسئولینی بود که دولت آقای احمدی نژاد در کرمانشاه گذاشت و همه به آن اعتراض کردند، چطور ما اعتراض نکردیم؟ یکی از بزرگان کشور به من گفت روزی نیست که آقای هاشمی زنگ نزند و نگوید که فلانی چرا ترکمن را در کرمانشاه گذاشتید.

آقای چشمه گچی ما یک روز برای ابوذر یک شعار گذاشتیم و آن این بود که تعلق نداریم و برای آن تملق نمی کنیم. من برای مجید غفوری وقتی وسط کارهایش بود یک مقاله نوشتم، نوشتم که با این وضعیت خدا کند آقای غفوری نرود. بیست تا نقد به آقای غفوری داشتم. روزنامه ابوذر نه رانت گرفته ونه تعلق داشته است. کمترین یارانه مطبوعاتی در زمانی که دولت احمدی نژاد بر سر کار بود به ویژه در چهار سال آخر روزنامه ابوذر گرفته، اسنادش هست بروند ببینند، من هفته گدشته خدمت آقای محمد زاده بودم ، می گفت وقتی که یارانه را پیش من می آوردند می گفتم فلانی و فلانی رو خط بزن… این را اینقدر کم کن.

این عین جمله ای بود که خودش گفت، من میخواهم بگویم آقای چشمه گچی، اصول گرایی نه اصول گرایان… باید اعتراف بکنیم برخی این اسم را یدک کشیدند برای منافع خودشان اینها اصول گرا نیستند، نه بابک زنجانی اصول گراست نه هر مفسد دیگری که دستش به بیت المال درازمیشود، اصول گرایی یک تعریفی دارد اصولگرایان یه صف طویلی دارند در این صف طویل خیلی ناخالصی وجود دارد.

چشمه گچی:

من اگر اسمی از بابک زنجانی آوردم، شهرام جزایری هم اصلاح طلب نبود همانطور که بابک زنجانی اصول گرا نبود ولی شما گفتید که این فرد آمد و اون جریان اصلاح طلب را فریب داد و مجلس ششم را فریب داد بنده هم  میگویم که این همه اختلاس که در دوران احمدی نژاد رخ داد بالاخره اینا هم در مقابل آنها هست و هر دو هم کار زشتیست و ما هم نمی پسندیم، این نیروهایی هم که حذف شدند، آقای ترکمن من هم با حذف هر نیروی معتقد به نظام، متعهد و ایثار گر مخالفم، حتی اون شبی که آقای رستمی حذف شدند بنده در همان شب اول به ایشان زنگ زدم و اظهار دلداری و حتی نگرانی کردم از اینکه اورا حذف کردند و از ایشان که با شما نسبت سببی هم دارند بپرسید که بنده خودم ناراحت بودم.

یا وقتی که حاج آقای معین را حذف کردند بنده باز نگران بودم چون سوابق این دوستان را در انقلاب یا نظام می دانم. یا خیلی از دوستان دیگر مثلا آقای نجفی در پاوه ولی بالاخره این دعواهای داخلی خود اصول گراها بوده و ربطی به آقای روحانی و بنده ندارد اینهایی هم که بنده گفتم حذف شدند و اسم بردم اینها روزی بود که آقای احمدی نژاد در سال ۸۴ آمد و شما چیری نگفتید، این هایی هم که شما گفتید اینها در زمان آقای هاشمی دومین استاندار دولت اصولگرا بود که به کرمانشاه آمده بود و اولی آقای غفوری بود و اصلاح طلبانی که حذف شدند و شما حرف نزدید مربوط به زمان آقای غفوری بود و مربوط به دوران دوم نبود که بگوییم بله به شما توهین شد به سردبیر محترم شما توهین شد.

DSC_0468 [640x480]

بنده هم شاید تنها روزنامه ای بودم که به این توهین اعتراض کردم چون ایشان هم صنف من بود. خانم الوندی و کلی هم از ایشان دفاع کردم، این مسائلی بوده که در زمان اصولگرایان رخ داد ما که معتقد به جریان اصلاحات هستیم و ساختار شکن ها را اصلاح طلب نمی دانیم ، ساختار شکن هایی که آن طرف آب هستند اینها اصلاح طلب هم نیستند چرا که اصلاح طلب یعنی کسی که به یک اصلی ایمان دارد و خواستار اصلاح آن اصل است و الا کسی که نظام و قانون اساسی آن را قبول نداشته باشد و نه اعتقاد داشته باشد و نه التزام، ما اصلا اورا اصلاح طلب نمی دانیم، او اصلا ساختار شکن است و قضیه اش فرق می کند اصلاح طلب یعنی کسی که در این کشور، نظام، حاکمیت، رهبری و قانون اساسی را قبول دارد. اما به رویکرد دولت هایی که رفتنی هستند ایراد دارد می گوید این رویکرد آقای احمدی نژاد به ترکستان می رود یا رویکرد فلان رئیس جمهور رویکرد خوبی نیست.

معین:

من یک سوال چالشی در حوزه استان می خواهم بپرسم آیا در استان کرمانشاه هستند کسانی که ارتباط آنها با برخی از افراد در خارج از کشور روشن شده باشد یا سابقه آنها در زمان فتنه سوابق روشنی نباشد و با این حال به سمت هایی منصوب شوند؟ آیا داس در اینجا هم تحقق پیدا کرده یا نه.

چشمه گچی:

در استان تا این لحظه ای که خدمت شما هستم هشت یا نه ماه از دولت آقای روحانی می گذرد بر عکس خیلی از استان های دیگر تغییرات خیلی وسیعی نداشتیم و اتفاقا همیشه اصلاح طلبان استاندار را مورد خطاب قرار داده که چرا حرکت نمی کنید. چرا تکان نمی خوری؟ چرا فرماندارهایت همان فرمانداران سابق هستند. تقریبا معاونان ایشان ده روز پیش انتخاب شدند. اتفاق زیادی نیفتاده و اتفاقا استاندار از این نظر مورد انتقاد و مورد سوال اصلاح طلبان است که چرا تغییر نمیدهد و اراده ای برای تغییر ندارد. کامنت ها و پیام هایی از طرف مردم می رسد که استان هم اکنون در دست آقای احمدی نژاد است و تمام مدیران جز چند مورد مثل تربیت بدنی که اصلا سبقه سیاسی هم ندارند و میراث فرهنگی و آموزش و پرورش… کدام ارگان تغییر پیدا کردند که ما بگوییم داسی در کار بوده است؟ در حالیکه ما در حدود ۵۰ تا ۶۰ ارگان و سازمان داریم که هیچ تغییری نکردند اتفاقا سوال ما از استاندار این است که خب مردم به تغییر رای دادند چرا تغییر نمی دهید.

البته تغییری که ما انتظار داریم تغییر وضعیت است، تغییر وضعیت با تغییر افراد فرق دارد یعنی اینکه وضعیت بهتر بشود و وضعیت هم وقتی می خواهد بهترشود خب بالاخره مدیری هم که ده سال در یک مجموعه ای بوده و به این تفکربرای تغییرات هم رای نداد و عقیده ای ندارد، انتظار دارند تغییراتی داده شود.

ولی در کرمانشاه تغییرات خیلی سریع نداشتیم که بخواهیم بگوییم داس بوده یا کلید بوده یا سریع بوده است و اگر غیر از این است شما مصداق هایش را به من بگویید، همین چهار پنج نفر بوده که در مقابل پنجاه شصت تا سازمان چیز خیلی زیادی نیست. معاونانش هم ۱۰  روز پیش آمدند. خود این آدم ها هم نیروهای معتدلی هستند، از آقای میرزایی گرفته که منتسب به جریان اصول گرا هستند و آقای نیک کردار که آدم معتدلی هستند و آدمهای تند و افراطی نبودند. هنوز اتفاق خاصی نیفتاده که من اشاره کنم.

اما منهم از حضور افراد فرصت طلب بدم می آید همانگونه که آقای ترکمن بدش می آید از کسی که نه به اصلاح طلبی اعتقاد دارد و نه به اصولگرایی من هم مقابل همینها ایستاده ام، من از ابقای برخی از مدیران اصول گرا دارم حمایت می کنم و خود آن مدیران هم می دانند چون عملکردشان خوب بوده و زمانیکه ضبط ها خاموش شوند خواهم گفت از چه کسانی. من اگر رفیقی در وزارت خانه داشتم زنگ زدم و گفتم باید این مدیر حفظ شود. بعد از همان وزارت خانه به من زنگ زدند که میدانی این مدیر اصولگراست؟ و من گفتم که این فرد کارش خوب است چرا او را حذف می کنید؟ من به خود معاون سیاسی عرض کردم که مثلا فلان فرماندار قوی است حفظش کنید. می گویند خب اصلاح طلب نیست،  بنده خود در سایت توسعه نوشتم کسی که منصوب آقای احمدی نژاد بوده که منصوب آقای رجوی نبوده؟ و به این روند اعتراض کردم که آیا کافر حربی بوده؟ در خیلی از گفتگوهایی که داشتم همین اعتقادم را گفتم خود آن مدیرانی که نظرم بر ابقای آنها بوده کمکشان کردم و خودشان هم می دانند و این عقیده من است.

معین: آخرش نگفتید که این اتفاق افتاده یا نه و به سوال اصلی پاسخ ندادید؟

چشمه گچی: من عرض کردم که اتفاق خاصی نیفتاده و تغییرات سریعی رخ نداده است. اتفاقا سوال ما این است که تغییرات زیاد نبوده و استاندار از جانب اصلاح طلبان زیر سوال است که شما تکان نمی خورید.

معین: پس چرا می گویید که به برخی از نیروهای اصولگرا گفته اند که باید بروید؟ شما در مقابل چه چیزی ایستادید؟ چون شما گفتید من در مقابل این زیاده خواهی ها ایستادم؟ منظورتان از زیاده خواهی مگر همین عزل و نصب ها نبود؟

چشمه گچی: اعتقاد من اینست برخلاف برخی از دوستانی که تند رو هستند در جریان اصلاحات، مدیری که معتقد به نظام و انقلاب و مخالف آقای روحانی هم نیست عملکردش هم خوب بوده و پاکدست بوده باید حفظ شود. حرف من این است اما خیلی از دوستان این اعتقاد را ندارند و می گویند همین که اصلاح طلب نباشد باید برود ولی من این اعتقاد را ندارم چون این روش قبلا امتحان شده که جریانی بیاید یک جریان دیگر را حذف کند، ما چیزی که باید برایمان مهم باشد اعتقاد به نظام و پاکدستی و توانایی فرد است. آقای میرزایی را هم مثال زدم و گفتم آقای میرزایی فردی است که وابسته به جریان اصلاح طلب نیست ولی آمده و دارد کار می کند. خود بنده هم برای تبریک خدمت ایشان رفتم. ما در صحبت های خصوصی و شخصی وقتی می شنویم می خواهند کسی را برکنار کنند و فرد ضعیف تری را صرف اصلاح طلبی بیاورند موضع می گیریم، بنده در محافل اصلاح طلبی اعتراض کردم و حتی متهم هم شدم، الان برخی از تندروها می گویند که آقای مهدوی نفوذی اصولگرایان در بین اصلاح طلبان است من اعتقاد شخصی خود را به عنوان یک اصلاح طلب میانه رو و معتدل بیان می کنم و از کسی هم اجازه نمی گیرم و از نهیب کسی هم نمی ترسم ولی تغییرات خیلی نبوده، اما چیزهایی که به گوش می رسند که می خواهند انجام دهند من قبل از وقوع این اتفاقات حرفهایم را زدم و رایزنی هایم را کردم و ضبط هم که خاموش شوند برای شما مثال میزنم.

ترکمن:

خدمت آقای مهدوی عرض کنم که استان کرمانشاه نه در ۴ سال گذشته و نه در ۶ سال گذشته و نه در ۸ سال گذشته دست طرفداران اصولگرا نبوده است. دست آقای احمدی نژاد هم نبوده که الان بخواهد دستش باشد. شما وقتی در بدنه مدیریتی استان کنکاش بکنید می بینید که مدیریت استان اصلاح طلب بوده تمام معاونانش از اصلاح طلبان به نام هستند که این هشت سال هم بودند. لذا من خیال آقای مهدوی را راحت کنم که استان در ۴ سال گذشته دست آقای احمدی نژاد نبوده است، هشت سال هم در دستشان نبوده است و در ۴ سال گذشته هم به طریق اولی هیچ چیز در دستشان نبوده است.

آقای چشمه گچی نکات ریزی را فرمودند، ایشان گفتند که من به معاون استاندار گفتم که فلان فرد را عوض نکن، او گفته که این فرد اصلاح طلب نیست.. خب این یعنی معلوم است که دولت اصلا بر مبنای اعتدال نیست اصلا اعتدال یک شعار بود تمام شد رفت و مرد. باید اصلاح طلب باشد نه اعتدال گرا، در کرمانشاه تغییرات فراتر از داس و کلید است. ما باید الان فکری بکنیم و بگوییم این سه چهار نفری که منتسب به احمدی نژاد هستند را بردارند که یک دست بشود.

اصلا کرمانشاه تغییر نمی خواهد، هر آنچه هست جز استثنائاتی که از قبل هم بوده اند در دولت آقای خاتمی بودند در دولت آقای احمدی نژاد هم بودند الان هم هستند. و من اینها را فرصت طلب می نامم همانگونه که شما نامیدید. من می گویم که این داس و کلید کشوری است. در کرمانشاه جریان اصلاحات به لطف خدا در همه جا وجود دارد و در زمان آقای احمدی نژاد هم قوی بوده است. زمان آقای احمدی نژاد مدیر توی استان بوده که از ترس معاونش جرات یک جابه جایی نداشته است اما نکته مهمتر این است که افراد فرصت طلب و  اهل فتنه ای در حاشیه وجو دارند که می خواهند حالا که خودشان نیستند افرادی را وارد کنند. افرادی که در کرمانشاه شاخص بودند برای جریان فتنه می خواهند اینها را وارد سیستم کنند. یعنی این حکومت در سایه که گفتم به شکل دیگری در کرمانشاه عملی بشود.

DSC_0484 [640x480]

درخیلی از وزارت خانه ها این عمل انجام شده است و به فردی گفته اند که آقا تو بیا مدیر شو و او گفته که نه من به پیشواز فلان کس رفته ام و دیگر نمی توانم مدیر شوم ولی کسی را بگذارید که از ما فرمان بری داشته باشد. الان کرمانشاه دولت در سایه است اگر مدیری می آید کسی دارد آنها را ساپورت می کند تا همین مشی آنها انجام بشود، لذا اینجا نه داس می خواد نه کلید و نه تبر، گفتند یک بنده خدایی شیطان را خواب دید که روی دستش زنجیرها و طناب هایی در اندازه های مختلفی دارد، از او پرسید اینها چیست؟ شیطان جواب داد اینها برای به دام انداختن انسانهاست. آن فرد سوال کرد که بند و زنجیر من کدام است؟ شیطان به او پاسخ داد که تو به بند نیاز نداری، با یک اشاره خودت خواهی آمد، برخی از افراد در کرمانشاه اصلا قابل سنجیدن در مقیاس اصولگرایی و اصلاح طلبی و زنجیر و بند نیستند. خودشان شش دانگ هستند. الان آنچنان متغیر شدند که اصلا می گویند اصلا دولت روحانی را ما آوردیم. این حرف را خود آقای چشمه گچی هم قبول دارد. ما می گوییم این افراد نفوذی خیلی بیشتر از افراد مستقل در جناح اصولگرا یا اصلاح طلب میدان گرفته اند. ما حتما آقای نیک کردار و میرزایی را قبول داریم. اصلا مبنای ما این است که نیروی بومی معتقد به نظام برود و در جایی که از او می خواهند کار را بپذیرند.

معین: شما قبول دارید که این آقایانی که آقای مهدوی گفت مثل آقای میرزایی یا نیک کردار اصولگرا هستند؟

نه! من می گویم این افراد را از نظر سلامت قبول داریم. این افراد از دوستان ما هستند و از حوزه اصلاحات بوده اند و هستند برخی فراتر میروم خانم آنها، اصلا سیاست گذار اصلاحات بوده اند اینها را که نمی شود اصولگرا گفت.

قاسمی: خب من می خواهم یک سوال را مطرح کنم و وارد این بحث شویم. آقای چشمه گچی صراحتا بگویید از نظر شما مدیر موفق چه کسی باید باشد؟ شما پاسخ بدهید که بعدا از آقای ترکمن بپرسیم که در نهایت بتوانیم نتیجه گیری کنیم.

چشمه گچی:

من یک توضیح در خصوص گفته های آقای ترکمن داشته باشم بعد به این سوال جواب خواهم داد. من فرمایشات آقای ترکمن را قبول دارم. برخی از جریانات در خارج از استان بر عزل و نصب ها دخالت می کنند که این ها منافع شخصی خود را دنبال می کنند. من به عنوان یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات و نایب رئیس جبهه اصلاح طلبان کشور دارم عرض می کنم که جریان واقعی اصلاح طلب در کرمانشاه در این عزل و نصب ها دخالتی ندارد.

باندهای پشت پرده ای که اکثرا در خارج از استان هستند، به خاطر منافع شخصی و مطامع دنیوی خودشان عزل و نصب ها را دیکته می کنند حتی لیست دادند، لیستی که دادند اسم حاج جعفر همتی در آن نیست. اسم من هم در آن نیست. آقای همتی پاک دست است. مخالف رانت خواری و دزدی است. معتقد به نظام و اصول است. اما اینها یک اسامی را دادند و هرچی هم ما داد بزنیم که این افراد را بگذارید اما در استان طبق فرموده آنها عمل می کنند.

من نمی توانم قیامت خودم را فدا بکنم. این حرف آقای ترکمن کاملا صحیح است. افرادی هستند که فرصت طلبند. نه اصولگرا هستند نه اصلاح طلب. اصلاح طلب کسی است که لا اقل برای این جریان یک هزینه ای یک موضعی چیزی گرفته باشد. اینها در ۸ سال دوره احمدی نژاد رفتند در تهران و جاهای دیگر لباس سیاست را از تنشان در آوردند و شروع کردند به ثروت اندوزی، در خارج از کشور خانه خریدند بدون آزمون بورس تحصیلی گرفتندف بدون دادن امتحان تخصص گرفتند و الان هم آنها هستند که بر عزل و نصب های استان تسلط دارند. ما نیستیم. اصلاح طلب ها نیستند، من یکی از سران اصلاح طلب استان هستم یکی از فعالترین آنها هستم ای بسا حزب ما یک دفتر مرکزی دارد سایت دارد روزنامه داریم، من به شما عرض می کنم که دوستان ما در جلساتشان از این قضایا نگرانند.

دوستان ما در جلساتی که رفتند با آقای جهانگیری و آقای نوبخت سوال کردند که این چه کسانی هستند که به آقای استاندار دستور می دهند، هنوز وارد کرمانشاه نشدند شرکت های غیر بومی را آوردند که در مرزها تردد می کنند قیافه اینها را مردم ما ندیده اند. من در سرمقاله غرب هم نوشتم و اینجا اعلام می کنم که انتصاب فرمانداران مرزی تحت شعاع این رانت خواری ها دارد قرار می گیرد.

دارند برنامه ریزی می کنند که چه کسی ار در فرمانداری شهرستانی که بازارچه مرزی دارد بگذارند که بتواند با این افراد بسازد. خب ما از این کارها بدمان می آید و جلوی آن را هم می گیریم و در جلسه ائتلاف شورای حامیان تدبیر امید که اقای جعفری مسئولند و من هم مسئول کارگروه اطلاع رسانی آن هستم . در آنجا این مسائل دارد رصد می شود و سربازان گمنام امام زمان (عج) هم دارند رصد می کنند تا این افرادی که به نام اصلاحات می خواهد غارت کنند مرزها را رسوا شوند. متأسفانه تعدادی از مدیران تازه منصوب شده هم در میان اینها و در این شرکت ها حضور دارند. مردم رای ندادند که خدای نخواسته این افراد بیایند و مقدرات را در دست بگیرند و آبروی دولت آقای روحانی را ببرند و به امید مردم خیانت کند. ما در برابر این حرف ها ایستادیم و از این به بعد هم خواهیم ایستاد. اصلاح طلبیم اما معیار ما تدین و توانمندی و پاکدستی است. باید این چنین مدیرانی را چه اصلاح طلب و چه اصولگرا حفظ کرد.

معین: در کشور هم همین طور است؟

من در مورد استان حرف می زنیم، من چون در جلسات کشور کمتر شرکت می کنم و رئیس آقای حق شناس است کمتر اطلاع دارم.

در استان آنچکه هست این است که باندهایی در خارج از کشور این کارها را مدیریت می کنند. در استان کرمانشاه ما ۱۵ حزب هستیم که در این هشت سال هم حرف خودمان را زدیم اما افرادی بودند که در این مدت دور گرفتند اصلا نبودند، موضعی هم نگرفتند اما الان دوباره بوی کباب به مشامشان خورده و برگشتند کرمانشاهما اینها را به تعبیر آقای ترکمن فرصت طلب و خیانت کار می دانیم و با این رویکرد مخالفیم. در برابر آن ایستادیم و خواهیم ایستاد.

این افراد را مشخصا اعلام نمی کنید؟

ببینید اطلاعات ما در جلسات خصوصی مورد بحث قرار گرفته و رصد می شود تا زمانی که موضوعی به سرانجام برسد و مدارک مستند تری بیرون بیاید ما اینها را بررسی کرده و افشا خواهیم کرد.

خب آقای ترکمن شما بفرمایید:

بله. برادر عزیزمان آقای چشمه گچی در مباحثشان نشان دادند که به اصول تقوایی بحث معتقد هستند، آن دولت در سایه ایست که بنده عرض می کردم همان مطالبیست که آقای چشمه کچی فرمودند که سال های سال است به غارت می پردازند و حتی برخی از مدیران نوچه آنها هستند. لذا این تهدید است.

به نظر من اولین معیار ما برای استان در ابتدا اعتقاد به اصول نظام و خطوط قرمز است. دوم آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد نباید باشیم. دلیلی ندارد وقتی ما در استان نیروی توانمند داریم استاندار ما از آن طرف دنیا بیاید. من نمی خواهم بحث استاندار فعلی را داشته باشم. من در زمان آقای هاشمی هم می گفتم که ده ها و صد ها نفر داریم که می توانند استاندار باشندو دولت باید این را جواب بدهد. چرا آقای زاهدی را می برد در جای دیگری به کار می گیرد؟

چشمه گچی: البته آقای زاهدی کرمانشاهی نیستند.

ترکمن: به هرحال فردی که در این استان علقه هایی دارد و از این آب و خاک است باید باشد. ما ممکن است در حوزه سیاسی اختلافاتی داشته باشیم ما به این معتقدیم که باید از نیروهای استان چه اصولگرا و چه اصلاح طلب باید در استان مدیریت کند. چه دلیلی دارد یک عضوی از حزب مشارکت تهران بیاید و استاندار کرمانشاه شود؟ بیایند دلیلش را بگویند. ما نمی فهمیم استاندار ما چرا باید از حزبی باشد که آن حزب منحل شده است.

چرا باید استاندار ما فرماندار یک شهری باشد که زمان مدیریت او بحران های زیادی در تهران برقرار بوده. اینها همه جای خود. اما این مسئله را نمی توانیم بفهمیم با اینکه نیروهای ما برای استانداری کم نیستند اما میوه ممنوعه ما برای استانداری چیست؟  بیایند بگویند. این آن خطی است که آقای مهدوی روشن کرد. یعنی باید فردی استاندار کرمانشاه شود که تبعیت کند از یک جریان پشت پرده ناشناس و معلوم الحال که سالها استان را به قهقرا بردند. رفتند دنبال ویلا های خارجشانف ویلاهای شمالشان، ثروتشان، زمین های آنها برج هایشان و… اینها از کجاست؟ اینها در هر قاموسی باشند در اصولگرای واقعی و یا اصلاح طلب معتقد به نظام نمی گنجند. این دست مدیران را ما نمی خواهیم.

خب آقا استاندار گذاشتید، معاون سیاسی را دیگر چرا غیر بومی قرار دادید؟ مگر ما چه نقصی داریم؟ بیایند صراحتا در این باره حرف بزنند گرایش برای ما زمانی مهم است که این گرایش بیاید در عدالت تأثیر بگذارد و الا نمی گفتیم که آقای نیک کردار و یا میرزایی را قبول داریم و حمایت می کنیم.

DSC_0469 [640x480]

عدم کفایت آنانی که در پشت پرده در حال زدو بند هستند نمی گذارد افرادی که از جریان اصیل و توانمند خود استان هستند رشد کنند و دیده شوند. ما با برادران اصلاح طلب در مبانی البته اصلاح طلبانی که به نظام و رهبری معتقد هستند و تبعیت عملی دارند مشکلی نداریم. ما با اصلاح طلب هایی که در زندان هستند و یا در آنسوی مرزها با دشمن هم نشین هستند مشکل داریم. ما به یک اصل معتقدیم که وقتی کالایی مرغوب تر از دولت داریم چرا از کالای ما استفاده نمی کند؟ دولت باید دلیل این موضوع را اعلام کند. لذا ما بحثمان این است که نه در اصولگرایان که در حوزه اصولگرایی هر مدیری پاکدست، معتقد به مبانی نظام، مطمئن و عادل در رفتار اجتماعی باشد اورا باید آورد.

این جریان اختاپوسی و مافیایی پشت پرده برای انتخاب مدیر در کرمانشاه همین جریانی است که آقای چشمه گچی به خاطر اطلاعت بیشتر به آن اذعان دارد. آنها هم آدم هایی می آورند که نقاط ضعفشان فراوان باشد تا بتوانند با استفاده از آن نقاط سرمایه های خود را حفظ کنند.

چشمه گچی:

من تعبیر اقای ترکمن در خصوص دولت در سایه را قبول دارم اما باید ببینیم این وضعیت به چه دلیلی به وجود آمد. من تعبیرم این است استاندار غیر بومی بدون هیچ گونه آگاهی از استان و هیچ شناختی که ۳۶ ساعت قبل از انتصاب متوجه می شود باید به کرمانشاه بیاید دلیل دارد. آیا کرمانشاه اینقدر بی صاحب است که ظرف ۳۶ ساعت به یکی بگویند شما هم برو این استان و بعد هم ایشان بیاید و بگوید من هم متغلق به زاگرسم. آخر زاگرس دامنه اش از شمال غرب تا خوزستان کشیده شده است این که نشد.

به اعتقاد من دو گروه در تشکیل این دولت سایه و اوردن استاندار غیر بومی نقش داشتند. یکی نمایندگان کرمانشاه که به جای حمایت از افرادی مثل آقای میرزایی یا آقای همتی رفتند و با اینها مخالفت کردند. بنده اعتقاد دارم که برخی از نمایندگان استان هم خیلی شدید تر با گزینه های بومی مخالفت کردند و برای هر گزینه بومی یکی دلیلی آوردند. گفتند یکی فتنه گر است دیگری فلان است و… تا اینکه شب آخری که قرار بود هیئت دولت حکم انتصا آقای رضایی را صادر کند همین نمایندگان رفتند و گفتند به هاشمی راضی هستیم که وزارت کشور مخالفت کرد و گفت دیر شده است. که یکی از نمایندگان این را به اقای استاندار فعلی کرمانشاه گفته بود و ایشان هم در جمع ما احزاب اصلاح طلب چند روز بعد از ورودشان به کرمانشاه گفت که یکی از نماینگان اذعان کرده که ما به گردن شما در انتصابت حق داریم چون جلوی انتصاب دیگران را گرفتیم که تو منصوب شدی.

نمایندگان کرمانشاه می دانستند که دولت نیروی قالیباف را استاندار نمی کند اما باز آقای نوروزی را در لیست گذاشتند. وزارت کشور صراحتا اعلام کرد که هر ۳۱ استاندار تغییر خواهد کرد اما باز آقای دمیاد را در لیست قرار دادند.

بعد از نمایندگان تندرو های افراطی جریان اصلاح طلب مقصر بودند. اینها را حتما منتشر کنید چون من با خدای خودم معامله کردم و هیچ هراسی ندارم. روز دوشنبه ای نامه آقای همتی به عنوان استاندار کرمانشاه نهایی می شود و می رود به هیئت دولت که برای روز چهارشنبه  ایشان منصوب شود. اخیرا نامه ای کشف شده که همان روزها اصلاح طلبان تند رو کرمانشاه بدون اطلاع سایر اصلاح طلبها  نامه ای به آقی رئیس جمهور، آقای جهانگیری، آقای نوبخت می نویسند که اگر آقای همتی استاندار شود چادر را به زور بر سر دختران می کندف دخترانی که مویشان بیرون باشد به شلاق می کشاند این نامه هست و اسامی اصلاح طلبان افراطی کرمانشاه هم پای آن هست. این نامه ۱۰ روز پیش کشف شده است.

خب آقای همتی قیافه ای هم دارد با محاسن بلند که ممکن است این حرفها به ایشان بیاید. ایشان بیشتر شبیه برادرای حزب اللهی است تا اصلاح طلبها. خب اینها جلوی این انتصاب را گرفتند و الان هم آقای همتی را خانه نشین کردند. ایشان را حتی برای معاون سیاسی هم نگذاشتند چون می دانستند که معاون سیاسی با فرماندری ها سرو کار دارد و همتی هم کسی نیست که سازش کند. ایشان الان خانه نشین است. بسیاری از نیروهای معتدل همین طور هستند. آقای دل انگیزان خانه نشین است. ما این حرف ها را که می زنیم نه اینکه سهم می خواهیم. سهم نوش جان خودشان. کار کنند برای ملت جلوی رانت خواری ها بگیرند. مگر کرمانشاه سفره است که هرکس از آن طرف کشور بیاید چنگ بیندازد بر بازراچه های مرزی. این مال ملت است. چرا مردم کرمانشاه باید فقط باربری بازرچه ها سهمشان باشد؟ ترافیک جاده ها و تصادفات و دودی که از کامیون های عراقی تا ۲۰۰ متر از حاشیه جاده مزارع را لم یزرع می کند نصیبشان شود؟ بعد ما دلمان خوش است که سر اصولگرایی مناظره می کنیم.

DSC_0488 [640x480]

باید من و آقای ترکمن و آقای معین ید واحده شویم در برابر فرصت طلبها، همین مدیرانی که به نام اصولگرایی عکس احمدی نژاد را گرفتند الان از نیروهای اصلاح طلب برای ابقا بیشتر حریص هستند. می روند می گویند خواهر زاده من هم اصلاح طلب است تا بمانند. باید ما برای مقابله با افرادی که به نظام و به انقلاب اعتقاد ندارند تلاش کنیم و جلوی آنها را بگیریم. غیر از این حرفی ندارم.

ترکمن:

شاید سخنانی که آقای چشمه گچی گفتند درد دل بسیاری از نیروهای مومن و دلسوز کرمانشاه است. اختلاف سلایق تا جایی خوب است که به بنیان ها آسیب نزند. اگر جایی اختلاف ها باعث ریزش شد قطعا کسانی سود می برند که زیر شاخه ایستاده اند نه آن کسی سود می برد که روی شاخه ایستاده و نه آن کسی که در حال بریدن شاخه است.

ما باید در تحلیل های خود چند موضوع را به عنوان نظر واحد را بپذیریم که این هم عقیده اصولگرایان استان است و هم عقیده اصلاح طلبان واقعی و معتقد به نظام. و آن این است که اولا نیروهای کارکشته استان به این بلوغ سیاسی و اجرایی رسیده اند که خودشان می توانند استان را با نیورهای توانمند ارزشی و پاکدست اداره کنند.

ثانیا اینکه دولت آقای روحانی روشن و واضح به تعهدات خودش در زمینه استفاده از نیروی انسانی شایسته در عزل و نصب های خودش و شایسته سالاری در این استان عمل نکرده است. همان مواردی که آقای چشمه گچی گفتند نشانه واضح این امر است که دولت از بیرون استان را اداره می کند و نه از درون، اراده های بیرونی فراتر از اراده های افرادی است که در استان برای دولت کار کردند.

سوم اینکه ما از اصلاح طلبان واقعی و معتقد به نظام یک انتظار داریم و آن اینکه دولت آقای روحانی با علم و کتل اصلاحات به میدان نیامده ولی از اصلاحات به حد انتفاع خود بهره برده است. اگر شما می خواهید حکومت سالم، قدرمند و توانمند باشد از کسانی استفاده کنید که شاخصه های یک مسئول متعهد در نظام جمهوری اسلامی را داشته باشد.

ما که به عنوان اصولگرایان نه خواستیم و نه توانستیم که از احمدی نژاد سهمی بگیریم از شما به طور اولی سهمی نمی خوایم و اصلا در صف شما قرار نگرفته ایم و نخواهیم گرفت. ما از روز اول در روزنامه خود تیتر کردیم که عدم اتحاد اصولگران روحانی را رئیس جمهور می کند این تیتر روزنامه ما بود. رک و ساده می گویم نیروی جوان و با کفایت بسیار بیشتر از تصور ما در جمهوری اسلامی وجود دارد که کابینه را در دست بگیرد.

مطلب چهارم اینکه لغزش های هر دولت مرد در بخشهای سیاسی و اقتصادی و یا در هر بخش دیگر از حوزه دفاعیه ما بیرون است. هر کسی می خواهد باشد.

و اخر اینکه نیروهای متعهد و متدین و جبهه ای استان باید در یک صف باشند و کاری کنند که تخریب چی ها سرمایه های ملی ما که همین نیروی انسانی ماست را تخریب نکنند و هرجا لازم است کمک کنیم که این مهم محقق شود و تلاش ما بر این باشد که انسانهای معتقد به نظام و ولی فقیه در راس امور باشند تا مردم به رفاه و سعادت برسند.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد